با توجه به اینکه در ۱۴ سپتامبر ۲۰۲۶، ۶۶ سال از تأسیس سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک) میگذرد، میتوان این مناسبت را فرصتی برای مرور مسیر طیشده و بررسی چشمانداز پیشروی این سازمان دانست. در این بررسی، چهار محور اصلی مورد توجه قرار میگیرد: نخست، دلایل شکلگیری اوپک؛ دوم، تحولات و اتفاقهایی که پس از تأسیس بر این سازمان تاکنون گذشته است؛ سوم، اصلاحاتی که برای تقویت ساختار و عملکرد آن مورد نیاز است و چهارم، توصیههایی درباره مسائلی که میتواند برای آینده اوپک قابل استفاده باشد.
اوپک پس از مذاکرات و رایزنیهای فراوان میان چند کشور تولیدکننده نفت و با نقشآفرینی مؤثر ونزوئلا و بهویژه خوان پابلو پرز آلفونزو، وزیر نفت وقت این کشور، سرانجام در ۱۴ سپتامبر ۱۹۶۰ در بغداد تأسیس شد. در این نشست، کشورهای ونزوئلا، ایران، عراق، کویت و عربستان سعودی بر سر ایجاد این سازمان به توافق رسیدند.
دلایل تأسیس اوپک را باید در رفتار شرکتهای بزرگ نفتی با کشورهای تولیدکننده در دهههای پیش از آن جستوجو کرد که در بسیاری موارد به زیان کشورهای صاحب منابع نفتی بود و حتی پس از جنگ جهانی دوم نیز ادامه داشت. در شرایطی که کشورهای درگیر جنگی خانمانسوز، پس از پایان جنگ جهانی دوم، برای بازسازی اقتصاد و زیرساختهای خود و حرکت بهسمت توسعه صنعتی به انرژی بیشتری نیاز داشتند، قیمت نفت همچنان کاهش مییافت. در چنین شرایطی، ایجاد سازمانی مشترک میان کشورهای تولیدکننده نفت میتوانست واکنشی به قدرت و رفتار شرکتهای بزرگ نفتی و تلاشی برای افزایش نقش کشورهای صاحب منابع در تعیین سرنوشت نفت خود باشد.
شرکتهای بزرگ نفتی فعال در آن دوره که پیشینه هریک از آنها به دهههای پیش از تأسیس اوپک بازمیگشت، بعدها در برخی موارد با یکدیگر ادغام شدند، نامهایشان تغییر کرد یا شرکتهای بزرگ دیگری جایگزین آنها شدند. این مجموعه در ادبیات صنعت نفت به «هفت خواهران نفتی» شهرت یافت. درحالیکه «خواهر» واژهای مقدس و تداعیکننده محبت، همدلی و پیوند میان آنها با کشورهای میزبانانشان بود، اما در عمل رفتار این شرکتها با کشورهای صاحب منابع نفتی درست در تقابل با رفتار خواهری مورد انتظار از آنها بود. درمقابل، کشورهای تولیدکننده نفت که در آن مقطع شمارشان معدود بود، بدون استثنا تحتتأثیر استعمار و نفوذ اقتصادی و سیاسی کشورهای صاحب این شرکتهای بزرگ نفتی قرار داشتند. با وجود چنین اوضاعی، پس از شکلگیری اوپک، این سازمان از سوی مجموعه تبلیغکننده کشورهای صاحب شرکتهای بزرگ نفتی، بهعنوان «کارتل» اعلام شد.
مسئله تنها کاهش قیمت نفت نبود. در آن دوره، حتی تلاش کشورهای تولیدکننده برای ایجاد امنیت و اعمال حاکمیت بیشتر بر منابع نفتی خود نیز با واکنشهای سخت روبهرو میشد. نمونه روشن آن را میتوان در ماجرای ملیشدن صنعت نفت ایران مشاهده کرد.
آمریکا که پس از جنگ جهانی دوم خود را در جایگاه کمککننده به کشورهای مختلف و حامی بازسازی اقتصادی آنها قرار داده بود، در همان دوران برنامههای گستردهای برای بازسازی زیرساختهای کشورهای اروپایی آسیبدیده از جنگ از طریق «طرح مارشال» دنبال میکرد. بااینحال، در پی ملیشدن صنعت نفت ایران و ملیشدن شرکت نفت انگلیس و ایران، که بعدها با نام بیپی شناخته شد، آمریکا به درخواست انگلیس وارد ماجرا شد.
حدود یک سال و نیم پس از ملیشدن صنعت نفت، در ٢٨ مرداد ۱۳۳۲، کودتایی علیه نخستوزیر قانونی ایران، مرحوم محمد مصدق، انجام شد و با خلع او از سمت، افزونبر شرکت نفتی انگلیس مجموعه شرکتهای بزرگ نفتی جهان به شکلی تازه به عرصه فعالیت در صنعت نفت ایران وارد شدند.
این مسئله البته به ایران محدود نبود و نمونههای مشابهی در کشورهای دیگر نیز وجود داشت؛ بنابراین، موضوع فقط پایین نگه داشتن قیمت نفت نبود، بلکه هرگونه مقاومت کشورهای تولیدکننده در برابر این شرکتهای بزرگ، از سوی کشورهای متبوع آنها با سختترین واکنشها روبهرو میشد.
دراینباره باید توجه داشت که اگرچه پنج کشور بنیانگذار اوپک، از نظر سیاسی و در رفتارهای خود در برابر استعمارگران، بهویژه استعمارگران نفتی، دیدگاههای بهطور کامل مشترکی نداشتند، اما تشکیل این سازمان سبب شد قدرتی متشکل از کشورهای کمترتوسعهیافته و یا توسعهنیافته شکل گیرد که در آن دوران، در عرصه جهانی اهمیت بسیار زیادی داشت.
این تناقض بین ادعای حمایت از توسعه و بازسازی کشورها از سویی و مداخله در تلاش یک کشور تولیدکننده برای اعمال حاکمیت بر منابع نفتی خÙ