۲۰ مهر ۱۳۸۳ - ۱۸:۰۵
  • کد مطلب: 35309
مردم تصمیم های اقتصادی منطقی را می پذیرند

اعطای یارانه به فرآورده های نفتی از جمله بنزین از نکات مدنظر تصمیم گیران کشوربه منظور مهار مصرف و تورم در کشور بوده است. اخیرا بحث ها و دیدگاه های متفاوتی درباره قیمت بنزین مطرح شده که واکنش های گوناگونی را درسطح جامعه به دنبال داشته است. به منظور نقد و بررسی دیدگاه های متفاوت با دکترحجت الله غنیمی فرد، عضو هیئت علمی دانشگاه صنعت نفت، گفت و گو کرده ایم.

- اگر بخواهیم بخش خصوصی در صنعت نفت و پایین دستی فعال شود، باید شرایط اقتصادی فراهم باشد. از سویی با توجه به قیمت کنونی، شرایط مناسب برای وارد شدن به این بخش وجود ندارد. به علاوه، دیدگاه های متفاوتی در زمینه قیمت گذاری مطرح کرده اند. نظر شمادر این باره چیست؟ این مسئله یک بحث تئوریک است. هنگامی که قیمت تمام شده را اعلام می کنیم، این مقوله یک بحث مالی و حسابداری صنعتی است. هنگامی که از هزینه های بالاسری صحبت می کنیم، این امرصرفا مالی است و هنگامی که از هزینه نهایی صحبت می کنیم، یک اصطلاح اقتصادی است. اگر چه هر دو اسم هزینه را دارد، ولی کسانی که با مباحث مالی آشنا هستند، می دانند این دو هم خوانی تعریفی ندارند. هزینه نهایی در اصطلاح اقتصادی به گونه ای معنا می شود که لزوما بیانگرتعریف مالی نیست. اگر ما از دیدگاه مالی صحبت می کنیم، قیمت تمام شده بنزین چقدر است؟ آنچه در متون علمی مالی نوشته شده این است که یک پالایشگاه همانند یک کارخانه است که باید با توجه به هزینه های خود از مواد خام تا هزینه های بالاسری رامحاسبه کند تا براساس مقدار تولید، هزینه تمام شده هرواحد را به دست آورد. مثلا نفت خامی که پالایشگاه بندرعباس دریافت می کند، نفت خام سنگین است حال آن که نفت خام پالایشگاه لاوان نفت خام لاوان را دریافت می کند. برخی پالایشگاه ها نفت خام سبک دریافت می کنند ولی نفت خام مربوط به خزر که ترکیبی از چندین نفت خام است، از قزاقستان، روسیه و ترکمنستان به اضافه مخلوطی از نفت خام سبک ما در تهران و تبریز پالایش می شود. از این رو، اگر بخواهیم قیمت تمام شده یک تن بنزین را محاسبه کنیم، باید ببینیم محصول کدام پالایشگاه است؟ با توجه به این که خوراک پالایشگاه تهران فلان مقداراست ولی کرمانشاه به مراتب کمتر یا شیراز و لاوان ظرفیت کمی دارند و یا در مقابل خوراک آبادان زیاد است. به صورت نظری و برای محاسبه یک زمان به این نتیجه می رسید که قیمت نفت خام ورودی را صفر بگیرید و یک زمان به طور متوسط قیمت نفت خام های تولیدی را ملاک قرار دهید و یک زمان بررسی کنید که با قیمت های جانشین نفت خام که می توانست از بیرون کشور بیاید، قیمت تمام شده فرآورده یک پالایشگاه چقدر است. البته این مباحث تئوریک است و نباید از پیش آمدن این بحث ها احساس نگرانی کنیم ولی جایی که به عمل بر می گردد، باید ببینیم منابعی که در اختیار داریم فقط متعلق به نسل حاضر است یا این که متعلق به نسل های بعدی هم هست؟ بدیهی است که اگر از منابع استفاده بهینه داشته باشیم و این منابع زیر زمینی را به سرمایه های رو زمینی تبدیل کنیم، می توانیم برای نسل های بعدی نیز مفید باشیم. - ارایه یارانه برای مصرف کنندگان داخلی فرآورده بنزین تا چه حد قابل قبول است؟ این که قیمت ها یارانه ای باشد یا نباشد به دیدگاه اقتصادی بر می گردد و جای تعجب نیست که بسیاری از اقتصادها در دورانی با یارانه های بلند مدت و در بعضی موارد کوتاه مدت برای کالاهای خاص توانسته اند ادامه فعالیت بدهند. این باور در میان کسانی که اقتصاد را مطالعه می کنند، وجود دارد که هیچ کس معتقد نیست که یارانه ها باید برای همه عمر اقتصاد یک کشور وجود داشته باشند. بعضی ها معتقدند که دردوره های کوتاه کالاهای یارانه ای خودمان را به قیمت های واقعی تبدیل کنیم؛ به این شرط که الگوی درآمد اقشاری که از آن استفاده می کنند، به گونه ای باشد که با افزایش قیمت ها متضرر نشوند. من به این اعتقاد ندارم که قیمت فرآورده های نفتی افزایش یابد و در مقابل دریافت های دولت اضافه شود و کسری بودجه ناشی از هزینه های بیهوده را تامین کند. اگرقیمت فرآورده های یارانه ای حتی غیر از نفت بخواهد اضافه شود، بلافاصله مشخص شود که این درآمد افزایش یافته برای چه گروه و اقشاری قرار است مستقیم و بلافاصله استفاده شود. ما باید به این نتیجه برسیم که برای چه افقی در آینده فکر می کنیم که سیاست های اقتصادی ما هنوز نخواهد توانست اقشار آسیب پذیر را از شکل اقتصادی رها کند و بر اساس آن با توجه به اینکه قشر آسیب پذیری داریم، تصمیم بگیریم که بنزین را با یارانه مصرف کنند یا نکنند و اگر کالایی با یارانه است ازسیستم یارانه ای کنونی خارج شود یا نشود. در نهایت برای یک افق بلند مدت که معمولا دو دهه را در بر می گیرد، به دنبال این باشیم که از توانی که خداوند در مغز و بازوهایمان قرار داده به عنوان تولید کننده ظاهر شویم و به دنبال گرفتن یارانه نباشیم. بدیهی است این مسئله به یک برنامه ریزی جامع فقر زدایی در جامعه نیازمند است و حذف یک سویه یارانه ها بدون اصلاح هم زمان الگوی درآمدها شدت فقر را در جامعه تشدید می کند. - بحث قیمت بنزین و ارزانی و گرانی آن اخیرا بحث های مختلفی را در سطح کارشناسی ایجاد کرده است. به نظر شما آیا طرح این موضوع بیشتر جنبه سیاسی ندارد؟ درموضوع های اقتصادی، داشتن نظرهای مختلف نسبت به آن مقوله ها نه تنها مشکلی را ایجاد نمی کند، بلکه نعمتی است که دیدگاه های مختلف بتوانند درباره یک پدیده اقتصادی به گونه ای مطرح شوند که آن را به سمت وسوی کمال اقتصادی سوق دهند. در بعضی موارد هر کدام از این دیدگاه ها می توانند نقص قسمتی از یک نظر دیگر را رفع و آن را کامل کنند و البته بعضی دیدگاه ها هم مغایر یکدیگرند و همدیگر را کامل نمی کنند. در همه مجموعه هایی که به عنوان کشورهای اصلی دنیا محسوب می شوند، هر گروهی با دیدگاه هایی که دارد، مسئولیت تصمیم گیری، قانون گذاری یا اجرا را به عهده می گیرد. بدیهی است که هر گروهی نظرهای خود را دارد ولی در مباحث اقتصادی موارد به گونه ای هستند که باید فراتر از یک دوره قانون گذاری یا اجرای بررسی آنها برنامه ریزی شوند. مثلاً مواهبی که خداوند در اختیار ما گذاشته و بر اساس قانون آنها را منابع طبیعی اعلام کردیم که منابع هیدروکربنی مایع و گازی