اگر چه پیروزی های نظامی فرزندان جان بر کف این آب و خاک در عملیات فتح المبین و بیت المقدس همه ابعاد دیگر این رویداد تاریخی را تحت الشعاع قرار داده است، اما جدای از ابعاد نظامی، دیگر ابعاد این رویداد حماسی، از جمله نقشی که سیاست های نفتی آن دوران در تامین نیازهای مالی جبهه و جنگ ایفا کرد، تا کنون کمتر مورد بررسی قرار گرفته است. از این رو مطلب پیش رو اشاره کوتاهی دارد به سیاست نفتی کشورمان در دوران عملیات آزاد سازی خرمشهر.
پس از آن که انقلاب اسلامی در بهمن 1357 به پیروزی رسید، سیاست نفتی ایران در زمینه تولید، فروش و قیمت گذاری نفت نیز به کلی دگرگون شد. خروج نفت ایران از بازار جهانی به میزان حدود پنج میلیون بشکه نفت در روز بازار جهانی نفت را با شوک رو به رو ساخت و بهای نفت را به شدت افزایش داد، به گونه ای که بهای نفت که در ماه های قبل از انقلاب در بازار جهانی اندکی بیش از 12 دلار در هر بشکه معامله می شد طی مدتی کوتاه به سه برابر یعنی 36 دلار در هر بشکه رسید.
اما به فاصله نه چندان زیادی پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، بازار نفت شاهد رویداد دیگری بود که این نیز بر بازار نفت و قیمت ها تاثیر شگرفی داشت: تجاوز عراق به ایران در شهریور 1359.
با آغاز جنگ بازار جهانی نفت یک بار دیگر بی ثبات شد چرا که ایران و عراق هر دو عضو اوپک بودند. با آغاز جنگ بخش زیادی از تاسیسات نفتی دو کشور منهدم شد و به دنبال آن حدود 4 میلیون بشکه نفت در روز از بازار جهانی خارج شد. این تحولات سبب شد تا بهای نفت در مواردی در بازار آزاد به 40 دلار در هر بشکه افزایش یابد.
در این میان موضوع تولید و قیمت های نفت در نشست های اوپک به موضوعی جنجال برانگیز بدل شد به نحوی که نشست های اوپک در مواردی بدون دستیابی به توافق به کار خود پایان می داد. چنین وضعیتی از یک سو نتیجه حمایت عربستان و دیگر کشورهای عرب صادر کننده نفت حوزه خلیج فارس از عراق و از سوی دیگر ناشی از اختلاف نظر ایران و عربستان در مورد موضوعاتی مانند تولید اوپک، سهمیه های تولید اعضا، بهای نفت و دیگر موضوعات بازار نفت بود.
سیاست نفت جمهوری اسلامی ایران در اوپک از همان آغاز پیروزی انقلاب دفاع از قیمت های بالای نفت بود، سیاستی که با توجه به تاثیر آن بر مقرون به صرفه شدن تولید غیر اوپک و انرژی های جایگزین، برداشت از ذخایر، اقتصاد جهان و کاهش سهم و نقش اوپک در بازار جهانی موضوع بحث های متفاوتی بوده است.
اما جدای از ویژگی دفاع از قیمت های بالای نفت که در سرتاسر فاصله دوران میان شوک دوم نفتی (انقلاب اسلامی) و شوک سوم (تصمیم عربستان به کنار گذاشتن سهمیه های تولید و کاهش بهای نفت به کمتر از ده دلار هر بشکه در سال 1365) بر سیاست نفتی کشورمان حاکم بود، در روزهایی که کشور در تدارک عملیات آزاد سازی خرمشهر بود سیاست نفتی ایران به یک باره به شدت انعطاف پذیر و از نظر قیمت گذاری و فروش بسیار سخاوتمندانه شد، به نحوی که می توان آن را برشی در سیاست دفاع از قیمت های بالا نفت به شمار آورد.
گویا هدف آن بود تا در آستانه عملیات آزاد سازی خرمشهر درآمدهای ارزی حاصل از صادرات نفت تا آنجا که ممکن است افزایش یابد. از این رو یک ماه قبل از عملیات در جبهه های جنگ ،شرکت ملی نفت ایران با ارسال تلکسی به مشتریان خود اعلام داشت که بهای نفت را یک دلار در هر بشکه کاهش داده است. این کاهش از 5 فوریه 1982 (حدود اواخر دی ماه سال 60) به اجرا در آمد و طی آن بهای هر بشکه نفت از 34 دلار و 20 سنت به 33 دلار و 20 سنت کاهش یافت(Middle East Economic Survey, No.17, P.1). یک هفته بعد ایران دست به اقدام مشابهی زد و یک دلار دیگر بهای نفت خام خود را کاهش داد. ده روز بعد ایران بهای نفت را دو دلار دیگر کاهش داد (Middle East Economic Survey, No.20, P.1) و به این ترتیب تنها طی چند روز بهای نفت ایران به 4 دلار پایین تر از قیمت رسمی اوپک سقوط کرد.
