۲۲ خرداد ۱۳۸۴ - ۱۵:۲۹
  • کد خبر: 55168

یکصد و سى و ششمین اجلاس وزراى اوپک در حالى برگزار مى شود که بازار نفت به دقت تحولات دو کشور بزرگ تولیدکننده را زیر نظر گرفته است. از یک سو وضعیت جسمانى ملک فهد به عنوان پادشاه بزرگترین دارنده ذخایر و ظرفیت تولید نفت دنیا کارشناسان را حساس کرده و از دیگر سو انتخابات نهمین دوره ریاست جمهورى دومین کشور دارنده ذخایر نفت و گاز جهان، تحلیل هاى جداگانه و گوناگونى را روانه بازار کرده است.

از آنجا که مقوله تامین امنیت انرژى بخشى از تامین امنیت ملى در همه کشورها به شمار مى رود این بحث ها به دستور کار بالاترین رده هاى سیاسى کشور تبدیل شده است. فرقى هم نمى کند که مصرف کننده انرژى باشند یا تولیدکننده. انرژى امروزه علاوه بر محرک توسعه در ترادفى ظریف با امنیت ملى کشورها قرار دارد. لذاست که شناخت بازار انرژى جهان و سیاست هاى حاکم بر آن، بازیگرى در میدان انرژى دنیا و تدقیق در برنامه هاى کاندیداهاى ریاست جمهورى در نحوه تعاملاتشان با حوزه نفت و انرژى بسیارى از حرکت هاى آتى کشور را چه در عرصه جهانى و چه در اجراى برنامه هاى داخلى قابل پیش بینى خواهد کرد. در سال هاى اخیر، جهان شاهد تداوم رشد اقتصادى و تغییر کانون رشد از کشورهاى عضو OECD و توسعه یافته به کشورهایى با رشدهاى پایدار بالا در آسیاى جنوب شرقى بوده است. چین و هند از رهبران رشد پایدار و بالا در این سال ها هستند. همچنین بخشى از رشد اقتصادى به کشورهاى در حال توسعه شرق آسیا و آمریکاى لاتین منتقل شده که این هر دو، تقاضا براى انرژى را فزاینده کرده به گونه اى که ظرفیت مازاد تولید نفت کشورهاى عضو اوپک را به حداقل رسانده است. از سوى دیگر کشور هاى در آستانه توسعه گزینه هاى دیگرى براى تامین انرژى شان ندارند. مساعى جامعه جهانى هم براى تامین نیاز هاى انرژى ۲ میلیارد نفر جمعیت کشور هاى عقب نگه داشته شده نیز فعلاً ره به جایى به جز نفت نبرده تا تقاضاى آن همچنان روبه رشد گذارد. از سوى دیگر بیش از دو دهه تحریم کشورهاى بزرگ تولیدکننده نفت که ظرفیت هایى بالقوه بالا، هزینه هاى تولید پایین و ذخایر انبوهى دارند ظرفیت سازى ها را عقب نگه داشته و سرمایه گذارى را براى افزایش تولید نفت محدود کرده است. ایران، عراق و لیبى پشت سد تحریم مصرف کنندگان عمده نفت به رهبرى ایالات متحده قرار داشته اند. چنین سیاستى تناسب بین ذخایر کشورهاى تولیدکننده و ظرفیت سازى و تولیدشان را از بین برده، و تهدیدات براى تامین امنیت عرضه نفت را افزایش داده و وابستگى مصرف کنندگان به عربستان را بیشتر کرده است. بازیگر دیگر صحنه عرضه نفت روسیه است. در دوره اى پاى شرکت هاى غربى به این کشور باز شد و تولید نفت روسیه از حدود ۵ میلیون بشکه در روز به ۵/۹ میلیون بشکه رسید. اما به تدریج تحولات اجتماعى و سیاسى پیش روى توسعه اقتصادى- سیاسى روسیه شکل دیگرى گرفت تا ماجراهایى مانند یوکوس گریبانگیر کمپانى هاى بزرگ نفت و گاز این کشور شد. سرمایه هاى غربى از بخش انرژى روسیه پس