هم جزء آنها هستند، آیا به عنوان یک ثروت قابل تقسیم در یک دوره کوتاه است و یا باید آن را نوعی درآمد به حساب آورد. آیا می توانیم این منابع را به عنوان درآمد محسوب کنیم و بلافاصله هزینه جاریش کنیم و یا اینها را باید به عنوان درآمد محسوب کرد و به صورت هزینه سرمایه ای آن را به سرمایه برای نسل های آینده تبدیل کنیم. ما حق نداریم از مواهبی که در اختیارمان قرار داده شده است، استفاده سوء کنیم. اگر بتوانیم استفاده بهینه داشته باشیم و درست زندگی کنیم می توانیم بدون اینکه از منابع طبیعی استفاده سوء کنیم، آینده ای خوب برای نسل های بعد بسازیم. بعضی از این مقوله ها اگر چه نظری است ولی تعیین کننده است. پس از گذشتن 25 سال از انقلاب، این اشکال در اقتصاد ما مطرح است که ما هنوز خط مشخصی برای مقاطع معین معلوم نکرده ایم و مشخص نشده که می خواهیم به دنبال چه چیزی باشیم. نمی گویم که در این 25 سال استراتژی اقتصادی در زمینه های مختلف صنایع، معادن، کشاورزی و غیره نداشتیم. ولی مشخص نشده که مثلاً یک دوره بلند مدت 20 ساله از بخش صنعتی، تولیدی و خدماتی به معنای اعم جامعه چه توقعی داریم. آیا به بخش آموزش فکر کرده اید که توسعه مدارس و یا دانشگاه های غیردولتی و غیرانتفاعی برای کشور مناسب است یا نه؟ اگر تصمیم گیری درباره این موارد آنقدر کوتاه مدت باشد که حتی به عمر فردی که یکی از این دوره های تحصیلی را می خواهد تمام کند، نرسد در تصمیم گیری آموزشی مشکل ایجاد شده و سردرگمی اجتماعی ایجاد می شود. تمام کسانی که نظرهای مختلفی در زمینه انرژی به معنای اعم انرژی دارند نه فقط نفت و گاز، بهتر است هر چیزی را به قانون یا مقررات در بخش قانون گذاری تبدیل کنند و از مجریان بخواهند آنها را به صورت مکتوب در بیاورند و برای رفع معظلاتش که معمولا بیشتر ازتصویب مقررات و قوانین وقت می گیرد به تفاهم برسند و مشخص کنند که برای چند سال می خواهند این قانون اجرا شود. گاه در اواسط برنامه های پنج ساله اقتصادی که سه دوره از آنها را پشت سر گذاشته ایم، سیاست تعیین شده را متوقف و آن را به سیاست دیگری تبدیل کرده ایم. درمجموع این انتقاد به مباحث اقتصادی وارد است که باید نسبت به امور اقتصادی کشور اولویت هایی قایل شویم. در این اولویت ها اگر فقر زدایی را یک اولویت اصلی بدانیم، برای رسیدن به این منظور باید درآمد داشته باشیم و برای داشتن درآمد باید ثروت داشته باشیم که بتوانیم ازآن درآمد ایجاد کنیم. ثروت های زیادی در اختیار داریم که باید آنها را شناسایی کنیم. مورد اول، ثروتی است که به عنوان نیروی انسانی در اختیار داریم. انسان هایی که به طور متوسط هوش بالایی دارند که اگر در راه صحیح تربیت آموزشی، اقتصادی و فرهنگی قرار بگیرند قطعاً می توانند جامعه را حتی با دستان خالی به مراتب بالاتراز موقعیت کنونی برسانند. مورد بعد سرمایه، مواهب طبیعی است که در اختیار داریم. نمی خواهم بگویم هیچ کشوری چنین منابع و امکاناتی ندارد، ولی کمتر کشوردارنده منابع طبیعی را می شناسیم که در چنین موقعیت استراتژیکی در چهار راه شرق و غرب و جنوب و شمال قرار داشته باشد. مواهب کشور ما بخشی قابل رؤیت است و بخشی دیگر به صورت مواهب زیر زمینی است که تا تکنولوژی، سرمایه و مدیریت صحیحی نداشته باشیم، نمی توانیم از آنها استفاده کنیم. ما می توانیم از منابعی که در اختیار داریم بالاتر از حد معقول استفاده کنیم ولی باید ببینیم که نسل آینده ما را مورد سئوال قرار می دهد یا نه ؟ و اگر قرار باشد که برای آینده ایران تصمیم بگیریم باید قبول کنیم این نسل برخی از ثروت ها را نباید به قیمت کمتر از آن چیزی که ذاتا ارزش دارند در اختیار خود قرار دهد، زیرا نسلی که باید آینده را بسازد، از لحاظ اقتصادی احساس تنبلی می کند. مبنای اقتصاد ما نمی تواند یک مبنای سرمایه داری باشد. از این رو باید خطوط کلی و اصلی آینده اقتصادی کشور را از هم اکنون ترسیم کنیم. به عنوان فردی که علاقه مند هستم مباحث اقتصادی را پی بگیرم، به این مسئله برخورد می کنم که آیا نحوه تبلیغات بانک های ما برای دادن این مقدار جوایز و داشتن این مقدار سود بالا برای کسانی که وام می گیرند، درست است؟ آیا غیراز این است که از این هزینه های بالای تسهیلات بانکی، درآمد بانک ها به شمار می رود؟ آیا نمی شود که به مردم بگوییم هیچ جایزه بانکی داده نمی شود و در مقابل قرار است تسهیلاتی که در اختیار آنها گذاشته می شود، با نرخ های پایین تر باشد. کدام روش مردم را بیشتر قانع می کند. رقابت بانک ها با کدیگر برای دادن جایزه به عده ای بسیار معدود و یا کاهش سود تسهیلات برای مشتریان و مهار خشی از تورم قیمت ها که به دلیل بالابودن نرخ این سودهاست؟ اگر ما از روش های سرمایه داری برای ادامه فعالیت در بخش های اقتصادی مورد نظر، که غیر از سرمایه داری اسلامی است، بخواهیم استفاده کنیم: اول این که در مقاطع کوتاه به موفقیت هایی می رسیم ولی در بلند مدت نارضایتی مردم را می بینیم و دوم، چون هدف اصلی خود یعنی داشتن یک اقتصاد سالم را فراموش کرده ایم و پشتیبانی مردم را برای برنامه های اقتصادیمان ازدست می دهیم. حال درباره منابع طبیعی از جمله منابع هیدروکربنی آیا شما باید نسل کنونی را از مصرف این منابع کاملا سیر کنید ولی نسل آینده را گرسنه به جامعه تحویل دهید؟ اگر نسلی که بعد از چند دهه بیش از 100 میلیون نفر خواهد بود، تعداد افراد فقیرش به رقم های بالاتری از وضعیت کنونی برسد، می توانیم جواب دهیم که سیاست های این زمان ها درست بوده است و آیا ما درست از این منابع استفاده کرده ایم؟ درست استفاده کردن به این معنا است که حداقل هزینه برای نسل کنونی برای اینکه بتواند آن را به سرمایه برای نسل بعدی تبدیل کند، باید ر اساس برنامه بلند مدتی باشد که بعد از هر تغییر مقطعی در قوای قانون گذاری و اجرایی کشور تغییراساسی نکند و حداقل یک نسل بعد بداند درباره آینده او چه تصمیمی گرفته شده است؟ نوشتن برنامه های 20 تا 25 ساله اقتصاد در دنیا چیز غریبی نیست. البته این برنامه ها جزیی نگر نیست و طوط کلی را برای گروه های اجرایی و قانون گذاری تعیین و روشن می کند و تنها در صورت تحولات اساسی جهانی و یا داخلی به صورت جزیی تغییر می کنند. -کسانی که بحث قیمت بنزین را مطرح کرده اند، در کسوت قانون گذار در تعیین قیمت بنزین و در برنامه سوم توسعه نقش داشته اند. این سوال پیش می آید چرا اکنون دیدگاه های پیشین خود را تغییر داده اند؟ ارزیابی شما از این موضوع چیست؟ دربحث بنزین اصلاٌ نباید نگران این باشیم که همکاران ما و کسانی که در بخش اجرایی و قوه مقننه و قضاییه هستند، نظرهایی که می دهند بعد از مدتی آنها را تغییر می دهند. چون این خاصیت انسانی است که ممکن است نظری نیاز به اصلاح داشته باشد و این تکاملی است که جامعه باید از افرادش انتظار داشته باشد. ممکن است افراد در موضوع های واحد نظرهای مختلفی داشته باشند و این دلیل بر غلط بودن یک نظر و ارجحیت نظر دیگر نیست. ما باید دلایلی را مطرح کنیم که اکثریت را قانع کند و بر اساس آن برنامه بلند مدتی داشته باشیم. یکی از مشکلاتی که از ابتدای انقلاب تا کنون بوده این است که کمتر به افراد علاقه مند و صاحب نظر دراقتصاد اجازه دادیم نظرهای خودشان را در اجرا اعمال کنند. ممکن است نظرهای آنها در زمان عمل با قبل از آن یکسان باشد و یا نظر قبلی خودشان را تغییر دهند، باز هم نباید از این موضوع احساس نگرانی کنیم. فقط نکته مهم این است که نظرها باید در یک چارچوب کلی باشند و با نوسان های سیاسی و اجرایی و قانون گذاری همراه نباشند و به طور کلی هر آنچه به اقتصاد بر می گردد، از جمله تورم و بیکاری و غیره اگر درگیر تلاطم شود، به راحتی قابل جمع و رفع شدن نیست و مانند ریگی می ماند که درون آب بیندازیم و موج هایی را که از این ضربه ایجاد می شود، نمی توان دید تا کجا ادامه پیدا می کند. در ابتدا این موج ها شدید است ولی حتما انعکاس های بعدی زیادی را همراه خواهد داشت. از این رو، هر تصمیمی در هر مقطعی بگیریم، پیامدهای خاص خودش را برای سال های متمادی خواهد داشت. اگر بعد از 25 سال تجربه توقع داشته باشیم نظرهای مختلف درمراجع قانون گذاری و اجرایی کشورباید با هم فکری، اصلاح و تکمیل نظرات یکدیگر امور اقتصادی کشور را به پیش ببرند، توقع زیادی نیست. - با ملاحظه نظرهای مطرح شده درباره بنزین می توان به این جمع بندی رسید که کاهش قیمت خود رو امکان ندارد، بلکه روند بازار و قیمت مسیر خود را طی می کند. به نظر شما طرح مسئله قیمت بنزین به منزله ایجاد یک شوک در بازار نیست؟ موافق این نظر نیستم. اقتصاد ما آنقدر بزرگ است که چنین مشکلاتی را نمی توان شوک تلقی کرد. این که تصمیم ها می توانسته دقیق تر و سریع تر و عمیق تر و با برنامه ریزی جامع تری انجام شود، مورد قبول است. مثلا نمایشگاه فرش برای سالیان متمادی یک سمینار فرش داشت، چیزی حدود7-6 سال پیش این سمینار قطع شد آن هم شوک نبود، اگر چه در آن سمینار که یک سمینار بین المللی بود، شرکت کنندگان از نقاط مختلف جهان می آمدند ودر نوع خود درجهان بی نظیر بود. درمهد تولید فرش در جهان، در ایران این مطلب می تواند یک سلیقه مدیریتی واجرایی باشد که در یک مقطع این سمینارهمراه نمایشگاه نیاز باشد و در مقطع دیگر نباشد و نمی توان به عنوان شوک از آن یاد کرد. با مقوله اقتصاد باید با برنامه ریزی دقیق برخورد کرد. اگر این را دریابیم که فقط بخش های مختلف اقتصاد نیستند که به هم وابسته اند؛ بلکه بخش های دیگر کشور، به جز اقتصاد هم، به هم وابسته اند و همه بخش ها باید