پی یر ترزیان نویسنده کتاب "داستان اوپک" که تحولات سیاست نفتی ایران را در این دوره از نزدیک بررسی کرده است، در کتابش می نویسد:"دستورات تهران به شرکت ملی نفت ایران کاملا صریح بود: فروش را کاملا بالا ببرید، هراندازه که مایلید در قیمت های نفت تخفیف قائل شوید. هدف ایران صدور حداقل 2 میلیون و 500 هزار بشکه نفت در روز بود تا هزینه های دفع تجاوز نیروهای عراق را تامین کرده و اقتصاد نابسامان خود را از ورشکستگی نجات دهد. در 22 فوریه 1982 قیمت نفت ایران 4 دلار کمتر از بهای نفت عربستان بود. یک هفته بعد قیمت متوسط نفت ایران در بازار تک محموله 5.5 دلار کمتر از متوسط قیمت رسمی اوپک بود. ساختار قیمت که آنقدر برای یمانی (وزیر نفت وقت عربستان) پر ارزش بود اکنون کم کم از هم فرو می پاشید. تهران توجهی به این جریانات نداشت و به سیل اعتراضاتی که از طرف کشورهای خلیج فارس به آن کشور می شد کاملا بی اعتنا بود. در ایران مسئله جنگ بر همه چیز ارجحیت داشت. استدلال تهران این بود که اگر در نتیجه این جریانات اوپک فلج شود خیلی بد می شود ولی یک اوپک فلج شده بهتر از اوپکی بود که تحت سلطه عربستان باشد." (ترزیان، پی یر؛ داستان اوپک، ترجمه عبدالرضا غفرانی، نشر فراندیش، 1365 ص. 400)
ترزیان ادامه می دهد: " ارتش ایران و پاسداران انقلاب در 24 مارس 1982 تهاجم خود را آغاز کردند. به این تهاجم نام فتح المبین داده شده بود که به معنی پیروزی است. این حمله یک هفته طول کشید. ایرانیان در سه موج حمله توانستند سپاه چهارم عراق را که شامل سه تیپ مرکب از 30 هزار نفر بودند تماما تار و مار کنند. ایرانیان توانستند پایگاه هوایی دزفول را از تیررس عراقی ها خارج سازند و کنترل کامل بر منطقه شوش – ذزفول را تحقق بخشند. در 30 مارس ایرانی ها ارتباط نیروهای مهاجم عراقی را در جبهه غرب قطع کردند. بخشی از این نیروها در غرب ماندند و بخش دیگری در اطراف خرمشهر ارتباطشان با سایر نیروهای عراقی قطع شد. تهران به یک پیروزی عظیم که نقطه عطفی در جنگ به شمار می آید دست یافته بود. در ماه آوریل و مه نیز عملیات بیت المقدس شروع شد و نیروهای ایرانی توانستند از یک سو به مرز و از سوی دیگر به مرزهای های خرمشهر برسند و سرانجام در اواخر ماه مه خرمشهر نیز آزاد شد. (ترزیان. ص405)سیاست نفتی ایران همزمان با عملیات آزاد سازی خرمشهر یک ویژگی بارز دیگر نیز داشت و آن عبارت بود از فشار بر اقتصاد عراق از طریق ترغیب سوریه به توقف صادرات نفت این کشور. ایران در مذاکره با سوریه این کشور را متقاعد ساخت که صادرات نفت عراق را از طریق خط لوله ای که به بندر بانیاس در ساحل مدیترانه می رسید متوقف سازد. آن گونه که ترزیان می گوید ایران در مقابل موافقت کرد تا حق عبوری را که سوریه از عراق دریافت می کرد به دمشق بپردازد و معادل نفت خامی را که عراق به به پالایشگاه های سوریه می داد، تامین کند. نتیجه این همکاری ها به سوریه تشدید مشکلات اقتصادی عراق بود زیرا "سوریه در 10 آوریل 1982 صادرات نفت عراق از طریق خاک خود را متوقف ساخت و مرزهایش را با عراق بست" (ترزیان، ص 408).
نظر شما