بررسی تجربه بازارسازی نفت در ۴ کشور/ نقشه‌ راه ایران برای سهامداری پالایشگاه‌های فراسرزمینی

رئیس دفتر مطالعات انرژی وین گفت: تولیدکنندگان عمده نفت برای حفظ سهم خود از بازار، همواره نقشه‌ راه و استراتژی بلندمدتی را طراحی و اجرا می‌کنند که یکی از آنها، سهامدار شدن در پالایشگاه‌های فراسرزمینی است.

به گزارش شانا به نقل از فارس، اقتصاد ایران به‌عنوان بزرگ‌ترین کشور دارنده منابع هیدروکربوری دنیا به صادرات نفت خام وابسته است، این موضوع سبب شده است آمریکا با اعمال تحریم‌های نفتی بر فروش نفت ایران، به دنبال محدودیت در صادرات و آسیب رساندن به اقتصاد و معیشت مردم باشد.

‌به اعتقاد کارشناسان، «بازارسازی نفت» یکی از راهکارهای ایمن‌سازی فروش نفت ایران در شرایط تحریم و التهابات بازار است؛ بازارسازی برای فروش نفت ایران به این معناست که موضوع تحریم از موضوع دوجانبه آمریکا و ایران، به موضوع مورد دغدغه کشور طرف ثالث در تعاملات نفتی ایران تبدیل شود، بدین صورت بازار فروش نفت ایران اثرپذیری حداقلی از بازگشت تحریم‌ها داشته و تداوم می‌یابد.

در این زمینه برای بررسی ظرفیت‌های بازارسازی برای صادرات نفت ایران با فریدون برکشلی، رئیس دفتر مطالعات انرژی وین به گفت‌وگو نشستیم.

مشروح این مصاحبه به شرح زیر است:

چه روش‌هایی وجود دارد که ایران بتواند در نوسانات و تلاطمات بازار نفت مثل اعمال تحریم یا جنگ اوکراین، سهم خود از بازار نفت را حفظ کند؟

موضوع حفظ سهم بازار همیشه از دل‌مشغولی‌های مهم تمام تولیدکنندگان نفت و اعضای سازمان اوپک بوده است. تولیدکنندگان عمده برای فعالیت‌های بازارسازی و حفظ سهم بازار، همواره نقشه راه و راهبرد بلندمدتی را طراحی و اجرا می‌کنند.

وقتی شرکت نفت آرامکو عربستان، در نوامبر ۲۰۱۹ طرح عرضه اولیه سهام خود را اعلام کرد، پروفایل آرامکو و محورهای ارزش‌گذاری آن را مطالعه می‌کردم، دیدم که آرامکو در ۱۹۹۰ یک طرح ۱۰ ساله ارائه کرده بود که طی آن ۲۰ درصد نفت خام آرامکو در ظرفیت‌های پالایشی این شرکت در خارج از عربستان، عرضه و پالایش شود.

البته ابتکار اقتصاد سیاسی پالایش در ابتدا توسط کویت عملی شد و این کشور از اوایل دهه ۱۹۷۰ میلادی به نحوی برنامه‌ریزی کرد که شرکت ملی نفت کویت، تا سال ۱۹۸۵ معادل ۳۵ درصد از نفت خام خود را توسط پالایشگاه‌ها و پتروپالایشگاه‌های متعلق به کویت پالایش کند. در عمل هم حتی فراتر از آن رفت. دیدیم که در جریان حمله صدام به کویت، اقتصاد کویت، در واقعیت مستقل از کویت به‌عنوان یک کشور به زندگی خود ادامه داد.

حالا در ارتباط مستقیم با سؤال جنابعالی یکی از راهکارهای بازارسازی نفت، در اختیار گرفتن ظرفیت پالایشی یا پتروپالایشی در کشورهای مختلف و به‌ویژه مقاصد اصلی و کریدورهای مصرفی است. در واقع این یک استراتژی است. یک سیاستی نیست که در مواجه با یک شرایط فورس ماژور بتواند عملیاتی شود. برنامه‌های بلندمدت و راهبردی و نقشه راه لازم دارد.

