بی گمان محور بنیادین کشورهای در حال توسعه، صنعتی و فراصنعتی انرژی است و این مسئله سبب شده تا امنیت ملی همه کشورهای جهان با انرژی گره بخورد. اهمیت استفاده از انرژی سبب شده تا تولیدکنندگان و مصرف کنندگان حامل های انرژی، توجه ویژه ای به تولید، مصرف و کاربرد آن داشته باشند.
نفت مهم ترین حامل انرژی است که در مقایسه با سایر مواد انرژی زا دارای ویژگی ها و شرایط ویژه ای است و نقش آن به عنوان کالایی استراتژیک بر کسی پوشیده نیست، زیرا نفت نه تنها در اقتصاد بلکه در سایر زمینه های اجتماعی نیز تاثیرگذار است و از آن در تعاملات سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، نظامی و ... استفاده می شود.
تحولات مختلف در کشورهای صادرکننده نفت طی دهه های گذشته و به کارگیری مواضع غیرمنطقی به همراه رشد سریع، تک بعدی و ظاهری در این کشورها سبب برهم خوردن ساختارهای سنتی در این کشورها شده و استفاده غیراصولی، غیرعاقلانه و غیرمسئولانه صاحبان این ثروت سبب شده است تا این کشورها درموقعیتی کاملاً وابسته به درآمدهای نفتی قرار گیرند. اتکای شدید غرب به نفت نیز سبب شده تا این کشورها نگاه ویژه ای به منطقه خاورمیانه داشته باشند و کوچک ترین تغییرات در این نقطه از جهان را پیگیری کنند، زیرا کوچک ترین تغییر شرایط در این منطقه، بزرگ ترین مشکلات اقتصادی مثبت و یا منفی را برای آنها در پی خواهد داشت. حساس بودن تغییرات در این منطقه سبب شده تا نوعی تعادل نسبی میان کشورهای مختلف بر سر این منطقه ایجاد شود. هرگونه دگرگونی شرایط بازی را تغییر می دهد و وارد بازی خطرناک جنگ خواهد کرد.
در زمان حضور دو ابر قدرت شرق و غرب و حاکم بودن شرایط جنگ سرد، به جز برخی از کشورهای این منطقه، بقیه در محدوده انحصاری غرب قرار داشتند. با فروپاشی قطب کمونیسم و از میان رفتن نظام دو قطبی، تلاش آمریکا برای رهبری جهان با شعار نظم نوین جهانی آغاز شد، ولی در این میان کشورهای اروپایی، آسیای جنوب شرقی، روسیه و چین هم خواهان سهم عمده ای از این منطقه بودند و هرکدام تلاش خود را برای تثبیت موقعیت استراتژیک در منطقه آغاز کردند.
وجود ثروت های ناشی از نفت و ذخایر عظیم نفت و گاز سبب شد تا منطقه خاورمیانه به کانون فعالیت های سیاسی، اقتصادی و نظامی قدرت ها تبدیل شود. جرقه جنگ کویت به ناگاه آتش جنگ در منطقه را شعله ور کرد که نتیجه آن هجوم خیل عظیم نیروهای نظامی و سلاح های فوق مدرن به منطقه بود. جنگ کویت علاوه بر آن اهمیت نفت را برای غرب نشان داد، این پیغام را به همراه داشت که آنها حاضر نیستند این منابع عظیم در انحصار یک کشور خاص قرارگیرد.
با فروکش کردن شعله چاه های نفت، نیروهای اشغالگر درصدد برآمدند تا جای پای خود را در منطقه محکم کنند. نیروهای نظامی غرب در منطقه به دنبال دو هدف بودند: اول آن که امنیت کشورهای کوچک خلیج فارس را تامین کنند و دوم به سهولت بر منابع نفتی چنگ اندازند. در این میان ایالات متحده به جهان و منطقه خاورمیانه نگاه ویژه ای دارد و بازی آمریکا با سایر کشورها متفاوت است. آمریکا که خود را قدرت بلامنازع جهانی می داند، هرگز حاضر نیست که این برتری را از دست بدهد و امنیت خود را قربانی چارچوب قوانین داخلی و بین المللی کند و حتی نگاهش به سازمان ملل متحد در راستای حفظ برتری آمریکاست. این کشور برای تامین امنیت خود، این حق را برای خود محفوظ می داند که در هر زمان و تحت هر شرایطی نیروی تهدید کننده امنیت آمریکا را از میان بردارد. از همین رو ایالات متحده خود را در چارچوب قوانین بین المللی محصور نمی داند و دخالت در سایر کشورهای جهان را حق مسلم خود می داند.
در چارچوب تئوری نظم نوین جهانی، خاورمیانه برای آمریکا حکم پمپ بنزین جهان را دارد. بنابراین وجود هر نیرویی غیر از نیروهای آمریکایی و یا نیروهای متحد آمریکا در منطقه را نخواهد پذیرفت. این کشور در قبال نفت و بازار ایران پس از انقلاب، سیاست «چون برای ما نیست برای دیگران هم نباشد» را در پیش گرفت و با اعمال انواع تحریم ها و تهدید سایر کشورها کوشید تا از حضور سایر رقیبان در بازارهای ایران جلوگیری کند. هرچند کشورهای اروپایی، آسیای جنوب شرقی، چین و روسیه در برابر این سیاست مقاومت می کنند ولی آمریکا همچنان براین سیاست خود پافشاری می کند. درباره نفت عربستان، آمریکا برداشت حداکثر از منابع را در پیش گرفت، به گونه ای که عربستان سعودی ظرف مدت بسیار کوتاهی، توان تولید خود را به بالاترین سقف رسانید، ولی سیاست های غلط آمریکایی و استفاده ناسالم از ثروت های نفتی از سوی شاهزادگان و حضور نیروهای آمریکا سبب بحران مشروعیت در این کشور شد. این بحران هر روز ابعاد تازه ای به خود می گیرد. بازی آمریکا در عراق پس از جنگ خلیج فارس مهار کردن بود، ولی زیاده طلبی جمهوری خواهان آمریکایی، حوادث یازدهم سپتامبر و پیروزی آسان در افغانستان پرونده دیپلماسی عراق را بست و بازی خشن جنگ در دستور کار جمهوری خواهان قرار گرفت. اگرمقاومت های مردمی و عملیات انتحاری در عراق مانع زیاده خواهی اشغال گران نمی شد، احتمال آن که سوریه و لبنان هدف بعدی آمریکایی ها باشد، دور از انتظار نبود. ولی آمریکایی ها که خود را در صحنه بازی شطرنج بین المللی در حکم وزیر می دانستند، امروز در برابر سربازان این بازی زانو زده اند. هرچند با نفت می توان بازی های بسیار کرد، اما همواره نباید بازی یکسویه و برد یک طرفه را انتظار داشت.
کد مطلب 31480
نظر شما