ایستگاه «چیستی پرودی»، بلوارپاکروفسکی، پلاک هفت. این جا سفارت جمهوری اسلامی ایران در مسکو است. یک اتاق تقریباً خالی در طبقه فوقانی ساختمان کنسولگری که تردد آن از داخل سفارت انجام می شود با یک میز کنفرانس هفت نفره، یک میز اداری و یکی دو فایل مخصوص بایگانی مدارک، دفتر سازمان انرژی اتمی ایران در روسیه را تشکیل میدهد اما نماینده سازمان انرژی اتمی را در مسکو بیشتر میتوان در آدرس دیگری یافت.
منطقه حفاظت شده «دیمتری اولیانو» که از جانب پلیس مسکو تحت تدابیر امنیتی است.
برای ورود به هر یک از ساختمانهای این منطقه باید رمز ورود داشته باشی. هیچ ماشین ناشناختهای حق ورود به محوطه آن را ندارد. از سازمانها و کشورهای مختلف هم میتوانی در این منطقه ردپایی بیابی. از کشورهایی که برای شما حکم متخاصم را دارد تا رژیمی که به عنوان کشور قبولش نداری. از ایران نیز علاوه بر سازمان انرژی اتمی دفتر کشتیرانی دریای خزر در یکی از ساختمانهای این منطقه مستقر است. حساسیت دفتر کوچک داخل سفارت و این منطقه برای ما از آن جهت است که این روزها بحث انرژی اتمی به اصلی ترین دلمشغولی نظام مبدل شده و روسیه نیز تنها شریک ایران برای ساخت نخستین نیروگاه هسته ای است. گو این که دفتر سازمان انرژی اتمی در مسکو اغلب مسائل فنی را پیگیری کرده و مسائل سیاسی به دیپلماتهای مرتبط مستقر در ساختمان اصلی سفارتخانه واگذار شده است.
هستهای شدن روسیه
نخستین نیروگاه هستهای روسیه در دهه 1950 در منطقهای به نام «ابنینسک» در جنوب مسکو احداث شد و از آن تاریخ تاکنون 29 واحد فعال نیروگاه هستهای در روسیه احداث شده و مورد بهرهبرداری قرار گرفته است. بعد از جنگ جهانی دوم تولید علم و دانش فنی با ایجاد دانشکدههای مختلف در روسیه تحولی نوین یافت و در این میان علوم هستهای در رقابت با بلوک غرب جایگاه ویژهای را به خود اختصاص داد به طوری که بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی ایالات متحده برای جلوگیری از مهاجرت دانشمندان هستهای این کشور مجبور شد بودجهای در حدود 60 میلیون دلار را برای پرداخت هزینه زندگی آنان اختصاص دهد تا به کشورهای دیگر مهاجرت نکنند. تولید دانش فنی و تکنولوژی هستهای در روسیه به حدی بود که در دوران جنگ سرد موازنه هسته ای با بلوک غرب به رهبری آمریکا برقرار شد و این روند تا اواخر حکومت اتحاد جماهیر شوروی ادامه یافت تا این که در سال 1986 حادثه هستهای نیروگاه چرنوبیل و انتشار تشعشعات هستهای آن توانمندیهای صنعت هستهای روسیه را در افکار عمومی دچار تزلزل کرد. شهروندان کی یف و حومه آن که بعد از فروپاشی، پایتخت یکی از جمهوریهای تازه استقلال یافته (اوکراین) شد بیشتری صدمه را از انتشار تشعشعات هستهای این نیروگاه متحمل شدند. این فاجعه تبلیغات منفی گستردهای را با هدف زیر سوال بردن صنعت هستهای روسیه در رسانههای غربی به دنبال داشت. کمتر از چهار سال بعد هنگامی که میخاییل گورباچف جوانترین رهبر حزب کمونیست آخرین عکسهای خود را با پرچم داس و چکش اتحاد جماهیر شوروی می گرفت اوضاع اقتصادی بسیار نامناسب این کشور نیز دیگر توان حمایت از صنعت هستهای شوروی را نداشت. سال 1991 شوروی فروپاشید و پروفسورهای پیرهستهای بازمانده از نظام کمونیستی به همراه صنایع هستهای و اتمی در جمهوریهای تازه استقلال یافته متفرق شدند. مسوولان وزارت انرژی روسیه درصدد آن بودند تا آبروی فنی از کف رفته خود را در جریان فاجعه چرنوبیل به نوعی جبران کنند و هم به اقتصاد هستهای خود رونق بخشند. از طرفی ایالات متحده نیز که تا چند سال قبل دانش فنی روسها را در علوم هستهای زیر سوال برده بود دلارهای خود را روانه مراکز تحقیقاتی روسیه نمود تا اجازه خروج دانش فنی را به کشورهای دیگر ندهد.