زده شد و نگرانى براى تامین نفت در بازارهاى جهانى باز هم افزایش یافت. • صحنه شطرنج با نگرانى هاى به وجود آمده براى تامین نفت در طولانى مدت، مصرف کنندگان بزرگ باز به دنبال منابع جایگزین براى تامین انرژى رفتند. یا باید به زغال سنگ روى مى آوردند و یا به انرژى هسته اى. استفاده از زغال سنگ در تناقض با پروتکل کیوتو و مسائل زیست محیطى است. بنابراین با یک بام نمى شد دو هوا داشت. در استفاده از انرژى هسته اى که اتفاقاً کشورهاى بزرگ مصرف کننده انرژى نظیر فرانسه، آمریکا، ژاپن و... آن را آزموده اند احتمال سوق سیاست هاى تامین انرژى براى دیگران را هم به سمت هسته اى و احتمال استفاده غیر صلح آمیز آن را براى افکار عمومى مطرح کرد. شکل گیرى چنین رویکردى در کشورهاى جهان تا بحث بازنگرى در NPT پیش رفته است. بنابراین جهت گیرى هاى جایگزینى هم آنطور که باید فعلاً جواب نداده تا نفت و گاز همچنان در رده نخست اهمیت تامین انرژى دنیا قرار داشته باشند.تحولات در حوزه نفت به دوگونه اند. یا ساختارى و بلندمدت اند و یا نوسانى و کوتاه مدت. رشد اقتصادى بالا پس از مدتى مى تواند کاهش یابد، بحران سیاسى عراق و خاورمیانه فروکش کند و پول هاى سرگردان که به خاطر رکود اقتصادى در سایر بخش ها سرریز بازار نفت شده اند با رونق دوباره دیگر بازارها با نفت وداع کنند. اینها تحولات موقتى تاثیرگذار در بازار نفت است. اما اینکه سرمایه گذارى ها در کشورهاى دارنده ذخایر نفت کند شده و ظرفیت سازى هاى تولید و پالایش (به دلیل تحمیلات و تحریم ها که بعضاً ادامه یافته) عقب افتاده است، از مشکلات ساختارى حوزه نفت است که براى تامین امنیت عرضه انرژى جهان باید تغییر کند. گرچه در لیبى با تغییر در سیاست هاى آنان و در عراق فعلاً با اشغال نظامى تلاش براى حل مشکلات ادامه دارد.از این رو است که ذهن بالاترین رده سیاسى کشورها معطوف به این مقولات است. هم تولیدکنندگان و هم مصرف کنندگان بزرگ. تاثیرگذارى بر سیاست هاى نفتى از طریق اقدام نظامى از سوى قدرت هاى بزرگ و یا انباشت ذخایر بالا در برخى مقاطع را حاکى از پیامدهاى سیاسى آینده مى دانند که نگرانى هایى در سایر مصرف کنندگان به وجود آورد که آنها هم بازیگران دیگر صحنه انرژى اند. نتیجه این است که مصرف کنندگان بزرگ نفت دنیا همواره رفتار عمده ترین تولیدکنندگان این محصول را زیرنظر دارند. اینکه کدامیک از کشورهاى تولیدکننده نفت از ثبات بیشترى برخوردار است یا کجا تحت اشغال نظامى بیگانه نیست یا سیاست هاى انرژى کدام کشور متاثر از مصرف کنندگان عمده دیگر است یا کدام کشور محیط سرمایه گذارى بازترى دارد و با سرمایه گذاران خارجى با انعطاف بیشترى برخورد مى کند باعث مى شود تا برخى جابه جایى ها در تعاملات میان بازیگران صحنه نفت مشاهده شود. ژاپن، چین و هند متمایل به ایران مى شوند و بخشى از اروپایى ها نیز نظیر فرانسه، ایتالیا، اسپانیا، هلند، انگلیس و... مایلند در صنایع نفت و گاز ایران همکارى کنند. طرح خط لوله انتقال گاز ایران به هند و اروپا