در سال 1882، «تامس ادیسون» در دفتر کار «جی. پی. مورگن»، بانکدار، کلیدی را چرخاند و دستگاه مولد برق به کار افتاد و این گونه درهای صنعت جدید گشوده شد. و نور جدید دیگر از برق به دست می آمد و نه از نفت سفید، اما با ساخته شدن موتورهای درون سوز، افق های جدیدی به روی محصولات پالایشگاه ها گشوده شد. در آن هنگام، همگان، استاندارد اویل را که سایه اش به هر سو گسترانیده شده بود و بر هر وجب از حوزه های نفتی آمریکا حاکم بود، «خانه کهنه» می نامیدند. در پایان سده نوزدهم آمریکا وقایعی رخ داد که بسیاری از بازارها را از دست استاندارد اویل خارج کرد.

هنری فورد، یکی از کسانی بود که در آمریکا به تولید خودروهای شخصی پرداخت و در چند سال، خودرو از یک وسیله نوظهور به یک وسیله عملی و خانوادگی تبدیل شد و پایه همه این تحولات، نفت بود. بنزین که زمانی، فرآورده ای بی اهمیت تلقی می شد، به تدریج بازار مصرف خود را می یافت. در سال 1895، استاندارد اویل با مشکلی جدید رو به رو شد و آن ظهور رقیبی داخلی به نام شرکت «پیور اویل» بود. هر چند استاندارد اویل طبق رسم قدیمی، خواهان خرید آن شرکت شد ولی پیور اویل با استقامت و بردباری، ظرف چند سال توانست شرکتی منسجم، با بازارهای صادراتی مهم شود و استاندارد اویل نیز به ناچار این واقعیت را پذیرفت. به تدریج که از منابع تولید پنسیلوانیا استفاده می شد، در محل های دیگری مانند کالیفرنیا نیز منابع جدیدی کشف شد؛ به گونه ای که تولید آن از 470000 بشکه در سال 1893 به 24 میلیون بشکه در سال 1903 رسید. در سال 1910 تولید آن منطقه به 73 میلیون بشکه رسید که 22 درصد کل فرآورده های نفت جهان و تولید کننده عمده در کالیفرنیا، یونیون اویل (یونوکال امروزی) بود. کمی دورتر در تگزاس، شخصی به نام « پاتیلو هیگینز» در منطقه ای به نام « بیگ هیل» به نشانه هایی از نفت، دست یافت، البته کسی به حرف های او اهمیت نداد تا این که شرکت کاوشگری « گافی وگیل» به کمک او آمد و به حفاری در این منطقه پرداختند. در دهم ژانویه 1904 حفاری با مته گردان به نتیجه رسید و گل با نیروی زیادی شروع به فوران کرد. این چاه که « لوکاس 1» نامیده می شد، روزانه 75 هزار بشکه نفت تولید می کرد. گفتنی است که پدیده یاد شده، تنها در باکو مشاهده شده بود و این نخستین نوع چاه فورانی در ایالات متحده بود. پس از این واقعه، همان داستان قدیمی در باره این شهر( بومانت) تکرار شد. جمعیت از 10 هزار نفر به 50 هزار نفر رسید. به تدریج هرج و مرج و قتل و غارت به اوج رسید و قیمت زمین از 10 دلار به جریبی 900 هزار دلار رسید!. در میانه تابستان 1901، قیمت هر بشکه نفت، کمی بیش از سه سنت شد، حال آن که یک فنجان آب به 5 سنت فروخته می شد! پس از این واقعه، مارکس سمیویل که نام شرکت خود را به « شرکت ترابری شل» تغییر داده بود، قراردادی را با «گافی» امضا کرد که طبق آن « شل» می توانست در مدت 20 سال دست کم نیمی از تولید « گافی» را هر بشکه 25 سنت بخرد ( حداقل 15 میلیون بشکه )، ولی نفت تگزاس مرغوبیت چندانی نداشت و با روش های معمول نمی شد نفت سفید از آن به دست آورد. رخدادهای «اسپیندل تاپ» در سال های بعد در گنبدهای نمکی کرانه خلیجی تگزاس و لویزیانا در جنوب باختری تکرار شد. در سال 1906 «گلن پول» در اوکلاهما، تولیدکننده عمده در منطقه شد، ولی در سال 1928 تگزاس باز در ردیف اول قرار گرفت و تا امروز در ایالات متحده جایگاه نخست تولید نفت را دارد. جیمز گافی را راکفلر دیگری می پنداشتند، ولی این راکفلر دوم گرفتار دردسری واقعی شد. به علت استخراج زیاد، فشار زیرزمینی چاه ها کاهش یافت و تولید در « بیگ هیل» پایین آمد. این مسئله برادران « ملون» را که سرمایه گذاران اصلی طرح بودند، نگران کرد. آنان اختیار عمل را به برادرزاده شان « ویلیام» سپردند و او چاه های متعدد حفر کرد. در سال 1893 «ملون ها» 5 درصد صادرات را در دست داشتند و یک میلیون نفت ذخیره کرده بودند. در اواخر سال 1902 و اوایل سال 1903 در نتیجه کاهش تولید اسپیندل تاپ، قیمت نفت به بشکه ای 35 سنت رسید و شرکت «گلف پترولیوم» برای اجرای قرارداد خود می باید نفت را از جای دیگر می خرید و با زیان به شرکت « شل» می فروخت. ملون که می دید استاندارد اویل با اعمال قدرت، موضع خود را تقویت و پشتیبانی می کند و با تعیین قیمت استاندارد، همه تولیدکنندگان به آن وابسته می شوند ؛ « ملون ها» در پی رهایی از قید و بندهای