در ایران نیز پروژه راکتور هستهای بوشهر از زمان رژیم سابق ناتمام مانده و میان مقاطعه کاران آلمانی و چینی دست به دست شده بود. از طرفی نیروگاههای کشور توان تامین برق مصرفی را در سال های آینده نداشتند.کارشناسان آلمانی و آمریکایی نیز پیش از انقلاب ضرورت ساخت نیروگاه هستهای را برای تامین انرژی در سال های آتی پیش بینی کرده بودند. این نیاز دو طرفه باعث شد تا در سال 1996، دو، سه سال پس از سفر تاریخی هاشمی رفسنجانی در دوره قبل از فروپاشی، قراردادی به ارزش 800 میلیون دلار میان ایران و روسیه برای تکمیل نیروگاه بوشهر به امضا برسد.
نیروگاه بوشهر، آبروی روسیه
یک منبع عالی رتبه دیپلماتیک به شرق گفت: «وقتی برای بازدید از مراکز ساخت تجهیزات هستهای روسیه به یکی از این کارخانهها رفته بودیم مسوول آن کارخانه از امضای قرارداد نیروگاه اتمی بوشهر بسیار خرسند بود. چرا که به گفته خودشان این قرارداد نتوانسته بود بسیاری از ظرفیتهای خالی این گونه مراکز را تکمیل و از ورشکستگی آن جلوگیری کند.» همین منبع دیپلماتیک افزود: «آنها از ما می خواستند که قرارداد دیگری را نیز برای یک نیروگاه جدید دیگر منعقد کنیم. چراکه قرارداد ساخت نیروگاه بوشهر هم توانسته بود خون تازهای را به صنایع هستهای روسیه تزریق نماید و هم تجدید آبروی باشد پس از حادثه چرنوبیل.» این منبع عالی رتبه دیپلماتیک افزود: «دقیقاً به همین خاطر است که معتقدیم روسیه نیروگاه بوشهر را تکمیل می کند چراکه هم منافع مادیاش در آن نهفته است و هم آبروی صنعت هستهایاش را به گرو گذاشته است.»
در عین حال نباید از نظر دور داشت تبلیغات و فشارهای ایالات متحده با هدف خارج کردن روسیه از صحنه تجارت هستهای دنیا صورت می گیرد. ولادیمیر پوتین که پرورش یافته سیستم امنیتی شوروی است موضع گیری صریحی در این خصوص دارد. «آمریکا می خواهد ما را از صحنه هستهای دنیا خارج کند و ما حاضر نیستیم بازار را به آمریکایی ها بدهیم». روسها علاوه بر نیروگاه بوشهر 2 نیروگاه 1000 مگاواتی برای هند می سازند. با چین هم قرارداد ساخت 2 نیروگاه هستهای هزارمگاواتی را به امضا رساندهاند. اخیراً هیاتی نیز مامور مذاکره با فنلاند شده است تا درآن کشور نیز نیروگاه هستهای احداث نماید. این در حالی است که براساس اطلاعات دریافتی جورج بوش در حاشیه اجلاس سران هشت کشور صنعتی به پوتین پیشنهاد 30 میلیارد دلاری را در قبال توقف همکاری هستهای روسها با دیگر کشورها ارائه کرده است. به گفته منبع دیپلماتیک دیگری که نخواست نامش فاش شود، آمریکاییها چون نتوانستند از طریق جبران خسارت برنامههای دو جانبهای هستهای روسها را متوقف سازند در آستانه انتخابات دومای روسیه با برخی نمایندگان وارد مذاکره شد تا با ارائه طرحی همکاری هستهای روسیه و ایران را متوقف سازند اما با توجه به اهمیت حیثیتی این طرح به نظر می رسد روسیه نیروگاه بوشهر را با وجود همه فرازو نشیبها کامل کند.
