۳۰ خرداد ۱۳۸۴ - ۱۴:۰۲
  • کد خبر: 55923

برخی تحلیل گران معتقدند که ظرفیت اضافی دراوپک، عاملی برای کاهش قیمت نفت و یا حداقل ابزاری است برای رسیدن به این منظور. البته حالت عکس این وضعیت هم صادق است. به هرروی، تاکنون چنین بوده است که هرگاه عرصه نفت در تنگنا قرار گیرد و استمرار هم داشته باشد، قیمت ها روند افزایشی خواهند رفت.

دراین که تولید کنندگان نفت اعم از اوپک وغیراوپک، قادر به هم سویی با رشد فزاینده تقاضا نیستند، شکی نیست. هرچندکه مصارف داخلی آنها هم درحال رشد بوده واز سوی دیگر، مقوله تهی شدن ذخایرهم به جان منابع نفت آنها افتاده است. به همین دلیل، هر اقدامی که هم سو با افزایش عرصه جهانی نفت متصورهستیم، بسیار گران وسخت است. شرکت اکسون برآورد کرده است که هر ساله حدود 5/2 تا 3 میلیون بشکه از تولید جهانی نفت، برای تهی شدن ذخایرمصرف می شود. این درحالی است که درسال گذشته، میزان افزایش تقاضای نفت حدود68/2 میلیون بشکه برآورد شده است. در سمت عرضه تولیدکنندگان اوپک وغیراوپک هم اکنون با تمام توان خود درحال تولید هستند و جالب توجه تراین که این توان تولید به ندرت تحت تأ ثیر عامل قیمت قرار دارد؛ یعنی درهر شرایطی و با هر قیمتی این تولید کنندگان به شدت مشغول تولید هستند. البته در مورد این که چرا چنین وضعیتی برقرار است، سخنان زیادی گفته شده است، ولی پدیده تهی شدن ذخایر هم دراین میان بی تاثیر نیست؛ درغیر این صورت چگونه است که سرمای شدید در آمریکا و یا اعتصاب در نیجریه ویا طوفان در خلیج مکزیک، به یکباره همه معادلات را برهم می زند؟ و چرا درآن هنگام، مقوله ذخایر راهبردی و یا امثال آن مطرح نمی شود؟ هنگامی که وضعیت آب وهوایی و ارتباط آن با عرضه و تقاضای نفت سخن به میان می آید، گویی در مورد سبزیجات فصلی صحبت می شود! چنین وضعیتی می تواند نمودی از نقصان شدید مازاد ظرفیت دربازار نفت باشد. در سال های 1986 تا پایان قرن گذشته، این مازاد ظرفیت وجود داشت وافسانه قیمت های پایین نفت هم تا حدودی با آن ارتباط مستقیم داشت، ولی اکنون این گونه نیست. بنابراین هنگامی که مازاد ظرفیتی درکارنباشد وتقاضا هم روبه افزایش باشد و مهم تر ازآنها عرضه نفت هم در کمند معضل های خاص خود گیر کرده باشد، آنگاه قیمت ها چاره ای ندارند، جز آن که افزایش یابند. یک رسانه غربی به نقل از یکی از کارشناسانی که کاهش قیمت نفت را افسانه ای خفته در گرد و خاک چندین ساله می داند، گفته است که این کاهش قیمت را باید یک پدیده جهانی تلقی کرد. به این مفهوم که تقریباً به نقاط گوناگون جهان سرایت کرده است. امروزه تقاضای جهانی نفت به گونه ای متفاوت از آنچه نئولیبرال های دهه 1980 ساکن درکاخ سفید می پنداشتند، عمل می کند. افزایش نرخ بهره درآن سال ها کار کرد خوبی داشت، اما اکنون هیچ کس جرأت بازی با این عامل مهم اقتصادی را ندارد. گفتنی است که در مقطع مورد اشاره ما (1985 تا 1999) میزان رشد تقاضای جهانی نفت، حدود 4/1 درصد بوده است. این رقم درسال گذشته به حدود 4 درصد رسید و برای سال جاری هم اگر رکورد وحشتناکی پدید نیاید، نرخ رشد یاد شده درهمین حدود خواهد بود. گفته می شود که مازاد ظرفیت اوپک سرانجام کار دست این سازمان داده است، ولی این گفته چندان نزدیک به واقعیت نیست و این گونه اظهار نظرها تنها دستاویزی برای کاهش قیمت ها بوده است. امروزه تحلیل گران نوستالژیک و یا حتی سیاستمداران ملل وارد کننده نفت هم بارها این شعارها را تکرار می کنند، اما از سال 1999 این شعار عملاً کاربرد و موضوعیت خود را از دست داد. همه ما به ویژه در مقاطعی که بوی بحران از بازار نفت به مشام می رسد، با این گونه اظهار نظرها برخورد کرده ایم که عزت وآبروی بازار نفت به گروه کشورهای تولید کننده خاورمیانه و اوپک بستگی دارد. البته روزگاری کشور عراق هم دراین جرگه بود، اما اکنون تولید این کشور اندکی بیش از 5/1 میلیون بشکه است. اگر مازاد ظرفیتی به این گروه تعلق داشته باشد، مسلماً باید آن را درکشور عربستان (وتا حدود اندک تری کویت وامارات) جست وجو کرد . کشورهایی نظیر روسیه، نروژ و مکزیک که درگروه غیر اوپکی ها قرار دارند نیز، از جمله کشورهایی هستند که گمان می رود اندکی مازاد ظرفیت داشته باشند. این سه کشور، هم اکنون با روند نزولی تولید روبه رو شده اند. روسیه هم به