قوت مى گیرد و توسعه بخش هاى LNG ایران براى صادرات مطرح مى شود و سرمایه گذارى هاى عمده در پتروشیمى شکل مى گیرد. اینها برخى از تحولات در صحنه شطرنج انرژى است. همانطورى که تجزیه شوروى و توسعه منابع خزر و خطوط لوله انتقال و تغییرات سیاسى در این حوزه هنوز هم با شدت دنبال مى شود و یا رشد ظرفیت تولید کشورهاى حاشیه جنوبى خلیج فارس و تشکیل سرمایه انبوه در آنسوى آب ها پس از پیروزى انقلاب اسلامى در دستورکار قرار مى گیرد، جنگ بر ایران تحمیل مى شود و تا اشغال و آزادسازى کویت و عراق پیش مى رود. در هر دو سوى این بازى عالى ترین سطوح سیاسى اقتصادى و مقامات امنیت ملى کشورهاى تولیدکننده و مصرف کننده حضور دارند. • قیمت ها ظرف ده سال پایین میآیند سرمایه گذارى ها در نفت در اولویت قرار گرفته است. قیمت در بازارها هم در آینده سه تا پنج ساله به لحاظ عوامل بنیانى و ساختارى از ثبات برخوردارند و به سمت تقویت پیش مى روند. نوسانات فصلى قیمت ها هم بیشتر تحت تاثیر مشکلات پائین دستى و نوع و کیفیت مصرف فرآورده ها است. البته نباید اینگونه تحلیل کرد که این مشکلات دائمى است. چنانچه عوامل غیر ساختارى حوزه نفت نظیر نابسامانى هاى سیاسى و سفته بازى تعدیل شوند، عوامل ساختارى نظیر سرمایه گذارى و ظرفیت سازى در حوزه نفت از انزوا خارج شوند و انگیزه کشورها براى استفاده از انرژى هاى جایگزین وارد بازار شود نمى توان فکر کرد که بشکه هاى نفت در ده سال آینده هم در محدوده ۶۰-۵۰ دلار (به ارزش امروز) حرکت کنند. پیش بینى ها حاکى از آن است که قیمت واقعى نفت (نه قیمت رسمى) در ۲۵ سال آینده ۲۵ دلار است حتى اگر برخى موسسات مطالعاتى نظیر گلدمن ساکس قیمت ها را تا ۱۰۵ دلار هم تخمین زده باشند. آنچه تا حدودى مشخص است قیمت هاى بالاى فعلى نفت در سه تا پنج سال آینده ثبات خواهند داشت و با تعدیل ساختارها و به نتیجه رسیدن سرمایه گذارى ها رو به تعادل خواهد گذاشت. در چنین شرایطى است که کشورها درصدد بیشترین بهره بردارى از فرصت ها برخواهند آمد و با یارگیرى هاى مناسب سعى در اتخاذ بهترین سیاست ها براى استفاده از امکانات کشورهاى مختلف و منابع جایگزین انرژى خواهند نمود.ایران به زودى سالیانه ۴۰ میلیارد دلار درآمد از منابع انرژى (نفت و گاز و پتروشیمى) دارد. اگر خودمان را با کشور همسایه اى نظیر ترکیه که سالیانه دغدغه ۵۵ میلیارد دلارى براى هزینه انرژى اش دارد مقایسه کنیم، تفاوت ظرفیت و سرعت رشد و توسعه دو کشور را درمى یابیم و گزینه هاى مهمى فرارویمان قرار مى گیرد که باید به آن پرداخت و اگر به رغم این وضع حتى نسبت به این همسایه عقب ماندگى داریم بقیه اش مشکلات اجتماعى و سیاسى و اقتصادى داخلى و بین المللى است. به این موضوع هم توجه کنیم که چند سالى است در آن کشور هم یک حزب اسلامى حاکمیت همراه با محبوبیت دارد. آنجا هر کسى با حکومت خوب است شئونات را بیشتر مراعات مى کند اینجا هرکسى از تحمیلات و ناکارآمدى حکومت خسته مى شود با رفتارهاى اجتماعى به باورهاى دینى دهن کجى مى کند! و