این دگرگونی ها متاثر از دو عامل است: نخست عامل اقتصادی که خود از پیشرفت های تکنولوژیک ناشی شده و بازار گاز آمریکا را به سوی بی نیازی روزافزون از واردات گاز سوق داده است. دوم انتخابات اوکراین که سبب شکست نیروهای هوادار نزدیکی رابطه با غرب شده و می رود تا روابط این کشور را با روسیه، بزرگ ترین صادر کننده گاز به اروپا، دگرگون سازد.
اما رویداد نخست که به تازگی بازار گاز را تحت تاثیر قرار داده است، فن آوری نوینی است که به مدد آن می توان گازهای غیر متعارف را به گونه ای که صرفه اقتصادی داشته باشد، تولید کرد. فن آوری جدید سبب شده است تا تولید منابع غیر متعارف گاز در آمریکا به شدت افزایش و واردات گاز طبیعی به شدت کاهش یابد. آنگونه که نشریه گلوبال مارکتز در سرمقاله خود به نقل از تونی هیوارد، مدیر اجرایی شرکت نفتی بی پی اعلام کرد: انقلاب تکنولوژیک در عرضه استخراج گاز می تواند ذخایر گاز جهانی را به میزان60 درصد افزایش دهد که برای مصرف جهان به میزان یکصد سال کافی خواهد بود.
این رویداد جدید سبب شد تا آمریکا در سال 2009 در زمینه تولید گاز از روسیه پیشی گیرد، به بزرگ ترین تولید کننده گاز جهان بدل شود و از وادات گاز به صورت محموله های ال ان جی به شدت بکاهد. با این دگرگونی صادرکنندگان ال ان جی، که درحال از دست دادن یکی از بازارهای عمده گاز خود هستند، ناچارند گاز خود را در بازارهای دیگری از جمله اروپا عرضه کنند.
شرایط نوین بویژه قطر را وادار کرده است تا محموله های گاز مایع خود را روانه بازار اروپا سازد. این در حالی است که کاهش تقاضا در اروپا از یک سو و اضافه شدن عرضه گاز قطر به گاز روسیه و الجزایر در اروپا بهای گاز را در بازار آزاد به شدت کاهش داده است.
این تغییرات در مواردی سبب شده است تفاوت بهای گاز در بازار نقد (4 دلار به ازای هر یک میلیون بی تی یو) و فروش آن در قالب قراردادهای طولانی مدت (محاسبه بهای گاز بر مبنای هر بشکه نفت 85 دلار در حال حاضر) به ده برابر برسد.
فاصله بسیار زیاد قیمت ها وارد کنندگان گاز را برآن داشته است تا شیوه سنتی قیمت گذاری را که در آن بهای گاز با قیمت های نفت در بازار آزاد در ارتباط است زیر سوال ببرند. وارد کنندگان می پرسند: در شرایطی که بهای گاز در بازار نقد بسیار پایین است چرا بهای گاز وارداتی از طریق خط لوله باید بر مبنای قیمت های بالای نفت محاسبه شود؟
وارد کنندگان گاز به تازگی ادعا می کنند که قیمت گاز بر اساس شرایط قراردادی اگر تابعی از قیمت ها در بازار آزاد گاز نیست حداقل باید قیمت های بازار آزاد گاز را در برآوردهای خود لحاظ کند.
این نگرش جدید پیش از همه الجزایر را، که از سوی خریداران اروپایی برای کاهش بهای گاز تحت فشار است، واداشت تا اوایل فروردین در حاشیه نشست مجمع جهانی انرژی درکانکن مکزیک از کشورهای صادر کننده گاز بخواهد تا به منظور دفاع از قیمت های گاز عرضه را کاهش دهند.
به فاصله حدود 20 روز پس از نشست مجمع جهانی انرژی در کانکن مکزیک، نشست کشورهای عضو مجمع کشورهای صادر کننده گاز روز 30 فروردین در وهران الجزایر برگزار شد. در این نشست اگر چه روسیه و قطر به عنوان دو کشور عمده صادر کننده گاز پیشنهاد الجزایر را رد کردند اما در برابر مصرف کنندگان موضع قاطعی اتخاد و بر حفظ رابطه قیمت های گاز با نفت تاکید کردند.
اما آنچه گفته شد همه تحولات نوین بازار گاز را توضیح نمی دهد. همزمان به این دگرگونی های سیاسی و تکنولوژیک رویداد دیگری که جنبه سیاسی دارد به وقوع پیوسته است که می تواند بر سمت و سوی آینده بازار گاز و پروژه های صدور آن از طریق خط لوله، بویژه در اروپا، اثر بگذارد.
