به گزارش شانا، پیادهسازی الگوهای خصوصیسازی همانند جهان در ایران مستلزم اصلاح ساختارهای مالکیتی، تسهیل مقررات سرمایهگذاری، ایجاد شفافیت در نظام حاکمیت شرکتی و حمایت هدفمند از شکلگیری کنسرسیومهای توانمند خصوصی است؛ مسیری که ضمن صیانت از منافع ملی، میتواند توسعه پایدار و ارتقای جایگاه صنعت پتروشیمی کشور را به همراه داشته باشد. مطالعه نمونههای موفق جهانی، آموزههای ارزشمندی برای طراحی آینده این صنعت در ایران فراهم میکند.
ساینوپک چین؛ خصوصیسازی تدریجی با تمرکز بر فناوری
شرکت ساینوپک (Sinopec)، بزرگترین بنگاه پاییندستی نفت و گاز چین با درآمد سالانه بیش از ۴۰۰ میلیارد دلار، نمونهای شاخص از تلفیق مدیریت دولتی با کارآمدی بخش خصوصی است. این شرکت در اکتبر ۲۰۰۰ با عرضه سهامی به ارزش ۳ میلیارد و ۴۷۰ میلیون دلار (معادل ۲۲ درصد از ارزش کل شرکت)، وارد فرآیند خصوصیسازی شد.
اواخر دهه ۱۹۹۰ میلادی، نقطه عطفی در تاریخ ساینوپک رقم خورد؛ زمانی که این شرکت تصمیم گرفت از تمرکز صرف بر بازار داخلی عبور کند و وارد عرصه جهانی شود. عرضه سهام در بورسهای هنگکنگ، نیویورک و لندن نهتنها منابع مالی قابلتوجهی را جذب کرد، بلکه استانداردهای مدیریتی و عملیاتی شرکت را به سطح بینالمللی ارتقا داد.
تجربه ساینوپک نشان میدهد صنعت پتروشیمی ایران نیز با ظرفیت تولید سالانه بیش از ۹۶ میلیون تن و دسترسی به منابع غنی هیدروکربوری، توان بالقوهای برای پیادهسازی الگویی مشابه دارد، بهویژه آنکه شرکتهای خصوصی ایرانی در سالهای اخیر قابلیتهای قابلتوجهی در مدیریت، نوآوری و بازاریابی از خود نشان دادهاند.
سرمایهگذاری در تحقیق، توسعه و نوآوری
ساینوپک از آغاز مسیر خصوصیسازی بهخوبی دریافت که رقابت در بازار جهانی بدون تکیه بر فناوریهای پیشرفته ممکن نیست. این شرکت سالانه حدود ۲ درصد از درآمد خود را به تحقیق و توسعه اختصاص میدهد؛ رقمی که در سال ۲۰۲۳ به حدود ۲.۵ میلیارد دلار رسید.
مرکز تحقیقات پیشرفته ساینوپک در شانگهای با بیش از ۵ هزار پژوهشگر، یکی از بزرگترین مراکز تحقیقاتی صنعت پتروشیمی جهان بهشمار میرود و تاکنون بیش از ۱۵ هزار اختراع را به ثبت رسانده است. تمرکز این شرکت بر توسعه زنجیره ارزش و تولید محصولات با ارزش افزوده بالا، ضمن افزایش سودآوری، موقعیت رقابتی ساینوپک را در بازارهای جهانی بهطور چشمگیری تقویت کرده است.
همزمان تعهد این شرکت به توسعه پایدار، کاهش انتشار گازهای گلخانهای، بهبود بهرهوری انرژی و توسعه محصولات سازگار با محیطزیست، آن را به الگویی قابلتوجه در حوزه مسئولیت اجتماعی شرکتی تبدیل کرده است.
پتروچاینا؛ بازوی بورسی CNPC در بازارهای جهانی
پتروچاینا (PetroChina)، بزرگترین تولیدکننده نفت و گاز آسیا و بازوی بورسی شرکت ملی نفت چین (CNPC)، در آوریل ۲۰۰۰ با واگذاری ۱۰ درصد از سهام خود به ارزش ۲ میلیارد و ۸۹۰ میلیون دلار وارد فرآیند خصوصیسازی شد. سهام این شرکت هماکنون در بورسهای هنگکنگ و نیویورک معامله میشود و در نوامبر ۲۰۰۷ نیز برنامه عرضه سهام در بورس شانگهای را اعلام کرد.
