به گزارش خبرنگار شانا، مشعلهای روشن در مناطق نفتخیز سالها بخشی از تصویر صنعت نفت ایران بودهاند؛ شعلههایی که گازهای همراه نفت و گازهای مازاد را میسوزاندند تا از تجمع آنها در تأسیسات جلوگیری شود. اما امروز نگاه به این شعلهها تغییر کرده است.
آنچه پیشتر ضرورتی عملیاتی و مسئلهای محیط زیستی تلقی میشد، اکنون به فرصتی اقتصادی برای سرمایهگذاری تبدیل شده است؛ فرصتی که در آن بخش خصوصی سرمایه میآورد، گاز هدررفته را جمعآوری میکند و پس از فرآورش، آن را به محصول قابل فروش تبدیل میکند.
این تغییر رویکرد در تعداد قراردادهای امضاشده نیز قابل مشاهده است. براساس اعلام شرکت ملی نفت ایران، در حوزه جمعآوری گازهای همراه و گازهای مشعل، ۲۳ قرارداد با بخش خصوصی و غیردولتی امضا شده که اجرای آنها زمینه خاموشی ۵۷ مشعل در استان خوزستان را فراهم میکند. این اعداد یک پیام روشن دارند: برای خاموشکردن مشعلها دیگر فقط به منابع دولتی تکیه نمیشود، سرمایه خصوصی نیز به این میدان وارد شده است.
وقتی مشعل، پروژه سرمایهگذاری میشود
جمعآوری گاز مشعل از نظر فنی پروژهای ساده نیست. گاز باید از محل تولید جمعآوری، فشار آن تقویت، از طریق خطوط لوله منتقل و در تأسیسات مناسب فرآورش شود. درنهایت نیز باید برای گاز و محصولات حاصل از آن بازار مصرف یا فروش وجود داشته باشد.
همین زنجیره سبب شده است که جمعآوری گازهای مشعل به پروژهای صرفاً محیط زیستی محدود نماند و به فعالیتی اقتصادی با درآمدی مشخص تبدیل شود. در این الگو، سرمایهگذار بهجای آنکه فقط برای خاموشی مشعل هزینه کند، زیرساخت لازم را برای بازیابی گاز، فرآورش آن و فروش محصول نهایی ایجاد میکند. درنتیجه، گازی که پیشتر بدون ایجاد ارزش اقتصادی در هوا میسوخت، میتواند بخشی از هزینه سرمایهگذاری را جبران و برای سرمایهگذار درآمد ایجاد کند.
این همان نقطهای است که سیاست جمعآوری گازهای مشعل از «هزینه برای کاهش آلودگی» به «سرمایهگذاری برای بازیابی منابع» تغییر مسیر میدهد.
۱۲ قرارداد؛ یک بسته بزرگ برای مهار گازسوزی
نمونه روشن این رویکرد را میتوان در ۱۲ قرارداد جدید جمعآوری گازهای مشعل میدانهای نفتی مناطق نفتخیز جنوب دید. این قراردادها با هدف کاهش گازسوزی و جمعآوری روزانه ۲۹۵ میلیون فوتمکعب گاز امضا شدهاند. برای اجرای این پروژهها نیز زمانبندی مشخصی در نظر گرفته شده و حداکثر مدت اجرای قراردادها ۱۸ ماه اعلام شده است.
اما اهمیت این قراردادها به حجم گاز جمعآوریشده محدود نیست. برآورد وزارت نفت نشان میدهد اجرای این ۱۲ قرارداد میتواند حدود ۶۰۰ میلیون دلار ارزشآفرینی برای کشور به همراه داشته باشد. به این ترتیب، گاز مشعل از جریانی هدررفته، به منبع درآمد و ارزش افزوده تبدیل میشود.
اگر این اعداد را کنار هم بگذاریم، تصویر روشنتر میشود. روزانه صدها میلیون فوتمکعب گاز که میتوانست در مشعل از بین برود، وارد مسیر جمعآوری و فرآورش خواهد شد و درمقابل، سرمایهگذار نیز از محل فروش محصولات حاصل از این فرایند، امکان بازگشت سرمایه و کسب درآمد خواهد داشت.
برنامه خاموشی ۵۷ مشعل را نباید فقط کاهش تعداد شعلههای روشن در مناطق نفتخیز دید. هر مشعل، نقطهای از زنجیره تولید است که گاز آن باید بهجای سوختن، وارد مسیر جمعآوری شود. بنابراین، خاموشی این مشعلها مستلزم ایجاد مجموعهای از زیرساختهای فنی و اقتصادی است. درواقع، خاموشی مشعل پایان کار نیست، آغاز کار است.