2005 سال راهاندازی
آخرین کشتی حامل تجهیزات سنگین نیروگاه بوشهر در بنادر ایران پهلو گرفته است و بیش از 1200 کارشناس روسی به همراه پیمانکاران ایرانیشان مشغول نصب این تجهیزات در نیروگاه بوشهر هستند. یک منبع موثق که نخواست نامش فاش شود در این باره گفت: «اگر مراحل ساخت یک نیروگاه را به پنج مرحله مطالعه طراحی، ساخت، نصب و بهرهبرداری تقسیم کنیم نیروگاه بوشهر هم اکنون در حال نصب است و اکثر تجهیزات سنگین از جمله راکتورها منتقل شده و درحال نصب است.» همین منبع افزود: « تنها تجهیزات برقی و جنبی نیروگاه در حال ساخت در روسیه است که آن هم تا نیمه دوم سال 83 به اتمام خواهد رسید و تا آن تاریخ تمام تجهیزات سفارش داده شده به روسیه ساخته خواهد شد.»
این منبع آگاه از انتقال برخی ابزار دقیق نیروگاه به ایران خبر داد و تصریح کرد: «فعلاً با روس ها برسر زمان آماده شدن بعضی قطعات، بحث داریم. اما طبق توافق انجام شده، روسها پیشبینی کردهاند نیروگاه هستهای بوشهر را در سال 2005 راهاندازی کنند.» سال گذشته راکتورهای هستهای در نیروگاه نصب شد و توربینها و ژنراتورها نیز به ایران منتقل شده است اما نباید از نظر دور داشت که به جهت انحصاری بودن ساخت نیروگاه تحویل هر قطعه و یا سیستمی برای ایران می تواند حساس باشد. هم اکنون 1700 مهندس هستهای در دورههای سه ماهه تا سه ساله در روسیه آموزش دیدهاند و قرار است پس از راهاندازی نیروگاه بوشهر اداره آن به دست متخصصان ایرانی سپرده شود. بنا بر اظهارات مسوولان هستهای، ایران بنا دارد تا سال 1400 هشت نیروگاه هستهای احداث نماید که شش هزار تا هشت هزار مگاوات برق به شبکه برق کشور تزریق کند. غلامرضا شافعی، سفیر ایران در روسیه نیز به شرق گفت: « روسها اطمینان دادند که حتی اگر ایران پروتکل الحاقی را امضا نکند، نیروگاه بوشهر را براساس توافقات انجام شده تکمیل خواهند کرد.»
وی تاکید کرد: «یک نکته مهم، بحث برگردان پس مانده سوخت نیروگاه بوشهر به روسیه بود که وزارت محیط زیست روسیه روی آن بحث داشت که این موضوع نیز در قالب طرح مشترکی به تصویب هیات دولت روسیه رسید و در حال حاضر مشغول مذاکره با روسها بر سر امضای این طرح هستیم.» غلامرضا شافعی با یادآوری اهمیت این توافق تصریح کرد: «با امضای این توافقنامه دیگر مشکلی برای تحویل سوخت نیروگاه بوشهر به ایران وجود ندارد.» سوخت نیروگاه بوشهر، اورانیومی با حدود 4 درصد غنی سازی است. سازمان انرژی اتمی بر اساس طرح دیگری پروژه ساخت نیروگاه نطنز را در دستور کار قرارداده است.
