۲۵ مهر ۱۴۰۵ - ۱۵:۱۴
  • کد مطلب: 3057929
پشت بغض پرستاران چه می‌گذرد؟

در راهروهای قدیمی بیمارستان نفت آبادان، سال‌هاست روایت‌هایی از رنج و امید، دلتنگی و نجات جان انسان‌ها در هم تنیده‌اند؛ روایت پرستارانی که گاه میان خانواده و مسئولیت حرفه‌ای، دومی را برگزیده‌اند و با وجود همه تلخی‌ها، هنوز با دیدن درد بیماران اندوهگین می‌شوند. برای آنان، پرستاری فقط یک شغل نیست؛ تمرینی هرروزه برای انسان‌بودن است.

به گزارش خبرنگار شانا، بیمارستان نفت آبادان را می‌توان یکی از قدیمی‌ترین بیمارستان‌های جنوب کشور دانست؛ بیمارستانی که ساخت آن به سال ۱۳۰۶ بازمی‌گردد. همین قدمت گواه روزها و رویدادهایی است که این مجموعه در طول سال‌ها به خود دیده است. با قدم‌زدن در میان ساختمان‌های بیمارستان نفت آبادان، بناهای قدیمی بسیاری به چشم می‌خورند که همچنان استوار پابرجا مانده‌اند تا امید بیماران جنوب کشور به بازیابی سلامتی از بین نرود.

چنین بیمارستانی با این پیشینه تاریخی، به کادر درمانی شایسته‌ای نیاز دارد که بتواند در سخت‌ترین شرایط، با عشق و تعهد به مردم نیازمند خدمات درمانی خدمت کند. روز پرستار فرصتی شد تا به دیدار پرستاران این بیمارستان برویم و پای صحبت‌هایشان بنشینیم؛ از خاطرات شیرین و تلخ سال‌های خدمتشان بشنویم و با تجربه‌های آنان آشنا شویم. پرستارانی که در کنار پزشکان، شبانه‌روز آماده خدمت‌رسانی هستند.

اگر پرستار نبودم شاید همسرم نجات پیدا نمی‌کرد

مریم بنیادی از پرستاران باسابقه و شناخته‌شده بیمارستان نفت آبادان است که مسئولیت بخش سی‌سی‌یو را بر عهده دارد. او که از سال ۱۳۸۰ به‌عنوان پرستار مشغول به کار شده است، تنها چند ماه تا پایان خدمت خود در این بیمارستان فاصله دارد. بنیادی در طول سال‌های فعالیتش در این بیمارستان، هفت سال در اورژانس، هفت سال در بخش داخلی و چند سال نیز به‌عنوان سوپروایزر همودیالیز فعالیت کرده است. او اکنون نزدیک به هشت سال است که در بخش سی‌سی‌یو بیمارستان نفت آبادان خدمت می‌کند.

او معتقد است پرستاری حرفه‌ای سرشار از خاطرات تلخ و شیرین است. بنیادی اگرچه در ابتدا بدون رضایت قلبی این رشته را برای تحصیل انتخاب کرد و وارد این حرفه شد، به‌تدریج با اتفاق‌ها و تجربه‌هایی روبه‌رو شد که نگاهش را تغییر داد؛ تا جایی که اکنون، در آستانه بازنشستگی، می‌تواند با اطمینان بگوید عاشق پرستاری است.

سرپرستار بخش سی‌سی‌یو، هنگام یادآوری یکی از خاطرات مهم خود در دنیای پرستاری، با بغض می‌گوید: شاید اگر از هر پرستاری درباره خاطراتش بپرسیم، از نجات جان بیماری غریبه در بیمارستان بگوید، اما خاطره من متفاوت است. او ادامه می‌دهد: اوایل سال ۱۳۸۵، نیمه‌شبی همسرم با شکایت از درد معده از خواب بیدار شد. با توجه به تجربه‌ای که در دوران پرستاری کسب کرده بودم، بلافاصله متوجه شدم درد او صرفاً معده‌درد نیست. به همین دلیل، با اصرار او را به بیمارستان منتقل کردم.

بنیادی در ادامه می‌افزاید: در مسیر بیمارستان، همسرم دچار ایست قلبی و تنفسی شد. بی‌شک خواست خداوند بود که در آن لحظه کنارش باشم و بتوانم نجاتش دهم. اگر تجربه پرستاری نداشتم، شاید نمی‌توانستم خونسردی خود را حفظ کنم، اقدام‌های اولیه را انجام دهم و او را به بیمارستان برسانم تا در نهایت جانش نجات پیدا کند. این اتفاق بهترین خاطره‌ای است که در دوران فعالیت حرفه‌ای‌ام برای من رقم خورده است.

وی تأکید می‌کند: در تمام سال‌هایی که به‌عنوان پرستار فعالیت کرده‌ام، اتفاق‌های بسیاری را پشت سر گذاشته‌ام، اما سخت‌ترین تجربه‌هایم به دوران همه‌گیری کرونا و پس از آن، جنگ مربوط می‌شود؛ دوره‌ای که برای پرستاران و همه اعضای کادر درمان بسیار دشوار بود.

