بهره‌برداری از فاز سوم خط ‌لوله گاز آسیای‌مرکزی-چین و اثرات بر منافع ایران

پروژه انتقال گاز از شاخه سوم خط‌ لوله گازی آسیای مرکزی به چین (CACP) در ماه ژوئن ٢٠١٤، به بهره‌برداری رسید. با بررسی اقدامات ترکمنستان، مشاهده می‌شود که این کشور در کمتر از ١٠ سال توانست با تغییر مسیر‌های صادراتی خود، از یک صادرکننده عمده به روسیه به بزرگترین منبع عرضه گاز به چین تبدیل شود.

 هرچند ترکمنستان با موانعی در ایجاد تعادل بین حفظ حاکمیت ملی بر منابع و ابزار‌های جذابیت‌بخشی توسعه آنها برای شرکتهای خارجی روبروست اما روابط اقتصادی گسترده و ویژه‌ای را با شرکتهای چینی در بخشهای نفتی و غیرنفتی برقرار کرده است. به عنوان نمونه، شرکت چینی CNPC موفق شده است که قرارداد مشارکت در تولید برای توسعه میدان "گالکنیش" را با این کشور منعقد کند. روندهای چندسال گذشته نشان می‌دهد که انرژی آسیای مرکزی نیز از نظر امنیتی و هم از نظر اقتصادی جایگاه برجسته‌ای در تامین امنیت انرژی چین دارد، چرا که چین در استراتژی امنیتی خود مسیر خط‌لوله از خشکی را به مسیرهای دریایی ترجیح می‌دهد و نیز قیمت گاز این خطوط‌لوله از قیمت گاز که باید بصورت LNG از طریق دریا وارد شود، بسیار مناسب‌تر است. در این گزارش به تحلیل این تحولات و اثرات آن بر منافع ایران در حوزه انرژی پرداخته شده است.

جایگاه آسیای مرکزی در استراتژی امنیت انرژی چین 

مهمترین و قدیمی‌ترین سیاست‌ انرژی چین «خود‌کفایی» ‌در تأمین انرژی بوده است. این اصل که در تقویت تولید انرژی در داخل این کشور متجلی شده بود تا اوایل دهه ١٩٩٠ ادامه داشت. دهه ١٩٩٠ با افزایش رشد اقتصادی و رشد تقاضای انرژی سیاست انرژی چین به ناچار با «گذار به خارج» از سیاست «خودکفایی» به سیاست «عرضه محور» تبدیل شد که هدف آن «ایمن‌سازی جریان عرضه باثبات و بلندمدت انرژی به چین» نام گرفت. این هدف بنیادین هدایتگر تصمیمهای گرفته شده انرژی در این دهه بود و امنیت انرژی حتی در برخی استراتژیهای برنامه دهم «توسعه اجتماعی و اقتصادی» در سال ٢٠١١ متبلور شد.

برای رسیدن به هدف فوق، این برنامه تشویق استفاده تکنولوژیهای پیشرفته، افزایش تولید ملی، توسعه صنعت گاز، بهبود رقابت‌پذیری شرکتهای ملی نفتی چین در بازارهای بین‌المللی، ساخت ذخایر استراتژیک نفتی، بهبود کارایی مصرف انرژی، بهبود مقررات و چارچوبه مدیریتی را صنعت نفت و گاز را توصیه می‌کرد.  استراتژی گذار به خارج، دولت چین را تشویق ‌می‌کند تا از تجربه های روسیه، اتحادیه اروپا و ژاپن استفاده کرده و سیاست انرژی را برپایه امنیت ملی و با نگرش استراتژیک تدوین کند که محورهای مهم آن به شرح زیر است:

• دولت به امنیت انرژی اهمیت بیشتری دهد
• فعالیت‌های خارجی شرکت‌های نفتی چینی‏ تشویق شود
• دولت در تعاملات دو جانبه خود با کشورها، به سود شرکت‌های نفتی مداخله کند
• عرضه از طریق خط‌لوله نسبت به عرضه از طریق مسیرهای دریایی اولویت داشته باشد
• سیاست متنوع‌سازی منابع انرژی بویژه با تأکید بر گازطبیعی مورد توجه باشد
• ذخایر استراتژیک نفتی  ایجاد شود
• در همکاری‌های بین‌المللی حوزه انرژی وارد شود.