بر اساس رتبهبندی فوربس جهانی ۲۰۰۰ در سال ۲۰۲۰، پتروچاینا در جایگاه سیودوم بزرگترین شرکتهای جهان قرار گرفت؛ فهرستی که یکی از معتبرترین شاخصهای ارزیابی بنگاههای بزرگ اقتصادی در سطح بینالمللی بهشمار میآید.
اواموی اتریش؛ پیشگام خصوصیسازی در انرژی اروپا
شرکت OMV، یکی از بزرگترین شرکتهای یکپارچه انرژی در اروپا، فعالیت خود را بر سه محور مواد شیمیایی، سوخت و خوراک و انرژی متمرکز کرده است. خصوصیسازی این شرکت در نوامبر ۱۹۸۷ با واگذاری ۱۵ درصد از سهام به ارزش ۱۱۷ میلیون دلار آغاز شد و OMV را به نخستین شرکت دولتی اتریش تبدیل کرد که سهام آن بهصورت عمومی عرضه شد.
این شرکت با تدوین راهبرد توسعه پایدار و هدفگذاری دستیابی به انتشار خالص صفر تا سال ۲۰۵۰، نقش فعالی در گذار جهانی به اقتصاد کمکربن ایفا میکند. سهام OMV در بورس وین معامله میشود و بر اساس فهرست فوربز جهانی ۲۰۰۰ در سال ۲۰۲۱، در رتبه ۴۱۳ شرکتهای عمومی جهان قرار داشت. ساختار مالکیت این شرکت در پایان سال مالی ۲۰۲۳ ترکیبی از سهام دولتی، سرمایهگذاران نهادی و سهامداران خرد را شامل میشود که نمونهای از توازن میان مالکیت عمومی و خصوصی بهشمار میرود.
پتروبراس؛ خصوصیسازی در چارچوب اقتصاد نوظهور
پتروبراس شرکت نفت دولتی برزیل با مقر اصلی در ریودوژانیرو، در اوت ۲۰۰۰ بیش از ۵۵ درصد از سهام دولتی خود را به ارزش بیش از ۴ میلیارد دلار به بخش خصوصی واگذار کرد. این شرکت در سال ۲۰۲۳ در رتبه ۷۱ فهرست فورچون ۵۰۰ و جایگاه ۵۸ فوربس جهانی ۲۰۰۰ قرار گرفت؛ جایگاهی که نشاندهنده موفقیت نسبی این مدل خصوصیسازی در یک اقتصاد در حال توسعه است.
بیپی؛ تجربه کلاسیک خصوصیسازی در صنعت نفت
شرکت بیپی (BP) که ریشههای آن به شرکت نفت انگلیس و ایران در سال ۱۹۰۹ بازمیگردد، در ژوئن ۱۹۷۷ حدود ۱۷ درصد از سهام دولتی خود را به ارزش ۹۷۲ میلیون دلار به بخش خصوصی واگذار کرد. این اقدام، سهم مالکیت دولت بریتانیا را از ۶۸ به ۵۱ درصد کاهش داد و مسیر تبدیل بیپی به یکی از بزرگترین شرکتهای بینالمللی انرژی را هموار ساخت.
توتال انرژیز؛ گذار از نفت به سبد متنوع انرژی
توتال انرژیز، غول انرژی فرانسه که از سال ۱۹۲۴ فعالیت میکند، در ژوئیه ۱۹۹۲ با واگذاری ۲۸ درصد از سهام دولتی خود به ارزش ۹۰۶ میلیون دلار، سهم دولت را به ۴ درصد کاهش داد. این شرکت اکنون یکی از بازیگران اصلی بازار انرژی جهانی و عضو شاخص یورواستوکس ۵۰ است و در سال ۲۰۲۳ در رتبه بیستویکم فوربس جهانی ۲۰۰۰ قرار گرفت.
