صبح سه شنبه است از پنجمین روز آبان 88. آموزگار، دانش آموزان داوطلب را به خواندن انشایی دعوت میکند که یک هفته پیشتر در موردش حرف زده بودند.
عدنان از میان پنجره نیمه باز، بیرون را میپاید و جادهای که در انتهایش، مشعلی میسوزد. مشعلی که سالهاست فانوس شبهای روستای شاوه بیت حمید شده.
میگویند "مجتمع بهره برداری شماره 4 مارون" خانه فانوس همیشه روشن است و عدنان بیتوجه به سارا - خواهرش – که خواندن انشایش را آغاز کرده، چشم انتظار خودرویی است پر از هدیه که قراراست از نفت برسد.
بچهها هم مثل عدنان درانتظارند، انتظارشان کم کم پچپچی میشود و همهمهشان بالا میگیرد...
- بچهها دقت کنید! سارا انشایش را برای شما میخواند.
:« حیاط مدرسه سه ماه آخر سال اتاق درسمان بود، آخر مدرسه هنوز آماده نشده بود کلاسها را به رنگ صورتی و کرم زیبایی درآوردند و گفتند برای سال آینده آماده میشود.
آموزش ایمنی هم گذاشتند، فیلم پخش کردند و گفتند لولههای نفت نزدیک خانههایمان است و باید خیلی مواظب باشیم. بعد هم کتابهای داستان نفت به ما دادند و یک کلاه آبی قشنگ و دو خودکار قرمز و مشکی. پدر بزرگم آنها را میشناسد و پیشترها با آنها کار کرده. پدر بزرگم میگوید هرچه گفتند گوش کنیم و نزدیک لولهها بازی نکنیم چون توی آنها نفت است و اگر ضربه ببیند آتش میگیرد. پدربزرگم میگوید تمام این لولهها، لولههای شرکت مارون است...»
صدای خودروهای شرکت بهره برداری نفت و گاز مارون که بلند میشود، بچهها دیگر چیزی از انشای سارا نمیشنوند، میخندند و فریاد میزنند و همراه آموزگارشان از کلاس بیرون میروند.
مردان نفتی شرکت بهره برداری نفت و گاز مارون با دو خودرو آمدهاند تا برنامههای فرهنگی برای ساکنان پیرامون لولهها و تاسیسات نفتی را پی بگیرند. بروشورها توزیع میشود و مسابقه برگزار میکنند بعد هم به تمام بچههای کلاس هدیه میدهند: ساعت مچی، خودکار، دفترچه یادداشت و کلاه.... سال تحصیلی جدید را هم تبریک میگویند و میروند.
اسناد میگویند "شاوه بیت حمید" یک قرن پیش از کشف میدان مارون پا گرفت و از طایفه "آل خمیس" خوزستان درآن سکنی گزیدند و حالا مردمانش قدر نفت را بیشتر میدانند. دانستهاند که همسایگی با این سیاه مایع تند بو، میتواند سختی و تندخویی طبیعت را از زندگانی آنان برهاند و لبخند را بر چهره کودکانشان بنشاند. آخر از نعمت همین همسایهشان است که تنها مدرسه دو کلاسهشان را نونوار کردندو حالا هم کودکانشان با شوری دیگر شبهای آرام روستا را به امید طلوع دوباره خورشید دشت مارون و شنیدن نوای زنگ مدرسه سپری میکنند. این همسایه سیاه، امید زندگی را در شاوه بیت حمید بیشتر کرده است.
سال پیش بود که شرکت با کمک مالی، دبستان شهید محمد خیابانی روستای شاوه بیت حمید را نوسازی کرد و امروز این مدرسه 33 ساله، رختی نو بر تن کرده است.
ترکیبی از رنگ صورتی و کرم روشن چهره دو کلاس مدرسه را تغییر داده، آنگونه که بچهها میپسندیدند.
کلاسها هم با هم آمیخته شدهاند تا برادر هفت ساله و خواهر 10 ساله، عموزادههای کوچک و عمهزادههای بزرگ، همکلاسی شوند.
پشت پنجره کلاس، گنجشگکان در لانههای به جای مانده از پرستوهای بهار، در هوای ابری این روزهای خوزستان، بیقرار بارانند؛ همان گونه که زایر عباس، پدر بزرگ سارا و عدنان، بیقرار باران است.