همخوان باشند، این مشکلات کمتر پیش می آید. نمایشگاه بین المللی برای ما یک سرقفلی اقتصادی محسوب می شود که نباید به راحتی آن را از دست بدهیم. چون از موقعیت اقتصادی آن،کشور دیگری استفاده می کند. تصمیم گیران ما باید قبل از این که به موقعیت مشکل و بحرانی برسیم، اقدام کنند. در همین رابطه یک سال فرصت بود ولی ما آن را از دست دادیم. البته ما نمی خواهیم از کسی طرفداری کرده یا در مقابل کسی را متهم کنیم ولی کارها را در دقیقه 90 انجام دادن ما را با مشکل روبه رو خواهد کرد. البته این مسئله بخشی از فرهنگ است و نمی شود آن را 365 روزه درست کرد. ما نباید مسائل را فقط از بعد اقتصادی نگاه کنیم اگر می شود در منطقه ای که خارج از محیط شلوغ تهران باشد، نمایشگاه را خارج از بحث های سیاسی راه انداخت، چرا قبول نکنیم؟ آیا می توان همان توقعی را که ازمیادین مرکزی شهر40 سال پیش داشتیم اکنون داشته باشیم؟ اقتصاد حمل و نقل، مدیریت شهری و اقتصاد شهری موافق این کار نیست، ولی وقتی که جمعیت افزایش یابد، جایی در دامنه کوه های تهران مسکونی می شود که دیگر آن قسمت های قبلی به عنوان قسمت های خارج شهر محسوب نمی شوند.هماهنگی لازم است ولی اینکه همه موارد را به عنوان کشمکش های یک گروه در مقابل دیگری ببینیم اگر حتی بخواهیم آن را حل کنیم، به نتیجه نمی رسیم. اگر هر تصمیم اقتصادی که گرفته می شود، به ارتقای منافع ایران کمک نکند، هر کدام ما در هر جا چه دولتی یا غیر دولتی مسئول خواهیم بود. - درباره فرآورده بنزین باتوجه به تولید خودرو مصرف روبه رشدی را شاهدهستیم. درکناراین بحث استفاده از فناوری های نو به منظور بهینه سازی مصرف بنزین و افزایش ظرفیت پالایشگاهها ی موجود و تاسیس پالایشگاه های جدید مطرح است که در بخش پالایشگاهی سرمایه گذاری به ویژه برای بخش خصوصی اقتصادی نیست. چه تدابیری برای این موضوع باید اندیشیده شود؟ بخشی از افزایش مصرف بنزین در ایران به لحاظ رشد اقتصادی بالاست ، بخشی از این مصرف در بعضی کشورها از طریق گازوییل خودش را نشان می دهد. معمولاً حمل و نقل، به ویژه حمل و نقل بار، با گازوییل صورت می گیرد نه با بنزین در نتیجه افزایش مصرف گازوییل نشان دهنده پیامد رشد در صنعت حمل و نقل و حتی شروع رشد در اقتصاد یک کشور است. قسمتی ازمصرف بنزین در کشور ما به علت تامین سوخت وسایط نقلیه باری است که در شهرها تردد می کنند. در کشورهای دیگربرای این نوع حمل و نقل از گازوییل به جای بنزین استفاده می کنند از این رو، بخشی از روند افزایش سریع مصرف به این علت است که عمده سوخت ما بنزین است و باید راهکارهایی درباره نحوه مصرف سوخت اجرا شود و باید سوخت مصرفی به ارزان ترین و تمیزترین نوع سوخت تبدیل شود. مورد بعد این است که در مصرف بنزین عوامل متعددی وجود دارد که مصرف کننده خارج از میل خودش در بعضی موارد افزایش مصرف دارد که همان اتومبیل است، چه آنهایی که قدیمی هستند و چه اتومبیل هایی که جدید ساخته شده اند. البته به علت جوان بودن جمعیت کشور ما مقداری از افزایش مصرف ما به ویژه در ایامی است که برای جوان ها امکان رانندگی بیشتر است و رانندگی به عنوان یکی از بخش های تفریحی زندگی