به گزارش شانا به نقل از مدیریت مرکز اسناد و موزههای صنعت نفت، با تهاجم گسترده ارتش عراق به ایران، جنگ تحمیلی آغاز شد، اما برای صنعت نفت ایران، جنگ پیش از این تاریخ آغاز شده بود. ماهها پیش از حمله سراسری عراق، خطوط لوله، تأسیسات نفت و گاز، پالایشگاهها و مراکز انتقال نفت در معرض عملیاتهای خرابکارانه و حملههای مسلحانه قرار گرفت که با گذشت زمان گستردهتر و هدفمندتر شد. توقف تولید و صادرات نفت ایران، مهمترین منبع درآمد کشور، یکی از اهداف اصلی این اقدامها بود.
ناامنی از مرزها تا تأسیسات نفتی
مناقشه میان ایران و عراق به سالهای پیش از انقلاب اسلامی بازمیگشت. حزب بعث عراق سودای رهبری منطقه خلیجفارس با شعار حمایت از «خلق عرب» را در سر داشت. در این میان، ایران مانعی در برابر تحقق این آرمان بود. اوایل دهه ۱۳۵۰، نیروهای عراقی چند یورش مسلحانه به مرزهای غربی ایران انجام دادند، اما موازنه نسبی قوای دو کشور مانع از اقدام گستردهتر عراق میشد. با وقوع انقلاب اسلامی و فروپاشی سلطنت پهلوی، عراق شرایط جدید را فرصتی برای تغییر این موازنه تلقی کرد.
از نخستین ماههای پس از پیروزی انقلاب، تحرکات حزب بعث و نیروهای وابسته به آن در ایران افزایش یافت. عراق در مناطق غرب و جنوبغربی ایران به نیروهای همسو سلاح میرساند و حزب بعث و سازمان استخبارات عراق آموزش و تجهیز نیروهای خرابکار را به عهده داشتند. بمبگذاران در عماره و خانقین آموزش میدیدند. آموزش سیاسی ـ نظامی جوانان داوطلب بومی خوزستان را نیز شعبه حزب بعث در بصره در یکی از پادگانها انجام میداد. مقر اصلی این شعبهها در بغداد قرار داشت و افراد آموزشدیده پس از تجهیز، از مسیر دره بجیله در ارتفاعات جبال حمرین وارد خاک ایران میشدند. دیماه ۱۳۵۸ نیز مسئول پاسداران قصرشیرین از آموزش ۶ هزار نفر در عراق برای ایجاد آشوب در ایران خبر داد.
در فاصله فروردین ۱۳۵۸ تا آغاز رسمی جنگ، بیش از ۱۱۰ عملیات موفق و ناموفق خرابکارانه و بمبگذاری در خاک ایران انجام شد. این عملیاتها تنها متوجه پاسگاهها و مناطق مرزی نبود؛ کوچه و بازار، راهآهن، خطوط لوله و تأسیسات نفت و گاز نیز در میان اهداف قرار داشتند. با افزایش تعداد و دامنه این حملهها، صنعت نفت بهتدریج جایگاه برجستهتری در میان اهداف نیروهای وابسته به عراق پیدا کرد. آنچه در این دوره تغییر کرد، فقط تعداد حملهها نبود؛ دامنه اهداف نیز گسترش یافت و از نقاط مرزی و مراکز شهری به اجزای مختلف زنجیره تولید، انتقال و پالایش نفت رسید.
اهمیت نفت در اقتصاد ایران را نیز نمیتوان از زمینه این حملهها جدا کرد. سال ۱۳۵۸، بخش عمده درآمد کشور از صادرات نفت تأمین میشد. قیمت نفت که پس از پیروزی انقلاب اسلامی افزایش یافته بود، همچنان روندی افزایشی داشت و درآمد نفتی ایران به بیش از ۱۹ میلیارد دلار رسیده بود. ازاینرو، حمله به تأسیسات نفتی تنها اقدامی برای ایجاد خسارت به یک صنعت نبود؛ اختلال در تولید، انتقال و پالایش نفت میتوانست مستقیماً بر درآمدهای کشور و توان اقتصادی آن اثر بگذارد.
خرمشهر و آبادان؛ نخستین نشانهها
نخستین نقاطی که نشانههای این فشار در آنها آشکار شد، خرمشهر و آبادان بود. ۹ خرداد ۱۳۵۸، درگیریهای موسوم به «چهارشنبه سیاه» در خرمشهر رخ داد. این درگیری میان اعضای جبهه خلق عرب مسلمان و نیروهای مردمی و دولتی، حدود ۵۰ کشته و تعداد بیشتری زخمی بر جای گذاشت. چند روز بعد، ۲۴ خرداد، دو بمب در پالایشگاه آبادان و منطقه مسکونی بریم منفجر شد. این انفجار خسارت زیادی به بخش پالایش وارد کرد و تعدادی از هموطنان نیز شهید و مجروح شدند.