پشت بغض پرستاران چه می‌گذرد؟

سرپرستار بخش سی‌سی‌یو بیمارستان نفت آبادان در بخش دیگری از صحبت‌هایش می‌گوید: مراکز درمانی در تمام بحران‌ها در صحنه حضور دارند و در حالت آماده‌باش هستند. اتفاق‌های جنگ اخیر نیز برای همه ما استرس‌زا بود. بارها همکارانمان برای انتقال مجروحان اعزام می‌شدند و همین مأموریت‌ها نیز می‌توانست نگرانی‌های بسیاری به همراه داشته باشد.

بنیادی تأکید می‌کند که حرفه پرستاری برای زنان، به‌ویژه زنان متأهل، با چالش‌های بسیاری همراه است. به همین دلیل، پرستاری که می‌خواهد در این حرفه دوام بیاورد، باید علاقه زیادی به کار خود داشته باشد و در برابر مسئولیتی که پذیرفته است، متعهد بماند.

وی با یادکرد از زنده‌یاد سارا منتظر، از پرستاران این بیمارستان و مسئول آی‌سی‌یو بیمارستان آبادان، می‌گوید: منتظر یکی از بهترین پرستارانی بود که افتخار همکاری با او را داشتم. اگرچه خیلی زود این دنیا را ترک کرد، خاطرات فوق‌العاده‌ای از خود به‌جا گذاشت. افرادی مانند من که در کنارش حضور داشتیم، چیزهای بسیاری از او آموختیم.

وقتی از بنیادی می‌خواهم مهم‌ترین دلیل بغضش هنگام بیان خاطرات و تجربه‌های پرستاری را توضیح دهد، می‌گوید: فکر می‌کنم دلتنگی کامل‌ترین واژه برای توصیف این بغض باشد؛ دلتنگی برای عزیزانی که در این سال‌ها و در پی بحران‌هایی که پشت سر گذاشتیم، از دست دادیم؛ دلتنگی برای روزهایی که نتوانستم در شرایط مختلف کنار خانواده‌ام باشم و لحظاتی که فرزندانم بزرگ می‌شدند و من در کنارشان نبودم.

سرپرستار بخش سی‌سی‌یو توضیح می‌دهد: فکر می‌کنم چنین دلتنگی‌ای در دل هر پرستاری که به گذشته نگاه می‌کند، وجود دارد و این به ماهیت شغلی بازمی‌گردد که انتخاب کرده‌ایم. شاید اگر پرستاران مجبور نبودند میان مراقبت از فرزند بیمار خود و رسیدگی به بیماری در بیمارستان یکی را انتخاب کنند، شرایط بهتری برای آنان فراهم می‌شد.

بنیادی یادآور می‌شود: با وجود تمام سختی‌ها، دوری‌ها و تجربه‌هایی که پشت سر گذاشته‌ام، می‌توانم بگویم در پس این بغض، شیرینی‌ای وجود دارد که حتی سال‌ها پس از پایان فعالیت حرفه‌ای‌ام نیز می‌توانم حلاوت آن را احساس کنم.

اندوهی که عادت نمی‌شود

زهرا سنجری نیز از پرستاران زحمت‌کش و مهربان بیمارستان نفت آبادان است که از سال ۱۳۷۳ در حرفه پرستاری فعالیت می‌کند. او می‌گوید نخستین محل خدمتش بیمارستان نفت امیدیه بوده و در واحدهای مختلف آن فعالیت داشته است. پس از انتقال به بیمارستان نفت آبادان، ابتدا در بخش داخلی و سپس در بخش جراحی و اورژانس مشغول به کار شده و در نهایت فعالیت خود را در بخش آنکولوژی و مراقبت از بیماران تحت شیمی‌درمانی ادامه داده است.

وی می‌گوید: پیش از هر چیز باید بگویم که عاشق پرستاری هستم. با توجه به اینکه دو دختر دارم، بارها به آن‌ها گفته‌ام دوست دارم مانند من در رشته پرستاری تحصیل کنند؛ زیرا واقعاً به این شغل علاقه دارم.

پشت بغض پرستاران چه می‌گذرد؟

سنجری ادامه می‌دهد: با اینکه تجربه فعالیت در بخش‌های مختلف بیمارستان را داشته‌ام، معتقدم کار در بخش شیمی‌درمانی، با وجود دشواری‌هایش، برای من جذاب‌تر است. سال ۱۳۹۴ در بخش اطفال فعالیت می‌کردم و زمانی که تصمیم گرفتم کارم را در بخش شیمی‌درمانی ادامه دهم، مسئول دفتر پرستاری به من گفت که فعالیت در این بخش بسیار دشوار است؛ زیرا افزون بر مراقبت‌های جسمی، به مراقبت‌های روحی و روانی از بیمار نیز نیاز دارد. او از من پرسید که آیا برای انتقال به این بخش اطمینان دارم؟ من هم با عشق و علاقه این مسئولیت را پذیرفتم.

