در شرایطی که میدان مشترک پارس جنوبی بهعنوان بزرگترین منبع تأمین گاز کشور وارد نیمه دوم عمر مخزن شده، مدیریت افت طبیعی فشار و صیانت از میزان تولید پایدار، بیش از هر زمان دیگری به یک اولویت راهبردی تبدیل شده است.
در این مسیر، شرکت نفت و گاز پارس با تمرکز بر مجموعهای از راهکارهای کوتاهمدت و بلندمدت، تلاش کرده است زنجیره تولید پایدار گاز را تقویت کند؛ راهکارهایی که «طرح حفاری چاههای درونمیدانی» (Infill)، یکی از مهمترین حلقههای آن بهشمار میرود.
حفاری چاههای درونمیدانی برخلاف توسعه فازهای جدید، در موقعیتهای توسعهنیافته میدان، بر افزایش برداشت از بلوکهای توسعهیافته موجود مخزن که بهواسطه افت فشار ناحیهای مخزن دچار کاهش تولید شدهاند، تمرکز دارد؛ رویکردی که هدف آن دسترسی به گاز باقیمانده در نواحی کمتر تخلیهشده بلوکهای توسعه یافته موجود و افزایش تولید و کاهش روند افت برداشت گاز از میدان است.
حفاری چاههای درونمیدانی، راهکار کوتاهمدت با اثرگذاری سریع
یکی از ویژگیهای برجسته حفاری چاههای درونمیدانی، اثرگذاری سریعتر آن بر تولید است. از مرحله مهندسی تا حفاری، تکمیل و اتصال چاه به شبکه تولید، این مسیر بهمراتب هموارتر از پروژههای بزرگی همچون توسعه جدید میدانهای یا طرح فشارافزایی طی میشود.
این مزیت زمانی سبب شده است که طرح حفاری چاههای درونمیدانی بهعنوان یکی از مؤثرترین راهکارهای کوتاهمدت مدیریت افت فشار مخزن شناخته شود، راهکاری که میتواند فاصله زمانی لازم برای طراحی، تأمین مالی، ساخت و راهاندازی طرحهای کلان فشارافزایی را پوشش دهد.
دسترسی به گاز باقیمانده؛ بهرهبرداری هوشمند از ظرفیت مخزن
مطالعات مخزنی در میدان پارس جنوبی نشان میدهد که نواحی کمتر تخلیه شده در اطراف چاههای موجود در بلوکهای توسعهیافته میدان وجود دارند که خارج از شعاع تخلیه چاههای کنونی هستند و حفاری چاههای درونمیدانی با هدف قرار دادن همین نواحی کمبرداشت یا دستنخورده انجام میشود.
به بیان دیگر، این طرح بیش از آنکه متکی بر افزایش فشار گاز تولیدی مانند طرح فشارافزایی باشد، بر افزایش تولید گاز از طریق ایجاد دسترسی به گاز تخلیه نشده موجود در نواحی مخزنی بلوکهای توسعهیافته تمرکز دارد؛ رویکردی که به افزایش ضریب بازیافت نیز میانجامد.
مزیت اقتصادی؛ سرمایهگذاری هدفمند با بازده سریع
در مقایسه با پروژههای فشارافزایی یا توسعه میدانهای به اصطلاح «سبز» که نیازمند سرمایهگذاریهای بسیار سنگین و زیرساختهای گسترده هستند، حفاری چاههای درونمیدانی هزینه اولیه کمتری داشته، از تأسیسات فرآیندی و پالایشی موجود بهره میگیرد و بازگشت سرمایه آن سریعتر محقق میشود.
این ویژگی، طرح حفاری چاههای اینفیل را به ابزاری کارآمد برای مدیریت منابع مالی تبدیل کرده است، بهویژه در شرایطی که صنعت نفت با محدودیتهای مالی در پروژههای بالادستی روبروست و همزمان باید چند پروژه بزرگ توسعهای و نگهداشت تولید را پیش ببرد.
پیچیدگیهای فنی - عملیاتی حفاری چاههای درونمیدانی
با وجود مزایای قابلتوجه، حفاری چاههای درونمیدانی پارس جنوبی مجموعهای از پیچیدگیهای فنی و اجرایی را نیز به همراه دارد که اهمیت شناخت آنها در برنامهریزی حفاری و بهرهبرداری از چاههای جدید ضروری است.
بر اساس شبیهسازی مخزنی انجام شده، موقعیت هر چاه جدید بهگونهای انتخاب میشود که با فاصله از شعاع تخلیه چاههای موجود بر روی هر سکو، کمترین تأثیر منفی بر عملکرد تخلیه چاههای موجود و بیشترین تأثیر را بر تخلیه نواحی دوردست از محل قرارگیری سکو و افزایش بازیافت گاز داشته باشد.
یکی از چالشهای اصلی چاههای درون میدانی، مسیر پیچیدهتر حفاری چاههای عمیق جدید نسبت به چاههای موجود است که با استفاده از تجهیزات حفاری جهتدار در زوایای بالای ۶۰ درجه برای دسترسی به نقاط هدف در فاصله دوردست از محل قرارگیری سکو انجام میشود.
