۳۱ خرداد ۱۳۸۴ - ۰۹:۰۱
  • کد خبر: 55972

در سال1950 در جریان مذاکره هایی میان نمایندگان خزانه داری آمریکا با مقام های بریتانیایی به تغییراتی در سیاست های نفتی کشورهای خاورمیانه اشاره شد. آنان خواهان پول بیشتری بودند.هدف اصلی برپادارندگان مبارزه یکی بود؛ انتقال درآمد از شرکت های نفت و خزانه کشورهای مصرف کننده به خزانه کشورهای تولیدکننده. البته موضوع قدرت را نیز نباید نادیده گرفت. در آن زمان رهبران و یا صاحبان قدرت، پیرو افکار «دیوید ریکاردو» بودند. وی کسی بود که بحث «بهره مالکانه» را برای نخستین بار مطرح کرد. این بحث تنها برای «زمین» مطرح شده بود، ولی نفت هم از آن قاعده مستثنی نبود.

البته در مورد نفت، اختلاف نظرهای بسیاری میان کشور میزبان و کشور سرمایه گذار درباره میزان این بهره وجود داشت. مالکان، سرمایه گذاران را استثمارگر مـی پنــداشتند و سرمایه گذاران می گفتند، جایی که هیچ گاه ارزشی نــداشته، با همت و سرمایه ایشان ارزشمند شده است. البته نباید بُعد سیاسی مسئله را فراموش کرد. دستیابی به نفت یک غنیمت راهبردی به شمار می آمد. ونزوئلا که از بند دیکتاتوری گومس آزاد شده بود، تلاش می کرد تا پایه تعریف جدیدی را بر روابط شرکت های نفت و کشورهای تولیدکننده نفت بنا نهد. در دوران جنگ جهانی دوم، واشنگتن از جنبش های مکزیک در راه ملی کردن صنعت نفت خود آگاه بود و می کوشید تا واقعه مکزیک در آن کشور تکرار نشود؛ از این رو، اصلی به نام «اصل پنجاه – پنجاه» میان شرکت ها و دولت ونزوئلا پذیرفته شد که به موجب آن حق امتیازها و مالیات ها تا حدی بالا می رفت که دریافتی دولت برابر سود خالص شرکت ها در ونزوئلا می شد. دو طرف در واقع شرکایی با حق مساوی می شدند و بهره مالکانه را میان خود تقسیم می کــردند. بعدها ونزوئلا اعلام کرد که می خواهد از منافع ترابری، پالایش و فروش سهمی داشته باشد و بخشی از بهره مالکانه را به جای پول نقد یا جنس دریافت کند، یعنی نفت بگیرد و آن را مستقیم در بازار جهان بفروشد. آن طرف تر، یعنی در خاورمیانه، منطقه ای به مساحت دو هزار مایل میان عربستان و کویت وجود داشت که «منطقه بی طرف» نامیده می شد. در سال 1947 اعلام شد که ممکن است کویت سهم خود را در منطقه یاد شده به مزایده بگذارد، به همین منظور کنسرسیومی از شرکت های مستقل معتبر «فیلیپس» ، «اشلند» و «سینکلر» با نام «امین اویل» کــه خلاصه شــده «شــرکت های مستقل نفت آمریکا» بود، در این مزایده برنده شد. مبلغ پیشنهادی بسیار تعجب برانگیز بود ؛ 5/7 میلیون دلار نقد و پرداخت یک بهره مالکانه سالانه که حداقل 625 هزار دلار بود و نیز پرداخت 15 درصد سود به کویت به علاوه یک قایق تفریحی یک میلیون دلاری به امیر کویت. اما بر سر منطقه بی طرف عربستان چه آمد؟ «پال والتن»، نماینده «جین پال گتی» با مقام های سعودی وارد مذاکره شد و با 5/9 میلیون دلار پیش پرداخت و سالی یک میلیون دلار ( چه نفت کشف می شد، چه نمی شد) و 55 سنت از هر بشکه بابت حق امتیاز، منطقه یاد شده را به دست آورد، ولی نتیجه برای آنها رقت انگیز بود، پنج چاهی که آنان حفر کرده بودند، همگی خشک بودند.در بازدید هوایی که والتن انجام داده بود، یک تپه کوچک مشاهده شده بود که گتی اصرار داشت چاه ششم در آنجا حفر شود. این آخرین امید گتی بود. اصرار گتی سبب شد تا کار اکتشاف در آن منطقه انجام شود. سرانجام در سال 1953 امین اویل به موفقیتی کم نظیر دست یافت. آنان به منبعی عظیم در آن منطقه رسیده بودند. گتی فرمانروای منحصر به فرد یک امپراتوری عظیم نفتی شده بود. در سال 1949، به علت رکود اقتصادی در آمریکا و مشکلات مالی بریتانیا، تقاضای نفت سعودی کاهش یافت. از سوی دیگر، موفقیت ونزوئلا در برقرار کردن اصل پنجاه- پنجاه سبب تهییج سعودی ها شد و آنان به آرامکو فشار می آوردند، تا در منافع زیاد شرکت سهیم شوند. سرانجام در سال 1950، آرامکو تسلیم خواست های سعودی ها شد و به مذاکره درباره بازنگری اساسی در امتیاز تن در داد. ناگهان درآمدهای عمده ای از خــزانه داری ایــالات متحـــده تغییر جهت داد و به عربستان سعودی جریان پیدا کرد. درحالی که خزانه داری در سال 1949 از آرامکو 43 میلیون دلار مالیات گرفته بود و عایدی عربستان سعودی بابت حق امتیاز 39 میلیون دلار شده بود، در سال1951 تقسیم بهره مـالکـانه به کلی متفاوت شد. در آن ســال سعودی ها110 میلیون دلار از آرامکو دریافت داشتند، اما خزانه داری ایالات متحده تنها 6 میلیون دلار از آرامکو مالیات گرفت. پس از این جریان، کشورهای همسایه نیز ادعــاهای مشابهی کـردند.کـویت و عـراق نیـز توانستند اصل پنجاه- پنجاه را در کشــور خود پیاده کنند.
کد خبر 55972

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 0 =