یا دو هویت اجتماعى دارند ولى متفاوت در نزاع است. • فرصت تکرار آرمانهاى ذهنى را نداریم گفته شد که فعلاً جهان نفت با دو رخداد روبه رو است. یکى وضع جسمانى ملک فهد است که به اعتقاد من سیاست هاى نفتى عربستان سعودى با وجود ساختارهاى سنتى و تاریخى خیلى تحت تاثیر این واقعه قرار نخواهد گرفت چرا که سال ها است ایشان دخالت اجرایى در اداره حکومت ندارد و عربستان تنها تحت نظارت عالیه اش اداره مى شود. بنابراین تغییراتى هم که در قیمت نفت پس از انتشار خبر بسترى شدن فهد در بیمارستان پدید آمد بیشتر از جنبه بهره بردارى سودجویانه و هجوم پول هاى سرگردان براى کسب درآمد قابل تحلیل است. اما موضوع انتخابات نهمین دوره ریاست جمهورى ایران متفاوت است و مى تواند با توجه به نتایج حاصله به تدریج بر بازار نفت تاثیرگذار باشد. ایران تجربه مهمترین دموکراسى را در میان کشورهاى تولیدکننده نفت دارا است. هیچ کشورى على الخصوص کشورهاى عضو اوپک تجربه برگزارى ۲۶ انتخابات در ربع قرن گذشته را ندارد. غالب این کشورها با حکومت هاى نظامى یا استبدادى، با نابسامانى هاى اجتماعى، اعتصابات و آشتى هاى ملى موقت زیر پرچم میاندار بیرونى روبه رو بوده اند.بى تردید در یک بررسى جامع به این نتیجه خواهیم رسید که ایران به طور نسبى داراى عمده ترین دموکراسى و ثبات در میان کشورهاى عضو اوپک است. صحنه انتخابات ایران هم از نگاه تحلیلگران خارجى پنهان نیست. در داخل هم با نزدیک تر شدن به زمان انتخابات گفتمان همه کاندیداها واقع گرایانه تر شده و به دور از شعار مصادیق عینى پیدا مى کند. چنانچه صدا و سیما مى توانست در برنامه اى زنده و ماهواره اى از زوایاى مختلف فرهنگى، اجتماعى، سیاسى، اقتصادى و امنیتى برنامه هاى کاندیداهاى ریاست جمهورى را با استفاده از خبرنگارانى خبره مناظره و نقد و پخش نماید مى توانست به تحلیل درست تر کارشناسان بین المللى از فضاى ایران بینجامد. مسلمان عراقى، مصرى و لبنانى به زبان عربى با فضاى انتخاباتى ایران آشنا مى شد وزارتخانه هاى خارجه دنیا هم به زبان انگلیسى. اگرچه از طریق رسانه هاى بین المللى با حضور مجازى در ایران بخشى از این روند مهم را حس مى کنند اما چنین حرکتى از جانب رسانه ملى داخلى تاثیر دیگرى در صحنه بین المللى داشت. از اینکه بگذریم در بخش نفت و گاز آنچه نیاز کشور است بالا بردن ظرفیت تولید نفت و گاز و کسب سهم بازار پایدار متناسب با میزان ذخایرمان است. لازمه رسیدن به این نقطه تعامل با جهان در ابعاد مختلف است. ابعادى که سیاست، اقتصاد (آموزش، و سرمایه گذارى تکنولوژى و دسترسى به بازار) را در بر مى گیرد. چنین تعاملى مستلزم آن است که در ایران جریانى مدیر، با تجربه و آگاه به امور، مملکت را اداره کند (حتى اگر در فرایند گذشته اش اشتباهاتى دیده شود) و در فضاى سعى و خطاى گذشته آب دیده شده باشد. دوره صفر کیلومترها و به اصطلاح آکبندها نیست. اینک زمانى است که دیگر فرصت اشتباه کردن و تجربه کردن تازه کارها را نداریم. دیگر توان و فرصت این که با جهان به صورت دفعى برخورد کنیم وجود ندارد. تعامل هم بده بستان دارد. بده بستانى که براساس تامین امنیت و منافع کشور و با حصول به اجماع در نهادهاى مختلف از طریق اقناع مردم در یک صحنه باز و گفت وگوى شفاف بین نخبگان سیاسى صورت مى گیرد. چنین تعاملاتى نباید به دست غیرسیاسیون سپرده شود.