اما سیاستِ گذار به خارج با نگرانی‌هایی نیز مواجه بود. با توجه به ارزیابی چین از حمله ایالات متحده به افغانستان و عراق که آنرا در راستای تقویت کنترل این کشور بر تولید نفت و کریدورهای نفتی ‌می‌دانست، به افزایش وابستگی به نفت وارداتی بویژه از خاورمیانه و با عبور از تنگه مالاکا بعنوان افزایش تهدید امنیت ملی نگریسته ‌می‌شد. در مجموع ‌می‌توان استدلال کرد که این سیاست از حیث احساس تهدید نسبت به افزایش وابستگی و نسبت آن با افزایش تهدید امنیت ملی از نظر محتوایی دارای ماهیت مرکانتلیسی بوده و از نظر جغرافیایی به دو اولویت «خارج نزدیک یا پیرامونی» و «خارج دور» تقسیم ‌می‌شود.

• اولویت نخست،"خارج نزدیک": از نظر جغرافیایی نیز حوزه «خارج نزدیک» به دو دلیل برای چین اولویت دارد‏، یکی امینت عرضه از نظر ثبات تولید و عدم تاثیرپذیری این کشورها از سیاست‌های اختلالی غرب و دیگری انتقال انرژی از طریق خط‌لوله و عدم نیاز به مسیرهای دریایی تحت کنترل ایالات متحده.

• اولویت دوم، "خارج دور": با توجه به شتاب رشد تقاضای چین و نیاز روزافرون این کشور به مقادیر بالاتر انرژی، این کشور به عرضه‌کنندگان فراتر از محیط پیرامونی خود در خاورمیانه، آفریقا و آمریکای لاتین نیز نیاز دارد که دارای اولویت‌بندی به ترتیب زیراست:

1. کشورهایی که از غرب تاثیرپذیری ندارند و قراردادهای مشارکت در تولید (سهم مالکانه شرکت‌های چینی) را ‌می‌پذیرند. نظیر ونزوئلا، سودان، آنگولا
2. کشورهایی که از غرب تاثیرپذیری نداشته اما قرارداهای مشارکت در تولید را نمی‌پذیرند. نظیر ایران
3. کشورهایی که از غرب تأثیرپذیری داشته اما قراردادهای مشارکت در تولید را ‌می‌پذیرند. نظیر امارات متحده در برخی میادین
4. کشورهایی که از غرب تاثیرپذیری داشته و قراردادهای مشارکت در تولید را نمی‌پذیرند. نظیر عربستان، عراق و کویت.

رشد تقاضای واردات گاز در چین

رشد تقاضای انرژی چین و درعین حال کاهش تدریجی سهم تولید داخلی و در نتیجه نیاز روزافزون به واردات آن سبب احساس تهدید امنیت ملی در بین مقامات چینی شده است، زیرا آنها افزایش وابستگی به انرژی وادراتی را عامل افزایش تهدید امنیت خود ‌می‌دانند.

مجموع تقاضای گاز چین در سال ٢٠١٣ برابر با ١٦٨میلیارد مترمکعب بوده است که بنا به پیش‌بینی‌های آژانس‌ بین‌المللی‌انرژی در سال ٢٠١٩ به ٣١٥ میلیارد مترمکعب خواهد رسید. منابع دیگر نیز با اندکی اختلاف چنین پیش‌بینی‌هایی را در مورد افزایش تقاضای واردات گازطبیعی این کشور انجام داده‌اند. موسسه BMI پیش بینی‌‌می‌کند که تقاضای گاز چین در سال ٢٠٢٣ به ٣٩٣ میلیاردمترمکعب ‌می‌رسد که به دلیل بیشتر بودن رشد تقاضا نسبت به رشد عرضه داخلی، نیاز به واردات گاز از 46.4 میلیاردمترمکعب به147.9 میلیاردمترمکعب افزایش خواهد یافت.