زایر عباس مدام به آسمان مینگرد و خداوند را به حق امام هشتم (ع) سوگند میدهد تا امسال سومین سال خشکسالی موطنش نباشد؛ نفس آرامی میکشد و آن روزها را یاد میکند که نگهبانی چند حلقه چاه نفتی مارون را در نزدیکی روستا شاوه بیت حمید به عهده داشت و از خطوط لولهای میگوید که نفت این چاهها را برای شیرین سازی و جدا کردن گاز همراه آن به مجتمع بهره برداری شماره 4 مارون (واقع در 3 کیلومتری روستای شاوه بیت حمید) منتقل میکردند؛ روزهایی که باران بود و فراوانی محصول کشاورزی، اما همزمان با بازنشستگی، کشت و داشت زمینها هم انگار به خواب رفت؛ غم بازنشستگی و نبود محصول کشاورزی، زایر عباس را در هم میشکند و آن را به جدایی از نفت تعبیر میکند.
میگوید نفت برایش همیشه برکت بوده و حالا چند سالی است که خانه نشین شده و کاری جز حسرت روزهای تلاش و پرکاری در نفت را ندارد.
سارا، نرگس، حمید، محمد علی و ساینا در حیاط بدون در و دیوار مدرسه، ساعت ورزش را با توپی نو که گویا هدیه نفت است سپری می کنند، اما عدنان زیر سایه "کهور" کهنسال، کتابش را باز کرده و میخواند: "ما یک کره زمین داریم" درسی که مربوطاست به طبیعت و دوست داشتن آن و پاک نگاهداشتن محیط زندگی.
عقربهها به 12 نزدیک میشوند و آموزگار هم تکالیف فردا را میدهد. بچه ها کلاس را ترک میکنند؛ آن سوتر، زائر عباس منتظر است، دست نوهها را میگیرد و میرود به سوی آخرین خانه روستایی، جایی در پشت باغی کوچک و خشک و بیآب که لوله 8 اینچ نفت هم از کنار دیوار آن گذر میکند.
ولوله همکلاسیها نگاه سارا و عدنان را با خود میبرد.
سال پیش ساخت مدارس جدید و تعمیر، نوسازی و مرمت مدارس موجود روستاهای غرب رودخانه جراحی به درخواست آموزش و پرورش شهرستان رامشیر و تقاضای فرمانداری این شهرستان و موافقت هیئت مدیره شرکت ملی نفت ایران آغاز و برای اجرا به امور مهندسی و ساختمان شرکت بهره برداری نفت و گاز مارون واگذار شد.
کارشناسان امور مهندسی و ساختمان این شرکت هم بازدیدهایی از مدارس داشتند و با توجه به وضعیت ساختمانهای موجود، پروژههایی برای ساخت مدارس جدید و تعمیر و بهسازی مدارس فرسوده تعریف شد؛ پس از طی مراحل طراحی و برآورد و انجام تشریفات مناقصه و معرفی پیمانکاران 10 پروژه در دستور کار این شرکت قرار گرفت.
پروژهها در قالب ساخت سه مدرسه جدید و تعمیر و بهسازی هفت مدرسه قدیمی و فرسوده تعریف و عملیات اجرایی آن با اختصاص سه میلیارد و 800 میلیون ریال اعتبار آغاز شد و مدرسهها کم کم جان گرفتند:
تعمیر و بهسازی دبستان سعدی روستای بیت منصور، ساخت یک باب کلاس و سرویس بهداشتی دبستان مقداد روستای معیدله علیا، بهسازی و تعمیرات مدارس معراج و شهید باهنر شاوه صیوان، ساخت یک باب کلاس، دفتر و سرویس بهداشتی دبستان انقلاب روستای مزنده، بهسازی و تعمیر مدرسه حضرت سکینه (ع) روستای مشراگه، ساخت یک باب کلاس، دفتر و سرویس بهداشتی مدرسه حسین فاطمی روستای شاوه عود تقی، بهسازی و تعمیر مدرسه محمد خیابانی روستای شاوه بیت حمید، بهسازی و تعمیر مدرسه شهید قنواتی روستای بیت خلاف و بهسازی و تعمیر مدرسه دهخدا روستای علوان مسلم.
