۵ اسفند ۱۳۸۳ - ۱۲:۵۲
  • کد مطلب: 45985
ایران و آینده انرژی

از آنجا که جهان با مسئله افزایش قیمت نفت و عرضه محدود آن در آینده رو به روست، رویکرد جهانیان به استفاده از انرژی های ارزان قیمت، بدون آلایندگی و تجدید پذیر اجتناب ناپذیر است. در حال حاضر، اشکال مختلف انرژی های تجدید پذیر با مجموعه ای از موانع اقتصادی، فنی و ساختاری روبه رو هستند. تقریباً 88 درصد از مصرف جهانی انرژی را سوخت های فسیلی تشکیل می دهند.

انرژی هسته ای و برق آبی هر یک 6 درصد و انرژی های آب، خورشیدی و توده زیست ها در مجموع کمتر از یک درصد انرژی مصرفی جهان را تامین می کنند. انرژی یک نیاز استراتژیک و وابسته به حیات یک کشور است. در آغاز دهه هشتاد که مصادف با ماه های اول پس از تحولات داخل ایران بود؛ جیمی کارتر « تامین انرژی و جریان آزاد نفت در خلیج فارس » را جزیی از منافع ملی آمریکا اعلام کرد. از این رو اگر تامین انرژی را جزیی از منافع ملی هر کشور و مثلاً آمریکا بدانیم؛ این موضوع برای ایران نیز مصداق خواهد داشت. در نتیجه دسترسی به منابع انرژی برای ایران یک حق محسوب خواهد شد. از یک دیدگاه برای ایران منابع انرژی نمی توانند به نفت و گاز محدود شوند. هنگامی که در اوایل دهه 70 میلادی حکومت شاه با تایید آمریکا اولین قراردادهای مربوط به تاسیسات انرژی اتمی را با زیمنس آلمان امضا کرد، جمعیت ایران کمتر از نصف جمعیت 70 میلیونی کنونی بود. طبق برآوردهای رسمی، جمعیت ایران طی 20 سال آینده به 100 میلیون بالغ خواهد شد. بدین ترتیب، باید تامین انرژی را برای یک ایران 100 میلیونی تدارک دید. آمار نشان می دهد که بین سال های 1977 تا 2003 مصرف انرژی 5/5 درصد و تولید آن به طور متوسط 6 درصد در سال افزایش داشته است. این بدان مفهوم است که هرگاه تنها یک درصد کمتر افزایش تولید می داشتیم ، امروز محتاج واردات آن می شدیم. همان طور که در زمینه بنزین شده ایم. در حال حاضر ، ذخایر نفت ایران 4/11 درصد ذخایر اثبات شده جهان را تشکیل می دهد. با سطح تکنولوژی کنونی تنها 20 تا 25 درصد نفت خام ذخیره شده در یک میدان را می توان استخراج کرد. این بدان معناست که از 500 تا 520 میلیارد بشکه ذخایر نفتی کشف شده در ایران تنها حدود 130 میلیارد بشکه قابل استخراج است. در حوزه گاز نیز؛ ایران پس از روسیه مقام دوم را در جهان داراست. این مخازن بالغ بر 29 تریلیون مترمکعب می شود که با حفظ سرعت کنونی در بهره برداری می تواند تا 300 سال ادامه یابد. اما نکته اینجاست که تمام گاز استخراج شده ، به مصرف تولید انرژی یا صادرات نمی رسد. حدود 30 تا 40 درصد گاز تولید شده برای بهره برداری از ذخایر نفت ایران که بسیار قدیمی هستند مصرف می شود. شاید توضیح این نکته بی فایده نباشد که استخراج چاه های نفت در آغاز با اتکا به فشار موجود در میدان نفتی انجام می شود ، اما پس از مدتی این فشار طبیعی کاهش می یابد. پس برای اینکه تولید و استخراج بتواند ادامه پیدا کند، مقادیر متنابهی گاز طبیعی به این چاه ها تزریق می شود تا به فشار موجود افزوده شده و تولید به هدف برسد. این همه در حالی است که در کنار صادرات، ایران به نفت و گاز برای تولید انرژی در داخل به شدت نیازمند است. در حال حاضر ظرفیت تولید برق در ایران 39 هزار مگاوات است. 75 درصد از این مقدار در نیروگاه های گازی و 18 درصد در نیروگاه های نفتی تولید می شود. 7 درصد بقیه نتیجه