طور عمده افزایش هایی را درتولید خود داشته است که البته چندان چشمگیر نیست. یک کارشناس غربی بر این باور است که اغراق روسیه در اقدام به افزایش شدید تولید نفت، به اندازه اغراق و مباهات عربستان مبنی بر افزایش تولید تا روز 15 میلیون بشکه درمیان مدت ، خنده آور ومضحک است. واقعیت این است که نه روسیه و نه عربستان، هیچ کدام قادر نیستند به گونه ای عمل کنندکه تولید جمعی آنها تا حد 3 تا 4 میلیون بشکه افزایش یابد، آن هم در کوتاه مدت! این میزان3 تا 4 میلیونی معادل رشدی است که بازارنفت به مدت شانزده ماه وتحت نرخ های جاری، به آن خواهد رسیدکه تازه این رقم نرخ طبیعی کاهش تولید را بازتاب نمی دهد. واقعیت دیگر این است که درسمت عرضه، فقط روسیه وعربستان به امر کنترل وتثبیت (fix) قیمت ها می پردازند. درسمت تقاضا هم آسیاب شایعه را معامله گران و بورس های کلانی مانند بورس نیویورک به گردش درمی آورند، زیرا این معامله گران فقط هنگامی درآمد خوبی کسب می کنند که قیمت ها درحال تغییر باشند. اگر قیمت ها ثابت باشند، آنها هیچ درآمدی نخواهندداشت. از سوی دیگر، اگر اوپک با تمام توان نفت تولید نکند، قیمت ها به شدت افزایش خواهند یافت و این واقعیت ما را به این نکته رهنمون می کندکه اوپک، عملاً مازاد ظرفیت چندانی را دراختیار ندارد ویا اگر دارد، ازآنچه مقامات اعلام کرده اند، بسیار کمتر است. گفتنی است که اوپک نمی تواند در حوزه قیمت های نفت تأ ثیر گذار باشد، مگرآن که وزیران نفت مربوط اعلام کنندکه قیمت نفت بسیار بالا ست و این کار هم نشدنی است. مفهوم هایی نظیر اقتصاد هیدروژنی هم که به طورعمده درمقاطع بالا بودن قیمت نفت مطرح می شوند هم، قادر نیستند به این وضعیت کمک کنند. اکنون سال هاست که می گویند مفهوم اقتصاد هیدروژنی به واقعیت خواهد پیوست، حال آن که هیچ گاه شاهد موفقیتی دراین زمینه نبوده ایم. به نظر می رسد تغییر اوضاع کنونی به آن اندازه محتمل است که برای مثال رئیس جمهوری آمریکا بخواهد قانون اساسی کشورش را تغییر دهد. جانشینی نفت با هیدروژن دراقتصادهای کنونی به منزله آن است که بخواهیم قوانین ترمودینامیک را عوض کنیم. تاکنون می گفتند قیمت بالای نفت به طور خودکار سبب بروز بحران های مالی و یا اقتصادی می شود، بعد هم نتیجه گیری می شد که بحران های به وجود آمده، سرانجام زمینه های کاهش تقاضای نفت را فراهم خواهد کرد. یکی از نشریه های غربی مقاله ای با اشاره به این فعل وانفعالات نخ نماشده قدیمی معتقد بود که در عرض 60 ساله گذشته، تنها یک دوره سراغ داریم که تقاضای نفت دچارکاهش پی در پی شده وآن 1980 تا 1982 بوده است. این دوره را با رکود سال های 1929 تا 1931 مقایسه می کنند. اما باید دانست که یکی از دلایل اصلی پیدایش این رکود، تن دادن به نرخ های بهره دورقمی بوده و افزایش قیمت نفت در به وجود آمدن این بحران مقطعی نقشی نداشته است. هم اکنون پدیده تهی شدن منابع نفتی تولید کننده های غیر اوپکی، به شدت رواج یافته است. به گونه ای که اکوادور وگابن وحتی اندونزی (عضو اوپک) را به زودی از پای خواهد انداخت. در مورد ایران برآورد شده که اگر کشورمان با همین نرخ رشد مصرف جاری وظرفیت های موجود تولید حرکت کند، تا سال 2012 از قالب صادر کننده محض خارج می شود و به وارده کننده محض net – importer تبدیل می شود. دقت کنیم که کشورمان دومین تولید کننده بزرگ اوپک است. تعداد چهار تولید کننده بزرگ غیراوپک شامل آمریکا، نروژ، مکزیک و انگلستان، سالانه با حدود 900 هزار بشکه کاهش تولید رو به رو هستند که این میزان در آینده نه چندان دور افزایش خواهد یافت. به هر روی افسانه مازاد ظرفیت اوپک را باید در کتاب های تاریخ نفت پیدا کرد. اگر شاخص های تعیین وعوامل دخیل در صنعت و بازار نفت بخواهند به همین شکل ادامه یابند، به یقین، در سه تا چهارسال دیگر این افسانه از خاطر کارشناسان جدید نفتی رخت بربسته است و هیچ کس به یاد نخواهد داشت که زمانی سازمان اوپک میلیون ها بشکه مازاد ظرفیت در اختیار داشته است. با این اوصاف، آیا این گفته که اوپک با اقدام به کاهش تولید خود، عملاً یک کف قیمتی (برای مقاطع کاهش قیمت) برای نفت پدید می آورد، صحیح است؟ برای پاسخ به این سوال باید منتظر گذشت زمان بود.
کد خبر 55923

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 12 =