به میزانى که افکار عمومى دنیا از قصد ایران براى تعامل با جهان مطمئن شوند شاهد حضور و ایجاد وابستگى متقابل آنان با ایران خواهیم بود. علاوه بر بسیارى ویژگى هاى دیگر جهان به انرژى در اختیار ایران به عنوان یکى از منابع تامین توسعه پایدارش نگاه مى کند و ما هم بازار و سرمایه و دانش و تکنولوژى آنان را به عنوان موتور محرکه اقتصادمان احتیاج داریم. بنابراین نفت و گاز بالاترین بازده اقتصادى را براى ایران دارد، در عین حالى که ثروت ملى تجدیدناپذیر است و باید به منابع ملى تجدیدپذیر تبدیل شود باید به عامل تامین امنیت و منافع ملى بدل گردد.وقتى صورت مسئله را چنین ببینیم آن وقت در ابعادى کلان تر سند چشم انداز ۲۰ ساله، برنامه چهارم و تفسیر و بازنگرى اصل ۴۴ قانون اساسى مورد توجه قرار مى گیرد که چگونه و در چه مقوله هایى مى توان با جهان تعامل کرد. خوشبختانه سند چشم انداز و تفسیر اصل ۴۴ در بسترى کارشناسى و با نظر برجسته ترین عناصر سیاسى و اقتصادى کشور تنظیم شده و به تائید مقام معظم رهبرى هم رسیده است. بنابراین بستر کار در آینده همین سیاست ها است.گلایه هاى زمان گذشته هم که در مورد برخى عملکردها صورت مى گیرد انگیزه هاى سیاسى موقتى دارد که در فصل انتخابات طرح مى شود. ایرانیان به زیرکى و قوه تحلیل معروف عالم هستند بنابراین هوشیارتر از آن هستند که چنین تحرکاتى را نشناسند و یا بر تصمیم بلندمدت شان براى اداره ایران تاثیرى بگذارد. همه باید بدانند که هم به لحاظ داخلى و هم به جهت شرایط بین المللى ایران آن قدر فرصت ندارد که افرادى که سابقه مسئولیت هاى بزرگ اداره کشور را نداشته اند شعارها و آرمان هاى ذهنى تکرارى خود را براى دهمین بار مطرح کنند. نباید دستاورد هایى که با افت و خیز هاى بسیار زیاد در مسیر رشد کشور ایجاد شد به چالش تبلیغات انتخاباتى این نظر و آن نظر کشیده شود. استنباط من این است که شرط لازم براى ایجاد بستر توسعه پایدار براى دولت آینده تعامل با جهان به طور کلى و به ویژه در بخش انرژى است. البته شرایط کافى دیگرى هم دارد. همه باید این را بدانند که دنیا نایستاده تا ایران به آن برسد. دنیا با همان شتاب خودش در حال حرکت است و ما نیز باید این مسیر را به درستى و با سرعت طى کنیم. هر کشورى مى تواند یک کشور (ایران) را در روابطش از دست بدهد ولى ما نمى توانیم همه را از دست بدهیم. قدرت اول در منطقه شدن اگر با احتساب ترکیه، سعودى و... است و تعریف اولى بودن هم درآمد سرانه است حالا حالاها باید دوید. • نباید سرمایههاى ملى خرج شود بنده از فروردین ۵۸ که در وزارت بازرگانى بوده ام تاکنون سمت هاى دولتى گوناگونى پذیرفته ام. در دولت شهید رجایى وزیر بازرگانى