سهامدار شدن در پالایشگاه‌های فراسرزمینی از چه سازوکارهایی محقق می‌شود؟

همان‌طور که صحبت کردیم در اختیار داشتن ظرفیت پالایشی مهم‌ترین ابزار ضمانت سهم بازار برای کشورهای صادرکننده است. نحوه و مکانیسم آن متفاوت است. به‌طوری که پیش‌تر صحبت کردیم، برای نمونه کویت وارد عملیات ادغام و ترکیب شده است.

الان تقریباً ۳۸ درصد تولیدات پتروشیمی اسپانیا متعلق به شرکت نفت کویت است. زیرمجموعه‌های شرکت نفت کویت در تعدادی از کشورهای اروپایی، از مرحله پالایش تا پمپ بنزین را هم در اختیار دارند، اما آرامکو وارد فعالیت‌های عرضه مستقیم نشده و عمدتاً در پالایشگاه‌های بزرگ در کشورهای عمده مصرف‌کننده سهامدار است.

شرکت ادنوک امارات متحده عربی هم در بازارهای آمریکا، کانادا همچنین روسیه فعال است. ادنوک در خریدوفروش و معاملات سهام شرکت نفت و گاز کشورهای مختلف هم فعالیت دارد. در حقیقت مالکیت پالایشگاه یا سهام پالایشی یکی از ابزارهای مهم کسب و حفظ سهم بازار توسط کشورهای تولیدکننده نفت است.

آیا ایجاد روابط راهبردی ۲۵ ساله به ایمن‌سازی فروش نفت کمک می‌کند؟ اگر بله چطور؟

مدت قرارداد تابعی از مطالعات میدانی در کشور یا منطقه مقصد است. وسعت و کشش بازار مهم است. ارزیابی نرخ رشد تقاضا در کشور مقصد و یا بازارهای بالقوه در کشورهای مجاور به‌عنوان کریدور زنجیره عرضه حائز اهمیت است، این را مطالعات میدانی باید پاسخ دهد. مهم‌تر از همه اقتصاد سیاسی انرژی کشور یا کشورهای مورد نظر اهمیتی بسزا دارد.

 چه تجربه‌های دیگری از کشورها وجود دارد که آنها برای تضمین بازار خود از آنها استفاده کرده‌اند؟

بازار جهانی نفت و انرژی در حال تغییر و تحول است. از همین روی لازم است که عوامل متعددی مورد مطالعه و بررسی قرار گیرند. شرکت ملی نفت الجزایر (سوناطراک) که بیشتر نفت خام سبک و ال‌پی‌جی تولید و به مدیترانه و اروپا صادر می‌کند، با تعدادی از پالایشگاه‌ها، قراردادهای میان‌مدت و کوتاه‌مدت، یک تا پنج سال دارد، زیرا که قیمت نفت خام‌های سبک نوسان‌های بالایی دارد.

در حقیقت قراردادهای الجزایری‌ها، مانند اجاره ظرفیت پالایشی است. یعنی تملک ظرفیت محسوب نمی‌شود. این رویه ممکن است که دائماً در حال تغییر باشد. مثلاً همین حالا که به‌دلیل مسائل اوکراین، قیمت‌ها بالا رفته و تقاضای نفت خام‌های سبک و نزدیک به گاز افزایش یافته، الجزایر در حال تغییر قراردادهای پیشین و عرضه به پالایشگاه‌هایی است که قیمت بالاتر پرداخت می‌کنند.

شرکت ملی نفت لازم است که یک راهبرد و نقشه راه بلندمدت برای فعالیت‌های پالایشی و پتروشیمی خود در سطح بین‌المللی طراحی کند، البته طرح‌های مفصلی نوشته شدند و موجودند، اما لازم است که عزم جهان‌گرایانه ملی نفتی شکل گیرد.

کد خبر 459729

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 9 =