ترکمنستان و خط لوله CACP

مطابق آمارهای BP,2014، ذخایر اثبات شده گازطبیعی ترکمنستان17.5تریلیارد مترمکعب بوده و در سال ٢٠١٣ به ٦٢ میلیارد مترمکعب گاز تولید کرده است. این کشور حدود ٦٤ درصد از تولید گاز خود را صادر کرده که ٢٤، ١٠ و ٥ میلیارد مترمکعب آن به ترتیب به چین، روسیه و ایران بوده است.

پیش از سال ٢٠٠٩ عمده‌ترین بازار صادرات گازی ترکمنستان، کشور روسیه بود اما پس از آن روابط میان آنها به شدت به سردی گرایید. به طور تاریخی، موقعیت تقریباً انحصاری روسیه در صادرات گازی ترکمنستان (بجز صادرات محدودی به ایران از سال ١٩٩٧) سبب تحمیل قیمتهای پیشنهادی روسیه به این کشور شد که این امر سبب رویکرد جدید مقامات عشق‌آباد در یافتن مسیرها و مقاصد صادراتی جدید شد.

در سال ١٩٩٧، ترکمنستان قرارداد خط لوله CNPC را با چین برای صادرات ٣٠ میلیارد مترمکعب گازطبیعی در سال برای مدت٣٠ سال از نوع مشارکت در تولید منعقدکرد. گاز تولیدی میدان گالکنیش برای تغذیه این خط‌لوله درنظر گرفته شد. گاز تولیدی میدان گالکنیش ترش (دارای گوگرد بالا) بوده و به همین منظور دومین واحد فرآوری گاز بتازگی در منطقه بختیارلیک با همکاری چینیها به بهره‌برداری رسیده است.

بخش اصلی خط‌لوله آسیای‌ مرکزی - چین هم‌اکنون احداث شده و تحت نظر شرکت گازی ترانس‌آسیا، زیرمجموعه شرکت CNPC چین، اداره ‌می‌شود. این مسیر به خط‌ لوله غربی- شرقی چین متصل شده و گاز ترکمنستان را به یانگ تزو و دلتای رود Pearl ‌می‌رساند.

در مجموع، خطوط‌ لوله آسیای ‌مرکزی- چین (CACP) دارای ٤ فاز و شاخه است:

- فازهای A و B از میدان گالکنیش ترکمنستان با گذر از کشورهای ازبکستان و قزاقستان به خط‌لوله غربی- شرقی چین متصل شده و در سال ٢٠١٠ به بهره‌برداری رسید.

- خط C (که در ماه ژوئن ٢٠١٤ به بهره‌برداری رسید) دارای ظرفیت ٢٥ میلیارد مترمکعب است که برای انتقال گاز به ازبکستان و قزاقستان نیز مورد استفاده قرار خواهد گرفت. در نهایت، این خط‌لوله در امتداد خطوط A و B به چین امتداد یافته و امکان اتصال گاز ازبکستان به CACP را خواهد داشت.
- خط D که با ظرفیت ٢٥ میلیارد مترمکعب از ترکمنستان شروع شده و با گذر از ازبکستان، تاجیکستان و قرقیزستان و پس از تامین گازی این کشورها به چین متصل خواهد شد. پیش‌بینی می‌شود که این فاز در سال ٢٠١٦ به بهره‌برداری برسد.

چین انتظار دارد که تا پایان سیزدهمین برنامه پنج‌ساله توسعه اقتصادی خود در سال ٢٠٢٠، همه این خطوط را با ظرفیت عرضه ٨٠ میلیارد مترمکعب در سال از آسیای مرکزی به این کشور تکمیل کند. طبق پیش‌بینی‌ها، کشور ترکمنستان به تنهایی ٥٥ میلیارد مترمکعب از مجموع ٨٠ میلیارد مترمکعب عرضه گاز این منطقه را به خود اختصاص خواهد داد. لازم به ذکر است که با توجه به پیش‌بینی‌های واردات گاز چین در سال ٢٠٢٠، خط لوله CACP به میزان ٤٠ درصد مجموع واردات گاز این کشور را به خود اختصاص ‌می‌دهد.