بودم، قربانى تروریسم در ۷ تیر ۶۰ بودم. در دوران جنگ هم در سه وزارتخانه بازرگانى، خارجه، نفت وزیر و یا معاون وزیر بودم و در همان دوران تجربه معاونت بین المللى و اقتصادى در وزارت خارجه میرحسین موسوى و دکتر ولایتى را هم داشته ام. نزدیک ۵ سال سفیر ایران در ژاپن بودم. بیست سال هم هست که نماینده ایران در هیات عامل اوپک هستم. از نفت ۵ دلار و ۹۵ سنتى فروخته ام و نفت ۵۰ دلارى را هم تجربه کرده ام. در مذاکرات قطعنامه ۵۹۸ با دکوئیار و طارق عزیز هم حضور داشته ام. این همه را نه براى ابراز فضل و ادعا اشاره کردم (که هر چه بود و هست انجام وظیفه به انقلاب و ایران و مردم است.) بلکه از آن رو به خاطره ذکر شد که با همه این تجربیات از برخى اظهارات و مواضع کاندیداها اظهار تعجب کنم. اول آنچه که تعجبم را برمى انگیزد نوعى عقب نشینى از ارزش ها است که بعضاً در نفى عملکرد گذشتگان بدون توجه به شرایط زمان و مکان صورت مى گیرد، در حالى که هیچ انسان عاقلى ساختمان ساخته شده (حتى نیمه تمام) را ویران نمى کند بالاخره بنایى در طول ۲۶ سال با زحمت، جنگ، شهید، نفت ۶ دلارى ساخته شده است. یک روز در پایتخت این مملکت روزى ۸ ساعت خاموشى داشتیم. دوران ۸ ساله سازندگى بسیارى مشکلات زیربنایى را حل کرد. حالا ممکن است در این دوران ضایعاتى هم داشته ایم. مگر همه هواپیماها و هلى کوپترها و تانک هایى که این نظامیان مدعى براى مقابله با دشمن مى فرستادند سالم مى ماندند؟ کار اقتصادى هم همین طور است. دولت سازندگى بسترهاى توسعه اقتصادى کشور را ساخت و بعد ایران وارد مرحله توسعه سیاسى شد. یکى از دستاوردهاى مهم توسعه سیاسى آقاى خاتمى تغییر گفتمان همین آقایانى است که امروز وارد صحنه انتخابات شده اند. روزهایى که دوم خرداد برگزار مى شد برخى از هر اتهامى به جریان اصلاح طلب دریغ نکردند که بگویند اینها فرهنگ را تغییر داده اند و تا مرز اتهام بى دینى به آنان پیش رفتند. زمانى بحث مذاکره با آمریکا را تقبیح مى کردند و به آن هرگز هرگز مى گفتند ولى امروز همه در صف ایستاده اند. مردم ایران اشراف کافى بر تحولات داخلى دارند و کاندیداها را هم به خوبى مى شناسند. نمى توان با عوام فریبى و تکرار شعارهایى که حتى از سوى طرح کنندگان باور به آن نیست نظرات مردم را هدایت کرد. قاعدتاً مردم بین نظرات اصولى و عملى با نظراتى که تنها در هفته هاى انتخابات طرح مى شود تفاوت قائل هستند. بزرگوارانى نظیر مهندس موسوى و دکتر ولایتى وقتى دیدند عناصرى به صحنه انتخابات وارد شده اند که توان تحقق برنامه هاى اعلام شده شان را دارند با کمال صداقت، آگاهى و هوشمندانه یا به صحنه نیامدند و یا از صحنه مبارزه انتخاباتى کنار رفتند و مقبولیتى بیشتر یافتند که وقتى تضمین آزادى احزاب و مطبوعات و رادیو و تلویزیون مستقل نهادینه شود مى توانند رهبران احزاب بزرگى در کشور باشند. احزابى که اگر قدرتمندانه در عرصه سیاسى کشور حضور داشتند این همه نامزد انتخاباتى از جوان بیکار گرفته تا خانم خانه دار براى این سمت ثبت