انی ایتالیا؛ ترکیب سهام طلایی و بازار آزاد
شرکت انی (Eni) ایتالیا در نوامبر ۱۹۹۵ با واگذاری ۱۵ درصد از سهام دولتی خود به ارزش حدود ۳.۹ میلیارد دلار، مسیر خصوصیسازی را آغاز کرد. با وجود این، دولت ایتالیا همچنان از طریق سهام طلایی، یکی از سهامداران اصلی شرکت باقی مانده است. انی نیز از اجزای شاخص یورواستوکس ۵۰ محسوب میشود.
YPF آرژانتین؛ رفتوبرگشت میان خصوصیسازی و ملیسازی
شرکت YPF که در سال ۱۹۲۲ تأسیس شد، در ژوئیه ۱۹۹۳ حدود ۵۹ درصد از سهام خود را به ارزش ۴.۲ میلیارد دلار به بخش خصوصی فروخت. بخش عمده این سهام در سال ۱۹۹۹ توسط شرکت اسپانیایی رپسول خریداری شد. با این حال در سال ۲۰۱۲ دولت آرژانتین روند بازملیسازی ۵۱ درصد از سهام YPF را آغاز کرد و در نهایت با پرداخت ۵ میلیارد دلار غرامت به رپسول، کنترل شرکت را بازپس گرفت.
اورلن لهستان؛ خصوصیسازی برای بازآرایی صنعت نفت
شرکت اورلن (Orlen) لهستان در سال ۱۹۹۹ و در پی ادغام و خصوصیسازی نسبی دو شرکت دولتی پتروشیمی تأسیس شد. در همان سال، ۳۰ درصد از سهام دولتی آن به ارزش ۵۱۳ میلیون دلار به بخش خصوصی واگذار شد. با وجود این، دولت لهستان همچنان بزرگترین سهامدار شرکت باقی مانده و این مدل نیز نمونهای از خصوصیسازی کنترلشده در اروپای شرقی است.
ONGC هند؛ اصلاح تدریجی در چارچوب مالکیت دولتی
شرکت نفت و گاز طبیعی هند (ONGC) که حدود ۷۰ درصد نفت خام و ۸۴ درصد گاز طبیعی این کشور را تولید میکند، در مارس ۲۰۰۴ با واگذاری ۱۰ درصد از سهام دولتی خود به ارزش ۲.۳۵ میلیارد دلار، گامی در جهت خصوصیسازی برداشت. این شرکت همچنان یکی از سودآورترین بنگاههای دولتی هند بهشمار میرود و در رتبهبندیهای جهانی انرژی جایگاه بالایی دارد.
درسهایی برای ایران
تجربه شرکتهایی چون ساینوپک، پتروچاینا، OMV، پتروبراس، بیپی، توتال انرژیز، انی، YPF، اورلن و ONGC نشان میدهد که ترکیب هوشمندانه مدیریت دولتی با کارآمدی بخش خصوصی، از طریق اصلاحات تدریجی و هدفمند در ساختار سازمانی و حاکمیت شرکتی، میتواند شرکتهای دولتی را به بنگاههایی رقابتپذیر در سطح جهانی تبدیل کند.
قابلیت اجرای خصوصیسازی در صنعت پتروشیمی ایران
صنعت پتروشیمی ایران با اتکا به منابع غنی هیدروکربوری و خوراک ارزان، ظرفیت بالایی برای توسعه از مسیر واگذاری تدریجی به بخش خصوصی دارد. با این حال محدودیتهای ساختاری و چالشهای بینالمللی ایجاب میکند که الگوهای جهانی بهصورت بومیسازیشده مورد استفاده قرار گیرند. تمرکز بر بازارهای منطقهای، توسعه زیرساختهای لجستیکی، ایجاد کنسرسیومهای توانمند داخلی، حرکت به سوی تولید محصولات با ارزش افزوده بالا و تکمیل زنجیره ارزش، ازجمله محورهای کلیدی این راهبرد است. تحقق این اهداف نیازمند همکاری نزدیک دولت و بخش خصوصی، اصلاح تدریجی نظام مدیریتی و حاکمیت شرکتی و سرمایهگذاری هدفمند در منابع انسانی و فناوری است؛ رویکردی که میتواند جایگاه صنعت پتروشیمی ایران را در زنجیره ارزش جهانی ارتقا دهد.
رضا آبش احمدلو
نظر شما