سایت اینترنتی بی.بی.سی در گزارشی در این خصوص نوشت: « ایران در حال استقرار دستگاههای گریز از مرکز (سانتریفوژ) گاز در نطنز است. از این دستگاهها می توان برای غنی سازی اورانیوم استفاده کرد.» اگرچه گزارش آژانس بین المللی انرژی هستهای مبنی بر وجود اورانیوم که میتوان از آن برای تولید سلاحهای هستهای استفاده کرد از این نیروگاه بوده اما مسوولان ایرانی بارها تاکید کردهاند که این مواد ناشی از تجهیزات وارداتی آلوده بوده است. یک منبع آگاه هستهای که نخواست نامش فاش شود گفت: « اورانیومی که در نطنز غنی خواهد شد در حد 4 درصد است و این در حالی است که اورانیوم مورد استفاده بمب اتمی بیش از 50-60 درصد غنی سازی لازم دارد.» وی یادآور شد: « به هر حال ما نمی توانیم برای تامین سوخت نیروگاه بوشهر همواره محتاج روسیه باشیم و نطنز صرفاً برای تهیه سوخت نیروگاه بوشهر که با اهداف صلح جویانه ساخته میشود تدارک دیده شده است.»
جنجال برسر پروتکل
یک روز قبل از انتشار قطعنامه شورای حکام در مسکو فحوای قطعنامه قابل تحلیل بود .پس از این که قطعنامه پیشنهادی آمریکا در شورای حکام آژانس بین المللی انرژی هستهای رای نیاورد بیآنکه نماینده آن سازمان پافشاری خاصی کند کل طرح را پس گرفت و به جای آن با اعمال فشار بر کشورهای ژاپن، استرالیا و کانادا قطعنامه دیگری را پیشنهاد کرد که اگرچه عیناً مطابق قطعنامه آمریکا نبود اما انتظارات واشنگتن را برآورده می کرد. در این میان روسها که منافعشان نیز با بحث انرژی هستهای ایران گره خورده است سیاست کاملاً موازنه طلبانه پیش گرفته اند. روسها از طرفی به قطعنامه شورای حکام نه رای منفی دادند و نه رای مثبت و از دیگرسو به دیپلماتهای ایران در مسکو پیغام فرستادند تا ایران در امور هستهای خود برای کارشناسان آژانس شفاف سازی کند تا آنها بتوانند نیروگاه بوشهر را با فشار کمتری به اتمام رسانند.
ژانرال «والنتین وارنیکف» سیاستمدار معروف روسی پس از انتشار قطعنامه شورای حکام گفت: «همه می دانند که ایران همیشه با این آژانس همکاری داشته و مقامهای آن همواره از این همکاری ابراز رضایت کردهاند. وی اتهامات آمریکا علیه ایران مبنی بر تلاش برای تولید سلاح اتمی یک نمایش تمسخر آمیز ،ابلهانه و عوام فریبانه خواند. وارنیکف که یکی از رهبران اتحادیه نیروهای میهن پرست روسیه به شمار می رود در مورد همکاریهای هستهای با ایران گفت: «آنچه مسلم است بیانیه اخیر آژانس بین المللی انرژی اتمی همانگونه که برخی از مقامهای روسی نیز اعلام کردهاند هیچگونه تاثیری در همکاریهای هستهای تهران- مسکو ندارد.» یک تحلیلگر هستهای امور روسیه نیز ایران را در مقابل امضای پروتکل الحاقی مستحق دریافت کمکهای فنی برای تکمیل و توسعه نیروگاههای هستهای خود دانست. نایجل چمبرلین مسوول بخش امور هستهای یک نهاد غیردولتی انگلیس افزود: « ایران نشان داده حاضر است در صورتی که تحت فشارهای سیاسی قرار نگیرد این پروتکل را امضا کند.» در عین حال روزنامه انگلیسی گاردین چاپ لندن از اصرار نومحافظه کاران در کابینه بوش برای به کرسی نشاندن سیاست برخورد نظامی با برنامههای هستهای ایران و کره شمالی خبر داده است.