نام نمى کردند! ائتلاف هاى حزبى شکل مى گرفت و چند کاندیداى محدود معرفى مى شد. اگرچه در مقطعى تلاش شد در جبهه راست این ائتلاف صورت گیرد و یک مربى هم تیم ۴ نفره اى تشکیل داد تا نرمش شان دهد و به میدان دوى چهار در صدمتر بفرستد اما چهار نفرشان چوبدستى را رها نکردند و همه شان در پیست بازى ماندند! و دور زمین مى دوند! نکته جالب توجه این که این چهار کاندیدا تمایل جدى دارند تا بیشتر درباره کاندیداهاى دیگر نقد و سخن بگویند گویى براى دور اول انتخابات آتش بس در این طرف میدان برقرار شده است! با این عملکرد چگونه مى شود شعار «ما شیفتگان خدمتیم نه تشنگان قدرت» که در حافظه تاریخى ملت ایران منسوب به بزرگان این کشور است را از آنها باور کرد؟ به نظر من هیچ کاندیدایى حق ندارد شخصیت هاى برجسته اى که دیگر میان ما نیستند و خاطره مطلوبى از آنها وجود دارد را نمایندگى کرده و از شهدا هزینه و شبیه سازى کند، چرا که اگر در انتخابات شکست بخورد به آن فکر و نهاد ضربه خواهد زد. وقتى کسى خود را «اصولگراى اصلاح طلب» مطرح مى کند آیا به این هم فکر کرده که اگر در انتخابات بازنده شد چه لطمه اى به یکى از رهنمودهاى مقام معظم رهبرى خواهد زد. نباید بگذاریم سرمایه هاى ملى خرج تمایلات سیاسى فرصت طلبانه این و آن شود. • شعارهاى انتخاباتى بی پاسخ در این انتخابات عده اى سعى دارند تعریفى کیفى از رفاه ارائه کنند. آرامش، امنیت و سکینه قلبى را معادل رفاه بگیرند و بر طبل آن بکوبند. رفاه معیارهاى مادى هم دارد که در دنیا تعریف شده است. ملاک ساده رفاه، درآمد سرانه است با رعایت قدرت خرید. وقتى تعریف ها شفاف شد معلوم مى شود که براى تحقق هر ۱۰۰ دلار درآمد سرانه اضافى چقدر باید کار کرد.رفاه با حرف به دست نمى آید. کاندیدایى گفته است ماهانه نفرى ۵۰ هزار تومان به ۱۸ ساله به بالا مى دهم. نفر بعدى هم مى آید مى گوید ۶۰ هزار تومان و لابد در انتخابات بعدى با رعایت نرخ تورم این میزان به ۱۰۰ هزار تومان مى رسد. بعضى جاهاى دنیا اگر هم پولى بدهند بعد از ۱۸ سالگى که طرف باید کار کند پس مى گیرند! معلوم نیست این آقایان که چنین شعارهایى طرح مى کنند چطور مى خواهند پاسخگوى مردم باشند. آرزو صرف نظر از غلط و درست بودن به صرف طرحش محقق نخواهد شد و این حرف ها بیشتر به عوام فریبى شبیه است ضمن این که تصمیم مراجع قانونى را هم لازم دارد. واقعیت این است که رفاه از تولید ثروت ایجاد مى شود. تولید ثروتى که در بستر رقابتى و ایجاد فرصت براى همه کسانى که توان کارآفرینى دارند حاصل مى گردد. بخشى از درآمد ملى در بازار داخلى و بخشى دیگر در بازار صادراتى شکل مى گیرد و همه را باید تولید کرد. براى بالابردن درآمد ملى و تولید بیشتر هم باید علاوه بر سرمایه گذارى از منابع ملى سرمایه خارجى جذب کنیم. سرمایه هاى خارجى تمایل دارند در بخش هایى نظیر انرژى، صنایع انرژى بر و کالاهاى مصرفى سرمایه گذارى کنند. باید براى تحقق رفاه مردم با صاحبان سرمایه و تکنولوژى و بازار تعامل کنیم. ضمن این که دولت را