استاندارد اویل برآمدند. تصوری که ایشان داشتند ( نفت با کیفیت پنسیلوا و کمیت نفت تگزاس) راه حل مشکل بود. برای کشیدن خط لوله 450 مایلی از پورت آرتور به تالسا، کارگران مشغول به کار شدند و در اکتبر 1907 نفت از خط لوله انتقال از گلن پول به پالایشگاه پورت آرتور که ظرفیت آن معادل گنجایش تمام تولیدات تگزاس بود، جریان یافت و ملون ها بازیگر عمده در صنعت نفت شدند. ویلیام ملون، « گافی پترولیوم» و « گلف ریفاینری» را تجدید سازمان و « گلف اویل کور پوریشن» را تأسیس کرد. برای پیشتازان اسپیندل تاپ، آینده تاریک و مبهم بود. برای سروان آنتونی لوکاس که حفاری را در بومانت آغاز کرد، تنها یک دفتر مهندسی مشاور و زمین شناسی در واشنگتن باقی ماند. جیمز گافی و جان گیلی، فرصت های متعدد موفقیت را از دست دادند. گافی، بنیان گذار شرکت، در سال های آخر عمر همواره بدهکار بود. گیلی نیز همراه « ال هامیل» که در اسپیندل تاپ حفارش بود به امید انجام دادن معامله هایی در بخش های مختلف کانزاس به کاوش پرداخت و سرانجام پس از مدت ها تلاش نافرجام از دنیا رفت. اما ویلیام ملون که چندین سال ریاست «گلف اویل» را داشت، در سال 1949 کمی پیش از مرگ گفت: شرکت گلف اویل چنان بزرگ و گسترده شده است که من ردش را گم کرده ام. با کشف سروان لوکاس، بسیاری از جمله خانواده «پیو» به بومانت تگزاس آمدند این خانواده که در سال 1876 در پنسیلوانیای غربی گاز طبیعی می فروختند، در سال 1886 به استخراج نفت در حوزه لیما پرداختند. آنان نام «سان اویل کمپانی» را برگزیدند و در سایه حمایت استاندارد اویل، تجارت نفت معتبری داشتند. آنان در بومانت، مخازنی ایجاد کردند، در ضمن پالایشگاهی هم در «مارکس هوک» خارج از پنسیلوانیا به راه انداختند تا نفتی که از تگزاس با کشتی می رسید، در آنجا پالایش شود. از میان آشفتگی ها و گرداب اسپیندل تاپ، شرکت نفت دیگری از سوی «جوزف کالینان» سر برآورد. نخستین گام او در بومانت، تأسیس «تگزاس فیول کمپانی» برای خرید و فروش نفت خام بود. تجربه وی به کارش آمد و بر رقیبان آینده اش برتری یافت که در بیست مایلی محل، مخازن لازم را مستقر کرد. او با تجربه و استعداد طبیعی خود در مدیریت، به سرعت عمده ترین بازرگان نفت در بومانت شد. در نخستین سال فعالیت، نفت را بشکه ای 65 سنت فروخت و چون در زمان تولید فورانی چاه ها، نفت را با قیمت متوسط هر بشکه 20 سنت خریده و انبار کرده بود، به سود عمده ای رسید. ملون ها خواستند شرکتی با ادغام دو شرکت «گلف» و «تگزاس» در یکدیگر تشکیل دهند، ولی ماجرا با درگیری به پایان رسید. کالینان از آن پس تمام تلاش خود را در شرکت تگزاس متمرکز کرد. از گلن پول در اوکلاهما تاپورت آرتور در تگزاس خط لوله انتقال کشیدند و نام « تگزاکو» و علامت تجاری حرف T به رنگ سبز و ستاره ای به رنگ سرخ روی آن در سال 1906 به ثبت رسید. کالینان در سال 1907 در نمایشگاه دالاس تگزاس، چهل فرآورده مختلف را به نمایش گذاشت و این در حالی بود که فقط شش سال از تأسیس اولیه آن می گذشت. به دنبال مشاجرات میان سهامداران و شخص کالینان مشهور به Buck Skin Joe، کالینان شکست خورد و به دنبال کشف و استخراج رفت و پالایش و فروش را به دیگران واگذارد. گسترش روز افزون میدان های نفتی کرانه خلیج (مکزیک) و میان قاره، موضع به ظاهر تسخیر ناپذیر استاندارد اویل را از اعتبار انداخت و دیگر لازم نبود برای هر کاری از استاندارد اویل اجازه گرفت. البته فروش استاندارد اویل بسیار بالا بود. برای مثال، فروش بنزین آن شرکت، در سال های1900 و1911 سه برابر شد و در سال 1911 از فروش نفت سفید فراتر رفت. حتی بنزین و روغن موتور هواپیمای برادران رایت را استاندارد اویل تهیه کرده بود، ولی تسلط همه جانبه آن بر بازارهای ایالات متحده درحال افول بود؛ به گونه ای که ظرفیت تولید آن از 90 درصد در سال 1880 به 60 تا 65 درصد تولید کل در سال 1911 کاهش یافت. کنترل «خانه کهنه» بر تولید نفت خام در آمریکا و توانایی تعیین قیمت از بین رفت و افزایش منابع نفت در خارج از کشور، قدرت آن را در بازارهای جهانی کاهش داد، البته موضع استاندارد اویل در خارج از کشور هنوز تسخیر ناپذیر به نظر می آمد. نفت بی پایان روسیه و تگزاس، گویی گلوی استاندارد اویل را می فشرد و این چیزی بود که استاندارد اویل در مقابل آن کاری از پیش نمی برد.
کد خبر 47343

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
9 + 0 =