زنجیرهای از حملهها
حمله به مراکز نفتی در ماههای بعد ادامه یافت. روزهای ۱۰ و ۱۱ مهر ۱۳۵۸، مخزنهای نفتی اهواز با خمپاره، موشک و آرپیجی ۷ هدف قرار گرفت و به آتش کشیده شد. ۱۸ آبان، انفجارهایی در دارخوین، جاده اهواز ـ آبادان، سبزآب و جاده اهوازـ اندیمشک انتقال نفت به پالایشگاه را مختل کرد. همزمان، نیروهای عراقی تلاش کردند کنترل منابع نفتی و استخراج نفت در ایلام را به دست گیرند، اما در این هدف موفق نشدند.
با ورود به زمستان ۱۳۵۸، دامنه خرابکاریها افزایش یافت. ۱۸ دی، شرکت ایران ـ گاز در آبادان به آتش کشیده شد و این حادثه ۶ شهید و ۱۸ مجروح بر جای گذاشت. روزهای ۱۶، ۱۷ و ۱۹ اسفند نیز انفجارهای زنجیرهای در جاده کوت عبدالله اهواز، شوش و خطوط لوله خوزستان، انتقال نفت و گاز را برای چند روز مختل کرد.
از خرابکاری تا حمله مستقیم
بهار ۱۳۵۹، حملهها وارد مرحله تازهای شد. ۱۶ فروردین، صدام حسین در تلویزیون ملی عراق آشکارا از ایران و ایرانیان سخن گفت و خرمشهر، آبادان و اهواز را بخشی از خاک عراق دانست. همزمان، عملیات علیه تأسیسات نفتی افزایش یافت. ۱۷ فروردین، خطوط لوله نفت و گاز در ۴۳ کیلومتری آبادان منفجر شد و انتقال نفت خام از آغاجاری و آبادان را متوقف کرد. روز بعد، ساعت یک و ۵۰ دقیقه بامداد، ۷۰ نفر از نیروهای عراقی با آرپیجی ۷ و خمپاره به تأسیسات نفتی نفتشهر حمله کردند و این منطقه را به آتش کشیدند. در همان مقطع، خطوط لوله نفت و گاز آغاجاری ـ آبادان و بخشهایی از تأسیسات نفتی و تلمبهخانه نیز هدف قرار گرفت و انتقال نفت از امیدیه به پالایشگاه تا ۲۵ فروردین قطع شد.
در ماههای منتهی به جنگ، همزمان با افزایش تحرکات نظامی عراق، فشار بر زیرساختهای نفتی شدت گرفت. در پی درگیریهای داخلی و تحرکات ضدانقلاب در کردستان و ماجرای کودتای نافرجام نوژه در تیر ۱۳۵۹، تحرکات هوایی عراق در مرزهای غرب و جنوبغرب افزایش یافت و حریم هوایی ایران بیش از گذشته نقض شد.
۸ مرداد، تأسیسات نفتی نفتشهر توسط ارتش عراق بمباران شد. دو روز بعد، با حمله به تأسیسات نفتی دهلران، فعالیت آن متوقف شد. در فاصله ۱۶ تا ۲۵ شهریور، در زنجیرهای از حملههای متناوب، خطوط گازرسانی پالایشگاه آبادان، خط لوله نفت آغاجاری و تأسیسات نفتی شوش هدف قرار گرفت.
۳۱ شهریور؛ آغاز مرحلهای تازه از تجاوز
در چنین شرایطی، ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ فرا رسید. آن روز، آغاز حملهای تازه نبود؛ نقطه ورود به مرحلهای بود که حملههای پراکنده و عملیاتهای خرابکارانه جای خود را به جنگی تمامعیار داد. صنعت نفت که در ماههای پیش از جنگ بارها هدف قرار گرفته بود، از نخستین روزهای جنگ در معرض حملات گسترده قرار گرفت. پالایشگاهها، مراکز بهرهبرداری، خطوط انتقال و تأسیسات مرتبط با تولید و صادرات نفت هدف حملههای عراق قرار گرفت و آسیبهای واردشده به این صنعت، پیامدهایی داشت که سالها پس از پایان جنگ نیز ادامه یافت.
به این ترتیب، اگرچه جنگ ایران و عراق در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ رسماً آغاز شد، برای صنعت نفت ایران، این تاریخ آغاز یک تهدید نبود؛ بلکه ورود به مرحله تازهای از نبردی بود که ماهها پیش، در خطوط لوله، پالایشگاهها، مخزنها و تأسیسات نفتی آغاز شده بود.
نظر شما