پس از خاموششدن شعله، گاز باید به شبکه جمعآوری منتقل و پس از فرآورش، به مصرف برسد یا به محصولی با ارزش اقتصادی تبدیل شود. به همین دلیل، موفقیت این طرحها را باید افزونبر تعداد مشعلهای خاموششده، با میزان گاز بازیابیشده و ارزش محصولات حاصل از آن سنجید.
چرا بخش خصوصی وارد میدان شده است؟
پاسخ اینکه چرا بخش خصوصی وارد میدان شده است را باید در اقتصاد گاز جستوجو کرد. گاز همراه نفت و گاز مشعل، حتی زمانی که در محل تولید قابل استفاده مستقیم نباشد، همچنان یک ماده هیدروکربوری باارزش است. اگر زیرساخت لازم برای جمعآوری و فرآورش آن ایجاد شود، میتوان از آن گاز سبک، مایعات گازی و دیگر محصولات قابل فروش تولید کرد.
بنابراین، برای سرمایهگذار، مشعل دیگر فقط یک «شعله» نیست، یک منبع خوراک است که هماکنون بخشی از ارزش آن از بین میرود. ورود بخش خصوصی به این حوزه درواقع به معنای پذیرفتن این منطق اقتصادی است که هزینه ایجاد زیرساخت جمعآوری و فرآورش را میتوان در برابر ارزش محصول نهایی توجیه کرد.
همین منطق است که زمینه امضای قراردادهای متعدد با سرمایهگذاران غیردولتی را فراهم کرده است. در گزارشهای رسمی شرکت ملی نفت ایران نیز بر استفاده از ظرفیت بخش خصوصی برای اجرای پروژههای جمعآوری گازهای همراه و مشعل تأکید شده است.
یکی از مهمترین تفاوتهای رویکرد جدید با نگاه سنتی به گازسوزی، توجه به ارزش اقتصادی گاز جمعآوریشده است. وقتی یک پروژه بتواند روزانه ۲۹۵ میلیون فوتمکعب گاز مشعل را جمعآوری کند، موضوع دیگر فقط کاهش یک آلایندگی نیست؛ حجم قابل توجهی از یک منبع انرژی وارد چرخه تولید میشود. از سوی دیگر، برآورد حدود ۶۰۰ میلیون دلار ارزشآفرینی سالانه برای یک بسته ۱۲قراردادی نشان میدهد که این پروژهها میتوانند در مقیاس اقتصادی قابل توجهی فعالیت کنند.
به همین دلیل، جمعآوری گازهای مشعل را میتوان همزمان از سه زاویه دید: حفظ منابع هیدروکربوری، ایجاد ارزش اقتصادی و کاهش گازسوزی. این سه هدف در پروژههای جدید دیگر از یکدیگر جدا نیستند، بلکه در یک زنجیره واحد قرار گرفتهاند.
مسیر خاموشی مشعلها هنوز ادامه دارد
با وجود پیشرفتها، خاموشی مشعلها همچنان یکی از مسائل مهم صنعت نفت است و اجرای قراردادهای جدید بخشی از برنامهای بزرگتر برای کاهش گازسوزی به شمار میرود. براساس برنامه اعلامشده از سوی وزارت نفت، جمعآوری حدود ۹۰ درصد گازهای مشعل تا پایان سال ۱۴۰۶ هدفگذاری شده است. در همین چهارچوب، قراردادهای جدید مناطق نفتخیز جنوب نیز بخشی از مسیر کاهش گازسوزی هستند.
بنابراین، ۵۷ مشعل اگرچه عدد قابل توجهی است، اما درواقع بخشی از مسیری بزرگتر برای تغییر الگوی مدیریت گازهای همراه و مشعل در صنعت نفت کشور به شمار میرود.
سالها، راهکار اصلی برای کاهش گازسوزی، در احداث تأسیسات جمعآوری و فرآورش خلاصه میشد؛ اما تجربه قراردادهای جدید نشان میدهد الگوی تأمین مالی نیز در حال تغییر است.
ورود بخش خصوصی و غیردولتی یعنی بخشی از منابع مورد نیاز برای اجرای پروژهها فراتر از بودجه مستقیم دولت تأمین میشود. درمقابل، سرمایهگذار از ارزش اقتصادی گازی که جمعآوری میکند بهرهمند میشود.
این الگو، اگر با قراردادهای شفاف، تضمین خوراک، امکان فروش محصول و چهارچوب اقتصادی مناسب همراه باشد، میتواند ظرفیت اجرای پروژههای جمعآوری گاز را افزایش دهد و سرعت خاموشی مشعلها را بالا ببرد. از همین منظر، ۲۳ قرارداد و ۵۷ مشعل فقط یک آمار نیستند، نشانه تغییر الگوی مواجهه با گازسوزی هستند.
مسیر جدید صنعت نفت روشن است: سرمایه وارد میشود، مشعل خاموش میشود و گاز دوباره به اقتصاد بازمیگردد.
نظر شما