از سنجری درباره مهم‌ترین دلیل علاقه‌اش به پرستاری و ادامه فعالیت در این حرفه می‌پرسم. او پاسخ می‌دهد: بارها از خودم پرسیده‌ام چه چیزی در پرستاری وجود دارد که این‌قدر به آن علاقه دارم. در نهایت به این نتیجه رسیده‌ام که حس رضایتی که پس از مراقبت از یک بیمار به دست می‌آورم، همان عاملی است که مرا در این حرفه نگه داشته است؛ حسی که باعث شده حتی پس از ۳۰ سال فعالیت، همچنان عاشق کارم باشم.

وی ادامه می‌دهد: مسائل مالی ممکن است در پرستاران احساس نارضایتی ایجاد کند، اما وقتی پرستار نتیجه تلاش خود، یعنی بازگشت سلامتی بیمار را می‌بیند، به رضایتی دست پیدا می‌کند که در کمتر شغلی می‌توان آن را تجربه کرد.

سنجری می‌گوید: در طول سال‌های فعالیت حرفه‌ای‌ام، همه‌گیری کرونا برای من و بسیاری از پرستاران سخت‌ترین دوران بود. پرستاران از نظر روحی و روانی شرایط بسیار دشواری را تجربه می‌کردند. حتی در ماه‌های نخست آن دوران، نمی‌توانستم فرزندانم را ببوسم.

وی در پایان صحبت‌هایش می‌گوید: فکر می‌کنم پرستاری تمرینی برای بهتر بودن و انسان‌بودن است و این مهم‌ترین نکته مثبت این حرفه به شمار می‌رود. با این حال، یکی از دشوارترین جنبه‌های آن این است که بسیاری از مردم تصور می‌کنند پس از مدتی فعالیت در این حرفه، دیدن درد و رنج بیماران برای پرستاران عادی می‌شود؛ درحالی‌که این تصور درست نیست. من پس از ۳۲ سال فعالیت در حرفه پرستاری، هنوز با دیدن سی‌تی‌اسکن و آگاهی از شرایط بیمار بسیار اندوهگین می‌شوم و دیدن وضعیت آنان از نظر روحی مرا می‌شکند.

کمال‌گرایی مهم‌ترین بخش دنیای پرستاری است

بخش کودکان همیشه می‌تواند فضایی اندوه‌بار داشته باشد؛ زیرا در آن شاهد حضور پاک‌ترین مخلوقات خداوند در بستر بیماری هستیم. اگرچه برای کاهش درد و رنج کودکان، فضایی شاد در این بخش ایجاد شده است، اما با باز کردن در هر اتاق و دیدن کودکی بیمار، غمی سنگین بر دل می‌نشیند.

پشت بغض پرستاران چه می‌گذرد؟

به دیدار زهرا شبانکاره، مسئول بخش اطفال بیمارستان نفت آبادان، می‌رویم؛ پرستاری که از سال ۱۳۹۰ در بخش کودکان این بیمارستان فعالیت می‌کند. او که چند سال نیز در بخش‌های اورژانس و داخلی تجربه کسب کرده است، درباره پرستاری در بخش کودکان می‌گوید: معتقدم کمال‌گرایی در حرفه پرستاری و مراقبت از بیمار بسیار مهم و تأثیرگذار است. برای انتخاب پرستاران بخش کودکان و نوزادان، باید افراد به‌دقت غربالگری شوند، ویژگی‌های شخصیتی آنان بررسی شود و سپس برای فعالیت در این بخش انتخاب شوند.

وی تأکید می‌کند که به‌عنوان یک انسان، عاشق کودکان است و به دلیل روحیه شاد خود، به‌راحتی با آنان ارتباط برقرار می‌کند. شبانکاره حتی به‌صورت شخصی هدایای تشویقی مناسبی برای کودکان بیمار تهیه می‌کند تا لحظات شادی برای آنان رقم بخورد.

شبانکاره می‌گوید: سال‌ها فعالیت در این بخش به من آموخته است که پرستاران بخش کودکان باید در مقایسه با همکاران خود در بخش‌های دیگر، صبر بیشتری داشته باشند؛ زیرا در کنار هر کودک یا نوزاد، مادری نیز حضور دارد. سلامت روحی و روانی مادر اهمیت بسیاری دارد؛ چراکه مادری با شرایط روحی مناسب، بهتر می‌تواند از فرزند خود مراقبت کند. در این بخش تلاش می‌کنیم والدین در کنار فرزندانشان باشند و با ارائه آموزش‌های درمانی مناسب، آن‌ها را برای مراقبت بهتر از فرزندانشان آماده کنیم.

وی معتقد است هر پرستاری که در بخش کودکان و نوزادان فعالیت می‌کند، باید بپذیرد که سروصدا، بی‌قراری کودک، نگرانی مادر و حتی چالش‌های کلامی بخشی از شرایط کاری این بخش است. به همین دلیل، پرستار باید توانایی مدیریت چنین فضایی را داشته باشد.

کد مطلب 3057929

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 + 0 =