آنها محسوب می شود. بنابراین، اگر امکانات تفریحی به معنای اعم کلمه باشد و امکانات حمل و نقل عمومی افزایش یابد، این بخش را می توان کنترل کرد. رانندگی اگر صرفا برای تفریح باشد، قسمتی از ثروت مملکت را که به بنزین تبدیل شده است، هدرخواهد داد. پس اگر تفریحات سالم جانشین شود، بخشی از ثروت ملی در قالب مصرف بنزین کنترل خواهد شد. بررسی علمی نشان داده که نه تنها ایران بلکه کشورهایی که با اقتصاد ما هم خوانی نوعی دارند و چه آنهایی که هیچ شباهتی به ما ندارند، انرژی به معنای عموم کلمه معمولاً کشش پذیری کمی در مقابل قیمت دارد. این مطلب درست است که افزایش قیمت در مصرف موثر است ولی این طور نیست که اگر قیمت بنزین را 3 برابر کنیم، مصرف یک سوم کاهش می یابد. افزایش قیمت ملاک کنترل کامل مصرف نیست. عوامل دیگری نیز درباره فرآورده های نفتی و کل آن چیزی که به عنوان انرژی مصرف می شود وجود دارد. باید حرف های دقیق تری داشته باشیم که فقط به تصمیم اقتصادی بر نمی گردد، بلکه عامل فرهنگ هم در آن نقش مستقیم دارد مثلاً وقتی می گوییم ما یک کشور نفتی هستیم و دومین مخازن نفتی دنیا را در اختیار داریم، ممکن است این تصور پیش بیاید که چرا باید نفت یا بنزین مورد استفاد مردم با قیمت جهانی به آنها فروخته شود. این توقعی است که شاید عده ای از مردم دارند ولی اگر درست تحلیل شود، می توان به این نتیجه رسید که شما می توانیدبا پرداخت قیمت منطقی در مقابل آن را به کالا و سرمایه ای بدل کنید که برای شما و افراد نسل های آتی امکانات رفاهی ایجاد کند. مردم زمانی قبول دارند ما در تصمیم های اقتصادی دلایل منطقی داریم که این دلایل را برای قانع کردن خود و نسل بعد بپذیرند ودرعمل اصلاح و پیشرفت کاررا ببینند وبهبود وضع اقتصادی را حس کنند. - به طور مشخص بفرمایید آیا دولت برای افزایش ظرفیت پالایشگاه ها به منظورتولید فرآورده های نفتی به ویژه بنزین با توجه به اینکه محدودیت ظرفیت بنادر برای واردات نیز مطرح است، برنامه ای مدون در دست اجرا دارد؟ در توسعه پالایشگاه ها، ایجاد پالایشگاهی به ظرفیت 360 هزار بشکه درروز میعانات گازی در بندر عباس پیش بینی شده است و امیدوار هستیم مجموعه سازمانی ای که واگذار شده بتواند با تامین کنندگان مالی خارجی چنین مجموعه ای را ایجاد کند. در بندرعباس با اضافه کردن واحدهای جدید به پالایشگاه موجود بندر عباس در نظر است به رقم های بالاتری در پالایش دست یابیم. بدیهی است با ارتقای کیفی پالایشگاه ها که آن هم هزینه های هنگفتی را در برمی گیرد، می توان میزان فرآورده های نامرغوب را کمتر کرد و در مقابل فرآورده های مرغوبتری را ارایه داد. تولید بیشتر بنزین به ساخت پالایشگاه ها بر می گردد نه به این که از پالایشگاه ها در حال حاضربه صورت غلط استفاده می شود. هنگامی که طراحی وساخت پالایشگاه ها را بر این اساس داشته اید که مثلا 30 تا 40 درصد به شما نفت کوره بدهد، میسر نمی شود، بنزین بیشتری از آنها دریافت کنید، مگر آن که برای ارتقای کیفیت پالایش آنها سرمایه گذاری کنید. مصاحبه کننده: فرهاد محمدی
کد مطلب 35309

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 + 0 =