گردش توربین های آبی است. با این توضیح که منابع فسیلی یک بار مصرف هستند ، در حالی که منبع « برق آبی (Hydro Electric) » پس از استفاده ، پایان نمی یابد. مصرف برق سالانه 8 درصد افزایش می یابد، با این حساب در سال 2021 یعنی 1400 شمسی نیاز ایران به سطح 70 هزار مگاوات افزایش خواهد یافت. در حال حاضر دو هزار مگاوات برق آبی تولید می کنیم و به طور بالقوه می توانیم تولید آن را به 20 هزار مگاوات افزایش دهیم. هم اکنون 7 پروژه تولید برق آبی در دست اقدام است که تا سال 2007 ظرفیت ( Hydro Electric) را به 8 هزار مگاوات برابر با 8 نیروگاه اتمی افزایش خواهد داد. در صورت ادامه برنامه حاضر ظرفیت تولید برق آبی تا سال 2014 به 14 هزار مگاوات افزایش خواهد یافت و این همه در حالی است که ایران در وضعیت کنونی هیچ گونه تولید برق اتمی ندارد و نیروگاه بوشهر در صورت آغاز به کار می تواند تا هزار مگاوات تولید داشته باشد که فقط 3 درصد نیاز کنونی را مرتفع می سازد. ایران در نظر دارد تا سال 1400 تولید برق اتمی را به 10 درصد مصرف نیاز آن روز ، یعنی 7 هزار مگاوات برساند. ایران نیازمند تولید برق با استفاده از تکنولوژی هسته ای است . چه این که روسیه بزرگ ترین تولید کننده نفت جهان است و به تنهایی صاحب 25 درصد ذخایر گاز دنیاست، مکزیک از بزرگ ترین صادرکنندگان نفت خارج از اوپک است، کانادا روزانه 500 هزار بشکه نفت به آمریکا صادر می کند، اما همه آنها بخشی از انرژی خود را از طریق نیروگاه های اتمی تولید می کنند. در حال حاضر چین، کره جنوبی، ژاپن، تایوان و هند در حال ساختن راکتور اتمی هستند. 23 نیروگاه اتمی که در سال های اخیر در حال حاضر 18 راکتور در کشورهای مختلف آسیا در دست ساختمان هستند، پس تاسیسات انرژی اتمی ایران در چارچوب روند گسترش انرژی اتمی در این بخش از جهان قرار دارد. بگذارید برای روشن شدن مطلب با آمار و ارقام پیش برویم. به عنوان مثال نیروگاه بوشهر در صورت آغاز به کار هزار مگاوات برق تولید خواهد کرد. برای این مقدار برق در یک نیروگاه نفتی باید 25 میلیون بشکه نفت بسوزانیم. صدور این مقدار نفت با قرار هر بشکه 26 دلار در سال 620 تا 650 میلیون دلار درآمد برای ایران در بر خواهد داشت. در حالی که مخارج همین نیروگاه سالانه تنها 140 میلیون دلار است. این بدان معناست که اگر چه ساخت نیروگاه اتمی تقریباً دو برابر خرج در بردارد، اما به دلیل تفاوت هزینه سوخت طی مدت کوتاهی این مخارج اضافی جبران خواهد شد و از آن پس قیمت برق اتمی به مراتب ارزان تر از برق نفتی خواهد بود. در سال 2003 ایران 265 میلیون بشکه نفت مصرف کرده است ، تا 18 درصد برق مورد نیاز خود را تولید کند. این مقدار نفت برابر است با 7 میلیارد دلار درآمد ارزی که می توانست در نتیجه صدور نفت وارد کشور شود. حال بیایید این را در یک دوره زمانی پنج ساله نگاه کنیم. طی پنج سال این مبلغ به 35 میلیارد دلار خواهد رسید، درآمدی که از کیسه این کشور رفته است. حال 5 نیروگاه اتمی قادر هستند همین مقدار انرژی را تولید کنند، 10 میلیارد دلار مخارج ساخت آنها است و برای یک دوره 20 ساله 14 میلیارد دلار مخارج تولید برق خواهند داشت. با یک حساب سرانگشتی در می یابیم که در نیروگاه اتمی با 24 میلیارد دلار مخارج 4 برابر بیشتر برق تولید شده است و 11 میلیارد دلار کمتر هزینه شده است. ( هزینه صرفه جویی شده طی تمام دوره بیست ساله 116 میلیارد