۳۱ خرداد ۱۳۸۴ - ۱۰:۵۱
  • کد خبر: 55994
آمریکا نفت گران می خواهد

بسیاری بر این باورند که نرخ بازگشت سرمایه در امور زیربنایی مانند نیروگاه ها و پروژه های بزرگ صنعتی در ایالات متحده به صرفه نیست. اگر این باور فراگیر شود، ایالات متحده در آستانه فاجعه قرار می گیرد. سرمایه گذاری در امور زیربنایی، به ویژه درزمینه تولید انرژی، از مهم ترین اقدام های دموکراتیک و آزاد هر جامعه است که امنیت و بالندگی به همراه دارد. دستمزد پایین و قوانین زیست محیطی سهل تر کشورهای جذب کننده سرمایه از عوامل سبب ساز فرار سرمایه هستند.

نظر همگانی بر این است که هرگونه سرمایه گذاری در زمینه ساختارهای مربوط به تولید انرژی و فرآیندهای شیمیایی در خاک آمریکا بازگشت سرمایه نخواهد داشت. آنچه دولت های ایالتی در پی آن هستند، جذب شرکت هایی است که در زمینه فناوری های پیشروhigh- tech فعالیت می کنند و در مراحل آغازین گسترش خود هستند. برای مثال، ایالت میشیگان 150 میلیون دلار کمک به چنین صنایعی را در نظر گرفته و ایالت کالیفرنیا هم چند میلیارد دلار به این کار اختصاص داده است. در این مقاله، مقایسه ای در زمینه تولید انرژی از روش های نوین در داخل ایالت متحده با ارزش واردات انرژی هم طراز آن ارائه شده است. سرمایه گذاری در زمینه های حمل ونقل وتولید سوخت های مصنوعی در جهان اول هنوز توجیه تجاری دارد، اما ما می باید در زمینه شناختن محدودیت هایی که برای سرمایه گذاری در صنایع زیربنایی وجود دارند، آگاهی داشته باشیم. تحقیق انجام شده، تولید سوخت مصنوعی از زغال سنگ های استخراج شده از معادن وایومینگ را با نفت وارداتی مقایسه می کند. هزینه های مربوط به فناوری با چهار عامل محدودیت زای غیرفنی زیر مقایسه شد: 1- ذخایر نفت 2- هزینه های غیر ملموس 3- ساختارهای مالیاتی 4- بازگشت سرمایه مورد نظر. برخلاف نفت خام وارداتی که به پالایشگاه های آمریکا آورده می شود و هزینه دستمزدهای پرداختی برای آن پایین است (چون از خارج می آید)، سوخت مصنوعی از فرآیندهای تولیدی به دست می آید. این به معنای آن است که دستمزدها، سود، مالیات ها، بیمه و تمام هزینه های دیگر، تعیین کننده قیمت سوخت مصنوعی تولید شده خواهند بود. در اینجا معیار سنجش برای تعیین سودبخشی سوخت های مصنوعی، میزان بازگشت سرمایه گذاری است که قیمت حد آستانه را برای سوخت های مصنوعی تولید شده، مشخص می کند. قیمت های نفت که بالای این حد آستانه قرار گیرند، سرمایه گذاری در این زمینه را توجیه می کنند. ما در محاسبات خود، حد آستانه قیمت سوخت مصنوعی را به گونه ای تنظیم کردیم که هزینه فرآیندهای تولید در پایان چرخه تولید(15 سال) صفر شود. این به معنای آن است که هر قیمتی بالای هزینه حد آستانه، سودآوری را به همراه نخواهد داشت. محدودیت های غیر فنی نیز جداگانه محاسبه شدند. قیمت پایه ای که برای این مورد خاص مطالعاتی به دست آمد، 41 دلار برای هر بشکه نفت مصنوعی بود، اما این مورد خاص مطالعاتی، هزینه های پیش بینی نشده و سرمایه گذاری نکردن شرکت های دارای مخازن بزرگ ذخیره نفت را در نظر نگرفته است. البته هیچ کدام از این فرضیات مطرح شده حقیقت را بیان نمی کند. واقعیت امروز ما این است که صرف هزینه برای ساخت مخازن بزرگ ذخیره نفت سرمایه گذاری بیهوده است و قیمت حد آستانه نفت به بی از بشکه ای 150 دلار خواهد رسید. آنچه ما دریافتیم این بود که سرمایه گذاری عظیم شرکت ها در ساخت مخازن از بزرگ ترین موانع متقاعد کردن شرکت ها برای سرمایه گذاری در زمینه سوخت مصنوعی است. شرکت های نفتی تنها هنگامی شروع به سرمایه گذاری در صنایع سوختی جانشین خواهند کرد که مخارن نفت دو سال با تهی شدن فاصله داشته باشند. مخازن ذخیره سازی به این زودی ها چنین کاهش سطحی نخواهد یافت. حتی اگر نیازی ملی برای سرمایه گذاری در زمینه سوخت های جانشین احساس شود، ایالات متحده نمی تواند روی کمک شرکت هی نفتی در این زمینه حسابی باز کند، زیرا این شرکت ها منافع دراز مدت را به سود کوتاه مدت ترجیح نمی دهند. برای دومین راه حل جامعه(از طریق دولت) می باید گزینه های انرژی را در نظر گیرد که روی پالایشگاه ها و بشکه های توزیع شرکت های بزرگ نفتی حساب نکند. افزایش بازده سوخت خودروها و اقتصادی تر کردن مصرف سوخت گزینه مناسبی است، اما ظرفیت محدودی دارد. فناوری نوینی که به نام(HEV) خودروهای برقی هیبریدی با قابلیت شارژ از پریز نامیده می شوند، ظرفیت جانشیمی نفت مصرفی با الکتریسته تولیدی در داخل کشور را دارد. از گاز هیدروژن می توان برای مدل های پیل سوختی دارHEV استفاده کرد، اما آنگاه نیاز برای ساخت تأسیسات زیربنایی توزیع هیدروژن مطرح خواهد شد (هیدروژن را می توان به وسیله سیستم الکترولیز نصب شده روی خودرو نیز به دست آورد). هزینه های ناخواسته و پیش بینی نشده، محدودیت دیگر فراروی سرمایه گذاری در زمینه صنعت سوخت های جانشین داخلی است. اوپک همواره می تواند سرمایه گذاری در زمینه سوخت جانشین را با سرازیر کردن نفت ارزان قیمت به بازار تحت شعاع قرار دهد. چنین تغییرات پیش بینی نشده می تواند قیمت نفت مصنوعی را 67 تا 97 دلار در هر بشکه بالا ببرد. موافقتنامه های بین المللی یا تعرفه های مستقل از قیمت که قوانین ضدتر است را تا فراسوی مرزهای گسترش می دهند، می توانند از راه حل های این مسئله باشند، اما این موافقتنامه ها وسیاست گذاری ها باید همین امروز عملی شوند که تصمیم به سرمایه گذاری گرفته شده است وگرنه فردا دیر خواهد بود. درخواست شرکت های سرمایه گذار برای بازگشت مقدار عمده ای از سرمایه شان نیز، بر قیمت حد آستانه تأثیر می گذارد. برای کاهش این محدودیت، دولت های ایالتی می توانند بخشودگی های مالیاتی یا زمین برای ساخت کارخانه را دراختیار این شرکت ها قرار دهند. برای مثال، ایالت آلاباما برای تولیدکنندگان خودرو چنین تسهیلاتی را فراهم می کند. منبع: صبح اقتصاد، سه شنبه، 31 خرداد، 1384
کد خبر 55994

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 15 =