در پروژههای ساخت مدارس جدید، ساخت یک کلاس درس بزرگ و یک باب دفتر مدرسه، نصب پنکه سقفی، ساخت سرویس بهداشتی و آبخوری، نصب مخزن آب و محوطه سازی مورد نیاز، مد نظر قرار گرفت.
در پروژههای تعمیر و بهسازی مدارس فرسوده هم اصلاح شیب بندی سقف، اجرای ایزوگام، سفیدکاری و رنگ آمیزی، سنگ کاری دیوارهای کلاسها با سنگ پلاک، نصب پنکه سقفی، نصب مخزن آب، بهسازی نمای داخل و بیرون مدرسه و درنهایت بهسازی محوطه اطراف آن در برنامه اجرایی شرکت بهره برداری نفت و گاز مارون قرار گرفت.
راه ارتباطی بسیاری از بچههای ساکن روستاهای فاقد مدرسه برای رسیدن به روستاهای همسایه ناهموار بود به طوری که گاه بیش از 40 دقیقه مجبور بودند پیاده روی کنند. این موضوع هم در فهرست پروژههای ساختمانی شرکت مارون گنجانده و راه سازی در روستاهای فاقد جاده در پیرامون تاسیسات و خطوط نفت و گاز آغاز شد.
خیط ام الحیل، عسیف، غدیر سبع، فرهه، سبع اکطاع سفلی، بویرده، رشید، لحمیر، مریبی، ریزه، مزنده، علوان، عشاره و برخی روستاهای دیگر در این پروژه قرار گرفتند؛ در مجموع بیش از 40 کیلومتر از راه های روستایی با صرف 12 میلیارد و 251 میلیون ریال مرمت و بازسازی شد.
شرکت بهره برداری نفت و گاز مارون در همسویی با توسعه زیرساختهای فرهنگی از سالهای گذشته تلاش کرده با اجرای برنامههای متنوع فرهنگی و اجتماعی، محیط زندگی مردم ساکن پیرامون تاسیسات خود را بهبود بخشد؛ برگزاری کلاس های آموزش ایمنی، پخش فیلم های آموزشی، نصب تابلوهای هشدار دهنده ایمنی و اخیرا با توزیع مجموعه کتاب های داستان نفت به منظور آشنایی دانش آموزان با مسائل مهم و فرآیند تولید نفت و خطرهای همجوار بودن با تاسیسات، از جمله اقدامهای این شرکت بوده است.
کتابهایی در میان دانش آموزان مقاطع راهنمایی و دبیرستان روستاها نیز توزیع و مقرر شده به دانش آموزانی که بهترین خلاصه نویسی را ارائه میدهند، جوایز نفیسی اهدا شود؛ این مسابقات اجرا و به دانش آموزان برگزیده 26 عدد ساعت مچی و 492 مجموعه لوازم تحریر اهدا شد.
در برخی روستاهای دیگر نیز که مدارس با نیازهایی رو به رو بودند؛ همکاری قابل توجه شرکت بهره برداری نفت و گاز مارون با سازمان آموزش و پرورش استان خوزستان انجام شد؛ تامین و نصب سه مخزن آب پنج هزار لیتری برای مدارس روستای غیزانیه در حوزه شهرستان اهواز با هزینه 24 میلیون ریال، بازسازی دبستان شهید محلاتی روستای نمره 3 در حوزه شهرستان اهواز و خرید هدیه برای دانش آموزان این دبستان با هزینه 80 میلیون ریال، بررسی و کارشناسی 15 باب مدرسه روستایی حوزه شهرستان های هفتکل و اهواز با اعتباری معادل سه میلیارد و 250 میلیون ریال که در مرحله اخذ مجوزهای لازم است و خرید هدیه برای دانش آموزان برگزیده مسابقات فرهنگی و آموزش ایمنی روستاهای حوزه شهرستان اهواز با صرف هزینه ای معادل 54 میلیون و 200 هزار ریال، از جمله این فعالیتهاست.
در سه چهار سال اخیر توجه وزارت نفت به محیط پیرامون تاسیسات خود بیشتر شده ، زیرا معتقد است کمک به محیط همسایگان نفت شرط لازم برای توسعه پایدار است؛ توسعهای که با اعتلای سطح زندگی ساکنان، امید زیستن را نیز در میان مردمان آن افزایش داده است.
گزارش: مجتبی عوض زاده