در شرایطی که حفاریهای زاویهدار عمیق در میدان به پیشنیازهایی نظیر بهکارگیری دستگاههای حفاری مناسب با تجهیزات اصلی بهرهور (High Performance) و همچنین تجهیزات و مواد مناسب برای سرویسهای حفاری مانند سرویس حفاری جهتدار و خدمات گل حفاری وابسته است، کارآمدی ناوگان حفاری دریایی کشور و کیفیت تجهیزات سرویس حفاری جهتدار و مواد مصرفی سرویس گل حفاری اهمیتی دوچندان مییابد. با این حال، در دولت چهاردهم اقدامهای کلیدی برای نوسازی ناوگان حفاری کشور و تقویت سرویسهای حفاری در حال اجراست.
به بیان صریحتر، هرچه مسیر چاه پیچیدهتر و طول آن بیشتر باشد، مدتزمان انجام عملیات حفاری و تکمیل چاه طولانیتر و احتمال بروز مشکلات فنی افزایش مییابد بنابراین حفاری چاههای درونمیدانی در میدان پارس جنوبی که عمق نهایی عمده چاهها بیش از ۵ هزار متر و زاویه چاهها حدود ۷۰ درجه است، جزو «حفاریهای چالشی» در میان بیش از ۴۰۰ حلقه چاه حفاریشده موجود در میدان به شمار میآید.
از سوی دیگر، حفاریهای چاههای درونمیدانی بر روی سکوهای در حال بهرهبرداری و از اسلاتهای خالی موجود در ردیفهای انتهایی بر روی سکوها انجام میشود که پیچیدگیهای عملیات همزمان حفاری چاه جدید در کنار تولید از چاههای موجود روی سکو (SIMOPS) با در نظر گرفتن شرایط محیطی، تدارکات لجستیک، ایمنی کارکنان و پایداری تجهیزات در محیط فراساحلی از عناصر مهم پیچیدگیهای عملیاتی حفاری چاههای درونمیدانی در میدان مشترک پارس جنوبی به شمار میروند.
جهش تولید با بهرهبرداری از چاههای درونمیدانی
بر اساس تازهترین آمارهای اعلامشده، بهرهبرداری کامل از چهار حلقه چاه در قالب طرح حفاری چاههای درونمیدانی در دولت چهاردهم، افزایش حدود ۷ میلیون مترمکعبی ظرفیت برداشت روزانه گاز غنی از پارس جنوبی را به همراه داشته است، همچنین با حفاری و تکمیل دو حلقه چاه دیگر این طرح نیز طی دو ماه اخیر، برای برداشت روزانه ۳.۵ میلیون مترمکعب گاز غنی ظرفیتسازی شده است. ارقامی که اگرچه در مقیاس کل تولید میدان ممکن است محدود به نظر برسد، اما از منظر مدیریت افت برداشت میدان و جلوگیری از کاهش تدریجی توان برداشت، اهمیتی راهبردی دارد و میتوان برداشت آن را با تولید از یک میدان گازی کوچکمقیاس در میان میدانهای خشکی کشور مقایسه کرد.
این موفقیت نشان میدهد که حفاری هدفمند بخشهایی از مخزن که تاکنون کمتر تخلیه شدهاند، میتواند تنها با اتصال چاهها به منیفولد (چندراهه) تولیدی موجود روی سکوهای بهرهبرداری، بدون نیاز به تغییرات در تأسیسات فرآیندی رو زمینی، بخشی از افت طبیعی تولید را جبران کند.
ایجاد توازن بین نیازهای جاری و برنامههای آینده
اجرای طرح حفاری چاههای درونمیدانی با هدف جبران بخشی از کاهش تولید میدان و تلاش برای افزایش تولید سکوهای هدف به مقدار ظرفیت طراحی اولیه و همزمان فراهمسازی بستر لازم برای پیشبرد برنامههای آینده میدان انجام میشود، رویکردی که توازن میان اقدامهای کوتاهمدت و سیاستهای بلندمدت را در مدیریت مخزن برقرار میکند و میتوان از آن با عنوان بازتعریف توسعه در نیمه دوم عمر مخزن یاد کرد.
در راهبرد کلان شرکت نفت و گاز پارس، طرح حفاری چاههای درون میدانی بهعنوان راهکاری مکمل در کنار طرحهای جدید توسعهای میدانهای جدید یا طرح عظیم فشارافزایی میدان تلقی میشود. در این چارچوب، طرح حفاری چاههای درونمیدانی با ایجاد «فرصت زمانی»، امکان برنامهریزی دقیقتر برای توسعه میدانهای جدید و اجرای تدریجی پروژههای بلندمدت فشارافزایی را فراهم میکند.
طرح حفاری چاههای درونمیدانی پارس جنوبی را میتوان یکی از مصادیق مدیریت هوشمندانه در نیمه دوم عمر مخزن دانست؛ طرحی که با سرمایهگذاری هدفمند و کمتر، سرعت اجرایی بالا و اثرگذاری مستقیم بر تولید، نقش مهمی در تثبیت جریان گاز کشور ایفا میکند.
همافزایی این رویکرد با طرحهای دیگر افزایش ظرفیت برداشت گاز همچون توسعه میدانهای جدید و اجرای طرح فشارافزایی، تصویر روشنی از راهبرد شرکت نفت و گاز پارس برای مدیریت تولید و صیانت از بزرگترین دارایی گازی کشور ارائه میدهد؛ راهبردی مبتنی بر واقعبینی فنی، مدیریت منابع و نگاه مرحلهبندیشده به توسعه منابع هیدروکربوری.
سحر سعیدیان
نظر شما