هم تا حدممکن کوچک کنیم و دارایى هاى دولتى را طورى به مردم منتقل کنیم که مجدداً به چرخه سرمایه گذارى برگردد. همه این مسیر در شرایطى طى خواهد شد که ایران بدون تنش با همسایگان و در تعامل با جهان به گونه اى حرکت کند که با ایجاد فضاى مطلوب براى سرمایه گذارى داخلى و خارجى (با اولویت ایرانیان خارج از کشور) ارزش افزوده ایجاد کند و رفاه را به شکل واقعى محقق و ثروت اضافى به طور عادلانه توزیع گردد، تقسیم فقر، عدالت اجتماعى نیست و طرح آن از سوى هر کسى که باشد فرصت طلبى سیاسى است که از جنس شیفتگان خدمت نیست. • چرخش ۱۸۰ درجهاى بعضى آقایان اخیراً مى شنویم که برخى آقایان با چرخشى ۱۸۰ درجه اى مقولاتى نظیر آزادى ماهواره و عدم رعایت برخى شئونات و آزادى هاى اجتماعى را طرح مى کنند که معلوم نیست حتى اگر باور داشته باشند تا چه حد توان تحققش را دارند. بعضاً هم چنان تب تندى دارند که این مسائل را با این تصور اشتباه که خواست ملى است طرح مى کنند. شنیده اند میخائیل گورباچف پس از فروپاشى اتحاد جماهیر شوروى در تحلیل عملکرد خودش گفته بود: «من آنچه را مردم مى دانستند به آنها گفتم.» اما فکر نمى کنند که آنچه اینها مى گویند مردم باور ندارند که راست مى گویند مهم آن است که کاندیداها آنچه را که مردم مى دانند و خود باور دارند به آنها بگویند به شرط آن که توان عملش را داشته باشند آن وقت مى توانند به محبوبیتشان اضافه کنند. به این نکته هم باید توجه داد که سرانجام دولت اصلاحات نباید به دولت غیر سیاستمداران بینجامد چه در این صورت عقیمى اصلاحات ثابت مى شود و معلوم نیست چه میزان از دستاوردهاى آن نهادینه شود. تحولات انتخابات ایران، هم از جانب مردم هوشمند کشورمان به دقت دنبال مى شود و هم از طرف ناظران خارجى تحلیل مى شود. بنابراین همه باید اخلاق انتخاباتى و مصالح کلى کشور را رعایت کنند. تبلیغات غلط و سوء استفاده و مصادره به مطلوب کردن امام(ره) و شهدا و رهنمودهاى مقام معظم رهبرى به نفع کشور نخواهد بود. امام(ره) فرمودند: «میزان راى ملت است» مردم هم حتماً شعور سیاسى خود را با شرکت گسترده در انتخابات نشان خواهند داد که چه کسى را مى خواهند. یادمان نرفته وقتى صدام سقوط کرد صدا و سیما فضاى خبرى و تبلیغى جامعه را طورى ترسیم کردند که مردم فرصت ابراز شادمانى از سقوط بزرگترین دشمن خود را حتى در حد برد در یک مسابقه فوتبال!! نداشتند امروز مردم خوشحال و با طراوت براى غلبه بر مشکلات داخلى و خارجى پاى صندوق هاى راى مى آیند. هرچند شوراى محترم نگهبان نزدیک بود با تکرار عملکرد خود آب سردى به فضاى انتخاباتى ریاست جمهورى هم بریزد. در هشت سال سازندگى توسعه اقتصادى پایه ریزى شد، در هشت ساله اصلاحات مقدمات توسعه سیاسى فراهم شد و در تداوم و تکمیل آن هر دو به نتیجه رساندن آنها باید همه با هم براى سربلندى ایران کار کنیم و وطن را بسازیم. منبع: شرق، کاظم پور اردبیلی، یکشنبه 22 خرداد 1384
کد خبر 55168

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 2 =