این در حالی است که مسوولان ایرانی از رییس جمهوری گرفته تا رییس سازمان انرژی اتمی بارها بر صلح آمیز بودن فعالیتهای هستهای و ادامه همکاری با آژانس بین المللی انرژی هستهای تاکید کردهاند. غلامرضا آقازاده در بیانیهای که در اجلاس عمومی آژانس قرائت کرد گفت: «جمهوری اسلامی ایران مسوولانه به پیمان عدم تکثیر سلاحهای هستهای متعهد است البته، نه از بابت تعهدات الزام آور آن بلکه از جهت ملاحظات مذهبی و اخلاقی.» وی ضمن مخافت شدید با تعیین ضرب العجل برای ایران بر ادامه پایبندی به پیمان منع تولید سلاحهای اتمی تاکید کرد. غلامرضا آقازاده در این سخنرانی از اعلام موضع رسمی ایران در آیندهای نزدیک خبر داد.
سفر سفیر به ایران
هفته گذشته غلامرضا شافعی، سفیر جمهوری اسلامی ایران در روسیه با پرواز ایران ایر خود را به تهران رساند تا احتمالاً در جلسات مشاورهای و تصمیم گیری در خصوص اعلام موضع ایران شرکت کند.
براساس شواهد موجود گروهی از کارشناسان دیپلماسی کشور در تلاشند تا مسوولان هستهای را به این نتیجه برسانند که در این شرایط برای حفظ کشور بهترین گزینه خروج از NPT است و در مقابل گروه دیگری که بیشتر به فضاسازی بین المللی برای پیشبرد درخواستهای ایران اعتقاد دارند تلاش میکنند که نظام تصمیم سازی کشور را به سمت پذیرش پروتکل الحاقی سوق دهند. اما آنچه مبرهن است اینکه هرکدام از این دو روند زمان بر است. درباره تازهترین اتفاقات مربوط به ایران نیز باید گفت؛ شورای حکام هیات مدیره خود را انتخاب کرد؛ در حالیکه براساس نظام حضور دورهای کشورها در شورای حکام ایران باید یکی از اعضای شورا یا هیات مدیره باشد از عضویت در این شورا کنار گذاشته. این شورا که مرکب از 35 نفر است می تواند تصمیمهای مهمی اتخاذ کند که صدور قطعنامه علیه کشورها از آن جمله است. علی اکبر صالحی، نماینده ایران در سازمان بین المللی انرژی اتمی به خبرگزاری فرانسه گفت: «البته بودن در این شورا بهتر بود اما ما در بیرون از شورا هم هنوز می توانیم صدای خود را به گوش دیگران برسانیم.» براساس سهمیه بندی آژانس، برای منطقه خاورمیانه و جنوب آسیا، پاکستان جایگزین ایران خواهد شد. در حالیکه عده ای از کارشناسان تحولات اخیر و حتی صدور قطعنامه علیه ایران را ناشی از ضعف دیپلماتیک ایران می دانند. گروهی نیز معتقدند که جامعه جهانی زیر فشار آمریکا و متحدانش ناگزیر از رقم زدن تحولات علیه ایران شده است. در همین حال یک مقام عالی رتبه آمریکایی ادعا کرد: «ایالات متحده به زودی وجود برنامههای مخفی هستهای ایران را ثابت خواهد کرد و این مساله روسیه را به توقف برنامههایش در کمک به ساخت راکتور هستهای ایران مجبور خواهد کرد.» این مقام آمریکایی همچنین گفته است: «روسیه سوخت لازم را برای تقویت راکتور هستهای بوشهر تا اوایل سال آینده به ایران ارسال نخواهد کرد.» خبرگزاری رویتر نیز گزارش داد: «مقامات روسی در نگرانیها برای توقف گسترش سلاحهای هستهای سهیم هستند اما اعلام کردند که تردیدهای آمریکا نسبت به ایران سندیت کافی ندارد.»