چرا چین به گاز ترکمنستان علاقمند است؟

- موضوع امنیتی: اولویت خط‌ لوله به LNG در سیاستهای انرژی چینی‌ها که سبب ‌می‌شود احتمال اختلال در عرضه انرژی به این کشور در مسیرهای دریایی از سوی ایالات‌متحده و دیگر تهدیدات امنیتی- بویژه در تنگه مالاکا و دریای چین جنوبی- را کاهش دهد.

- موضوع اقتصادی: جذابیتهای قیمتی گاز ترکمنستان با قیمت 9.66 دلار در هر میلیون‌ بی‌تی‌یو که ارزانتر از قیمت 11.7 دلاری گاز میانمار و18.6  دلاری محموله‌های اسپات LNG است.

- تلاش چین برای حضور فعال در ساختار توسعه زیرساختی و اقتصادی کشورهای آسیای مرکزی درکنار ارائه مشوقهای اعتبارات اقتصادی جذاب در ازای عرضه انرژی این کشورها به چین. برخی از حساسیتهای دولتهای آسیای مرکزی از مداخلات کشورهای غربی در امور داخلی- نظیر دخالتهای حقوق‌بشری و انقلابهای رنگی- سبب شده است که این کشورها برای همکاری با چین اولویت بیشتری قائل شوند.

چرا ترکمنستان به عرضه گاز به چین علاقمند است؟

- چین بر خلاف اتحادیه اروپا، مراودات تجاری خود را منوط به اصلاحات سیاسی نمی‌کند و به زعم دولتمردان آسیای مرکزی در امورد داخلی آنها دخالت نمی‌کند.
- چین سبب رهایی از سیاستهای یکجانبه گرایانه روسیه در استفاده از وابستگی به مسیرهای انرژی روسیه در تحمیل سیاستهای خود به این کشورها ‌می‌شود.

- چین وامهای سخاوتمندانه‌ای به این کشورها در ازای عرضه انرژی داده و در پروژه‌های توسعه زیرساختی این کشورها فعالانه مشارکت دارد. امری که روسیه به دلیل عدم توسعه‌یافتگی اقتصادی خود توان انجام آن را نداشته و اتحادیه اروپا نیز به دلیل محدودیتهای فنی و حقوق بشری تمایل به همکاری ندارد.
- دسترسی به بازار انرژی چین همانند بازار اروپا و جنوب آسیا با محدودیت‌هایی نظیر رژیم حقوقی دریای خزر و یا مشکلات امنیتی در افغانستان مواجه نیست.
- چین همانند روسیه به دنبال احیای امپراطوری خود در آسیای‌مرکزی و تضعیف استقلال سیاسی کشورهای آسیای مرکزی نیست. به همین دلیل کشورهای آسیای‌ مرکزی از چین ترس امنیتی ندارند.

اثرات توسعه خط‌لوله آسیای‌مرکزی-چین برای بازیگران انرژی

توسعه روابط گازی چین با کشورهای آسیای مرکزی بر بازیگران انرژی منطقه‌ای و جهانی نظیر ایران، روسیه، جنوب‌آسیا، اروپا و حتی خود کشورهای آسیای مرکزی دارای آثار چند بعدی و همراه با فرصت و تهدید همزمان است. در این بخش تلاش ‌می‌شود که فرصت و تهدید‌های توسعه خط لوله CACP بر بازیگران حوزه انرژی تحلیل کرد:

1- اثرات CACP بر روسیه
• فرصت:
با گسترش روابط آسیای مرکزی و چین، احتمال عرضه گاز این منطقه به اروپا کاهش یافته و موقعیت برتر روسیه در بازار گازی اروپا با تهدید کمتری روبرو ‌می‌شود. عطش گسترده چین به عرضه گاز سبب می‌شود که ظرفیت حداکثری صادراتی این کشورها را جذب کرده و ظرفیت صادراتی چندانی برای صادرات به بازارهای سنتی روسیه وجود نداشته باشد.
• تهدید:
- با گسترش عرضه گاز آسیای مرکزی به چین، استراتژی روسیه در گذار به شرق- دارای سریعترین رشد تقاضای گازی- با محدودیت روبرو می‌شود. هرچند به دلیل گستردگی بازار چین، همچنان برای گاز روسیه نیز تقاضا وجود دارد اما از حضور برتر روسیه در چین جلوگیری ‌می‌کند.

- متنوع‌شدن بازار صادرات گازی آسیای‌مرکزی از وابستگی انحصاری این کشورها به خطوط انتقالی روسیه کاسته و از ابزار‌های قدرت روسیه در آسیای‌مرکزی ‌می‌کاهد.

- عرضه گسترده گاز آسیای‌ مرکزی به چین سبب توانمندی این کشور در چانه‌زنی قیمتی در واردات گاز از روسیه خواهد شد. در مجموع، هرچه گزینه‌های وارداتی چین در دو بعد خط‌ لوله و LNG افزایش یابد، قدرت چانه‌زنی این کشور در برابر همه عرضه‌کنندگان تقویت ‌می‌شود.

2- اثرات CACP بر ایران
• فرصت:
- گسترش روابط آسیای مرکزی و چین، احتمال عرضه گاز این منطقه به اروپا کاهش یافته و ازاینرو ایران ‌می‌تواند از فضای تنش‌آلود روسیه و اتحادیه اروپا و در غیاب بدیل‌های عرضه پایدار گاز به این اتحادیه در راستای تقویت حضور خود در بازار گاز اروپا استفاده کند.
- گسترش روابط ترکمنستان و چین از احتمال عرضه گاز این منطقه به جنوب آسیا در حجم بالای ٣٣ میلیارد مترمکعب خواهد کاست. فارغ از مشکلات امنیتی در افغانستان، تلاش چین در جذب حداکثری ظرفیت صادرات گاز ترکمنستان سبب تضعیف مهمترین رقیب عرضه گاز ایران از طریق خط‌لوله به جنوب‌آسیا ‌می‌شود.

• تهدید:
- حضور هرچه بیشتر چین در بازار گاز ترکمنستان سبب کاهش توجه ترکمنستان به عرضه گاز به ایران می‌شود. ایران در شرایط تحریم به این گاز برای مصرف داخلی نیاز دارد و پس از تحریم می‌تواند آن را به بازار اروپا یا جنوب خلیج فارس سوآپ کند. 

- متنوع‌شدن مسیرهای صادراتی ترکمنستان، سبب تقویت موضع این کشور در چانه‌زنی قیمتی در عرضه گاز به ایران خواهد شد.

- فاز D خط‌ لوله صادراتی به چین، دارای هدف‌گذاری تأمین تقاضای گاز تاجیکستان نیز ‌می‌شود که این امر یکی از ابزارهای همگرایی تمدنی بین ایران، افغانستان و تاجیکستان را کاهش خواهد داد.

- افزایش سهم کشورهای آسیای مرکزی و روسیه در بازار گازی چین سبب تهدید برای تقاضای منابع عظیم گاز ایران خواهد بود که امید ‌می‌رود با دورنمای لغو تحریم‌ها با افزایش تولید و در نتیجه ظرفیت صادراتی مواجه شوند.

٣- اثرات CACP بر جنوب آسیا

- برتری یافتن چین در بازار آسیای مرکزی بویژه در زمینه حق قراردادهای انحصاری مشارکت در تولید شرکت چینی CNPC در ابرمیدان گازی گالکنیش سبب ‌می‌شود که هند در بازی قدرت خود با چین در آسیای مرکزی تضعیف شود.