با انقلاب نارنجی در اوکراین در سال 2004 و روی کارآمدن طرفداران نزدیکی روابط با غرب در این کشور، روابط مسکو و کی یف به میزان زیادی به تیرگی گرایید که عمدتا ناشی از گرایش اوکراین به عضویت در اتحادیه اروپا و پیوستن به ناتو بود.
چنین گرایش هایی سبب شد تا شرکت های گازپروم روسیه از یک سو و شرکت "نفت و گاز" اوکراین از سوی دیگر به اهرمی برای اعمال فشار و امتیاز گیری تبدیل شوند. روسیه قصد داشت با اعمال محدودیت در زمینه صادرات گاز و یا افزایش قیمت های آن اوکراین و اروپا را از تغییر مناسبات سیاسی و نظامی در منطقه منصرف کند.
کشمکش های ناشی از این تعارضات نه تنها سبب شد تا اروپا در زمستان سال های 2006 و 2009 به دلیل توقف صدور گاز روزهای تلخی را تجربه کند بلکه سبب شد تا هم روسیه و هم اروپا هر یک برای تامین امنیت انرژی، یکی برای تامین امنیت عرضه و دیگری برای تامین امنیت تقاضا، راهبردهای جدیدی در پیش گیرند.
خط لوله نورد استریم برای دور زدن اوکراین به منظور صدور مستقیم گاز روسیه به آلمان و دیگر کشورهای مصرف کننده عمده اروپا از طریق دریای بالتیک و نیز خط لوله ساوت استریم برای صادرات گاز روسیه به جنوب اروپا با این اهداف طراحی شدند.
خط لوله دیگری که کم و بیش متاثر از کشمکش های سیاسی روسیه و اوکراین مورد توجه جدی قرار گرفت خط لوله نابوکو بود. این خط لوله بر آن است تا با کاهش وابستگی اروپا به گاز روسیه، امنیت انرژی مصرف کنندگان گاز این قاره را از طریق انتقال گاز کشورهای حوزه خزر به اروپا تامین کند.
اما فضایی که این پروژه ها در آن ها طراحی و یا مورد مطالعه جدی قرار گرفتند، اکنون به سرعت در حال تغییر است.
بحران اقتصادی جهان که اقتصاد اوکراین را به شدت در تنگنا قرار داد، اهمیت عادی سازی روابط با روسیه به منظور بهره مندی از امتیازات اقتصادی از جمله واردات گاز با قیمت های پایین تر و نیز عواید ناشی از ترانزیت گاز روسیه را مورد توجه قرار داده است. به این ترتیب بود که پیوستن به ناتو و اتحادیه اروپا در انتخابات اوکراین تحت الشعاع بهبود اوضاع اقتصادی قرار گرفت، طرفداران نزدیکی رابطه با روسیه در اوکراین بر سر کارآمدند و ویکتور یانوکویچ بر یولیا تیموشنکو در انتخابات ریاست جمهوری پیروز شد.
انتخابات اخیر اوکراین سبب شده است تا روند بهبود روابط این کشور با روسیه از سرگرفته شود. اکنون اوکراین با تمدید حضور ناوگان روسیه در دریای سیاه تا نیمه های قرن جاری و روسیه با کاهش بهای گاز صادراتی به اوکراین به میزان 30 درصد معادل صد دلار در هزار متر مکعب، موافقت کرده است.
بدون تردید روند جدید نزدیکی روابط اوکراین و روسیه به نحوی بر اجرای سه پروژه خط لوله گازی که در دوران تنش در روابط روسیه و اوکراین اهمیت فراوان یافتند، تاثیر خواهد گذارد. از میان این سه پروژه شاید خط لوله گاز نابوکو بیش از همه تحت تاثیر قرار گیرد.
اگر قرار باشد قیمت های گاز در پرتو تحولات تکنولوژیک و مقرون به صرفه شدن تولید گازهای غیرمتعارف کاهش یابد و بهبود روابط اوکراین و روسیه نگرانی های ناشی از امنیت انرژی را برای اروپا کاهش دهد، بنا بر این بازار گاز باید شاهد تحولات نوینی چه در زمینه قیمت گذاری و چه اجرای خطوط لوله صادرات گاز، به ویژه در اروپا، باشد.