موضع گیری جدید روسیه
در حالی که با تصویب هیات دولت روسیه مبنی بر بازگرداندن زبالههای هستهای همه چیز برای امضای قرارداد انتقال سوخت نیروگاه بوشهر آماده شده است و الکساندر رومیانتسف، وزیر انرژی اتمی روسیه پس از مذاکرهاش با اسپانسر آبراهام، وزیر انرژی آمریکا گفت: « مذاکرات برای نهایی کردن قرارداد تامین سوخت نیروگاه بوشهر از سوی روسیه ممکن است به مدت زمان بیشتری نیاز داشته باشد.» رومیانتسف درباره علت این امر اظهار داشته: «مشکل مذاکراتمان این است که ایران از روسیه خواست تا بابت سوخت مصرف شدهای که ازاین کشور پس میگیرد مبلغی را به ایران بپردازد.»
پیش از اینکه این خبر روی تلکسهای رسمی منتشر شود با یک منبع آگاه در انرژی اتمی که نخواست نامش فاش شود در این باره گفت و گو کردم : «سازمان انرژی اتمی ابتدا می خواست این مطلب وزیر انرژی روسیه را تکذیب کند چرا که ما از روسها مطالبه پول نکرده ایم اما بعد دیدیم اگر روسها مایلند به ما پول بدهند چرا ما تکذیب کنیم.» رومیانتسف در پاسخ به این سوال که آیا کشورش قصد دارد با سنگ اندازی در همکاریهایش با ایران، واشنگتن را در آستانه اجلاس روسای جمهوری دو کشور آمریکا و روسیه خوشحال کند گفت: «این موضوع با واقعیت همخوانی ندارد.» بوش و پوتین قرار است در اواخر ماه جاری در کمپ دیوید برسر مسائل عراق، ایران و کره شمالی با یکدیگر مذاکره کنند.
سفارت بی پرچم
قبل از زیرگذری که در یکی از خیابانهای دایرهای شکل مسکو برای عبور و مرور اتومبیلها تعبیه شده است، ساختمان زرد رنگی وجود دارد که بلوکهای سیمانی روبهرویش با سه پست نگهبانی پیرامونش نشان از حفاظت شدید از این محل دارد، هیچ علامت مشخصه ای ندارد. اینجا «سفارت ایالات متحده» است. هرچه می گردم پرچمی نمی بینم. «به خاطر عدم تحریک مردم مسکو که سالها آمریکا دشمن شماره یکشان بوده پرچمی بالای سفارتخانه نصب نشده است.» این در حالی است که فروشگاههای مکدونالد و فیلمهای آمریکایی بی سروصدا جامعه جوان روسیه را با فرهنگ آمریکایی بزرگ می کند. در حاشیه اجلاس اوراسیا، (کریدور شمال-جنوب) که هفته گذشته در سن پطرزبورگ برگزار شد یکی از خبرنگاران خارجی به محض آنکه خواست از مسائل سیاسی ایران سخن بگوید از هاشمی رفسنجانی پرسید و از من خواست تا درباره نقش این سیاستمدار ایرانی در تصمیمات کشورم برایش توضیح دهم. وقتی از روی مانیتور سخنان رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام را در نمازجمعه 21/6/82 مطالعه می کردم مسکو برخلاف ایران یک روز کاری را سپری می کرد: «آنچه در وین می گذرد یک جریان ظالمانه، یک طرفه، زورگویانه و غیرانسانی است که اگر تصمیم نامناسبی در آنجا بگیرند خودشان مسوول عواقب آن خواهند بود و یکی از رسواترین مسائلی که در وین می گذرد این است که محمدالبرادعی در گزارشش گفت: در مورد ایران ابهام وجود دارد اما در مورد آمریکا قطعاً تخلف است.» سفارت ایران در مسکو روزهای پرکاری را سپری می کند. از راهپله پایین می آیم. در دفتر نیمه باز است. داخل که می شوم پشت میز کنفرانس هفت نفره می نشینم. اتفاقات وین در مسکو قابل پیشبینی است. اینجا دفتر سازمان انرژی اتمی در مسکو است.
منبع:روزنامه شرق 29/6/82
کد مطلب 5111
نظر شما