- طبیعتاً با استراتژی چین در جذب حداکثری ظرفیت صادراتی ترکمنستان در کنار تعهدات گازی عشق‌آباد به روسیه و ایران، ظرفیت صادراتی چندانی برای صدور به بازار جنوب آسیا نخواهد داشت. در این شرایط، کشورهای جنوب آسیا یا مجبور به واردات LNG گران‌قیمت و یا واردات گاز از طریق خط‌لوله ایران خواهند بود. کشور هند در گزینه واردات گازی از میانمار نیز با رقیب قدرتمند و پرتقاضایی چون چین روبروست.

4- اثرات CACP بر اروپا

چشم‌انداز عرضه گاز آسیای مرکزی به اروپا از طریق خط‌لوله ترانس‌کاسپین و در نتیجه پیشبرد استراتژی متنوع‌سازی مسیرها و منابع انرژی اروپا  به منظور کاهش وابستگی به عرضه گاز روسی تضعیف خواهد شد و این ‌می‌تواند منجر به تمایل بیشتر اروپا به گاز ایران عراق و شمال افریقا شود.

5- اثرات CACP بر کشورهای آسیای‌ مرکزی
• فرصت:
- مهمترین فرصت کشورهای آسیای مرکزی، کاهش وابستگی به روسیه است.
- بهره‌گیری از وام‌های سخاوتمندانه چین در توسعه زیرساختی این کشورها با توجه به توسعه‌یافتگی ساختار اقتصادی چین.
- استفاده از حمایت‌های سیاسی چین در ثبات سیاسی این کشورها به دلیل نیاز چین به ثبات سیاسی این کشورها برای عرضه پایدار و ایمن انرژی.
• تهدید:
- تلاش چین در جذب حداکثری ظرفیت صادرات گاز آسیای مرکزی سبب وابستگی این کشورها به بازار چین و بی‌توجهی به توسعه بازارهای بدیل خواهد شد.
- رویکرد صادرات محور افراطی گاز طبیعی در کشورهای آسیای مرکزی سبب بی‌توجهی به توسعه بخش‌های پایین‌دستی در این کشورها و بویژه بخش پتروشیمی شده است.
 
نتیجه‌گیری و ارائه راهکار برای ایران
چین در شرایطی به سرعت در توسعه روابط گازی با آسیای مرکزی اقدام ‌می‌کند که کشور ایران به عنوان نخستین دارنده ذخیره اثبات‌شده گاز طبیعی جهان(BP 2014), فرصت‌های طلایی بعد از فروپاشی شوروی را از دست داده است و هم‌اکنون نیز درگیر فشارهای تحریم است. در شرایطی که چشم‌انداز عرضه LNG آفریقای شرقی، روسیه، اقیانوسیه و آمریکای شمالی بازار LNG را به شدت رقابتی کرده است، در حوزه خط‌لوله نیز رقبای ایران در حال اجرای برنامه‌های خود در کسب سهم بیشینه از بازارهای نیازمند گاز- بویژه بازار حوزه آسیا پاسفیک- ‌هستند. در این وضعیت، باید ایران لغو محدودیت‌های تحریم را در اولویت قرار داده و در سریعترین بازه زمانی ممکن و پیش از تحکیم و تثبیت قراردادهای عرضه و تقاضای گازی رقبا به آن دست یابد و نسبت به تدوین استراتژی جامع تولید، انتقال و صادرات گاز به بازارهای «ممکن»، «محتمل» و «مطلوب و مرجح» خود اقدام کند. بدیهی است که در استراتژی انتقالی، گزینه‌های متعدد «ترانزیت»، «سوآپ» و «تجارت» گازطبیعی نیز باید مورد بررسی قرار گیرد. تدوین این استراتژی‌ها به منظور پرهیز از هرگونه تداوم انفعال در این زمینه ‌است که می‌تواند منجر به از دست‌رفتن فرصت‌های محدود باقیمانده شود.

محمد صادق جوکار

کارشناس ارشد موسسه مطالعات انرژی

کد مطلب 224973

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 + 0 =