دلار خواهد بود) و این در حالی است که یک بشکه نفت را نه 50 دلار و بیشتر ، بلکه همان 26 دلار ( قیمت متوسط 2003) حساب کنیم. ما در اینجا به آلودگی هوای ناشی از سوخت های فسیلی ( نفت ، گاز و ...) نمی پردازیم که خود دلیل مضاعفی به نفع استفاده از انرژی اتمی است. نکته دیگر این که هرگاه ما منابع شناخته شده اورانیوم ایران را به صورت واحدهای انرژی در نظر بگیریم ، با 43 میلیارد بشکه نفت برابر خواهد بود. این یعنی با به وجود آوردن زیر ساختهای تولید انرژی اتمی، مقایسه وار می توانیم ذخایر نفتی ایران را یک دفعه 30 درصد افزایش دهیم. حال بگذارید همین مقایسه را با گاز انجام دهیم. نکته اول اینکه به جای سوزاندن گاز برای تولید برق می توان آن را به چاه های نفت تزریق کرد، جلوی نشست کردن ذخایر نفتی را گرفت و آن را تبدیل به درآمد اقتصادی کرد. مهم این که گاز تزریق شده به چاه های نفت از بین نرفته و خود دوباره استخراج شده و به فروش یا استفاده بهینه می رسد. در همین رابطه بیاییم یک نیروگاه گازی هزار مگاواتی را در نظر بگیریم. هر گاه آن مقدار گاز که در این نیروگاه می سوزد را به چاه های نفت تزریق کنیم ، بهره برداری بین 5 تا 20 هزار بشکه در روز افزایش خواهد داشت. حال ما اگر همان رقم حداقل یعنی 5 هزار بشکه را فرض بگیریم، سالانه به یک درآمد اضافی 47 میلیون دلاری خواهیم رسید. یعنی 30 درصد مخارج سالانه یک نیروگاه اتمی را از راه ذخیره کردن گاز و نه سوزاندن آن به دست آورده ایم. فاکتوری که در آینده یعنی پس از کاهش و یا پایان یافتن ذخایر نفت در جهان به یک عامل مهم و استراتژیک اقتصادی تبدیل خواهد شد. شاخص سوم نیز همان عامل پنهان اقتصادی است. صدمه ای که سوزاندن گاز و نفت به محیط زیست می رساند ، یک عامل بسیار مهم انسانی و اقتصادی است. همه می دانیم که سوختن نفت و گاز به آلودگی هوا می انجامد . بنابر آمار تایید نشده تنها در تهران سالانه 17 هزار نفر در نتیجه آلودگی هوا آسیب جدی دیده یا جان خود را از دست می دهند. در کنار این فاجعه انسانی زیان های عظیم اقتصادی نیز وجود دارد . برای ایران آماری اعلام نشده است ، اما در آمریکا در میان بیماری های ناشی از آلودگی هوا سالانه 50 میلیارد دلار هزینه دربر دارد. در کنار دلایل منفی پنهان، دلایل مثبت پنهان نیز وجود دارند. به عنوان نمونه هنگامی که آمریکایی ها می خواستند پروژه « آپولو» را عملی کنند، بسیاری می گفتند این که یک انسان را روی کره ماه پیاده کنیم چه سودی دارد. اما واقعیت این است که از نتایج این پروژه اختراعات بسیاری بیرون آمد که بسیاری از آنها در زندگی روزمره ما مورد استفاده قرار می گیرند، بدون آنکه ما از منشاء آنها مطلع باشیم. تکنولوژی هسته ای نیز طبیعت همسانی دارد. چه این که به عنوان یک شاخص بسیار مهم بنیه تکنولوژی ایران افزایش می یابد. همچنین تکنولوژی هسته ای تنها در چارچوب تولید انرژی حبس نخواهد ماند و به عرصه های کشاورزی، پزشکی و صنعت نیز منتقل می شود که این خود انقلابی را در راستای منافع اقتصادی مردم دربر خواهد داشت. بنابراین با تمام دلایل شمرده شده و ناگفته، تولید انرژی در ایران باید به یک ترکیب (mix) از سوخت های فسیلی ( نفت و گاز) برق آبی و برق اتمی متکی باشد. منبع: علی یزدان پرست، ضمیمه روزنامه ایران، دوشنبه سوم اسفند 1383
کد مطلب 45985

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 + 0 =