فرصتی برای همگرایی با نسل آینده میدان‌های گازی ایران

صنعت گاز ایران در آستانه یکی از مهم‌ترین دوره‌های گذار خود قرار گرفته است و با وجود چالش‌های پس از جنگ، فرصت‌هایی را برای بازاندیشی و اصلاح مسیر توسعه نهفته پیش‌رو دارد.

به گزارش شانا، آسیب‌دیدگی چهار پالایشگاه مستقر در سایت یک میدان مشترک پارس جنوبی در دوره جنگ تحمیلی سوم و خروج موقت آن‌ها از چرخه بهره‌برداری، اگرچه سبب کاهش بخشی از ظرفیت فراورش گاز کشور و تحمیل خسارت به زیرساخت‌های راهبردی صنعت گاز شده است، اما هم‌زمان شرایطی را فراهم کرده که در آن می‌توان فراتر از بازسازی صرف تأسیسات اندیشید. اکنون که برنامه‌های بازسازی و احیای این پالایشگاه‌ها در دستور کار قرار گرفته است، فرصت مناسبی فراهم شده تا برخی ملاحظات راهبردی که در سال‌های گذشته در مطالعات توسعه صنعت گاز مطرح بوده‌اند نیز مورد توجه قرار گیرند.

یکی از مهم‌ترین این ملاحظات، آینده پالایشگاه‌های پارس جنوبی در دهه‌های پیش‌رو و نقش آن‌ها در فراورش گاز دیگر میدان‌های کشور پس از ورود تدریجی بزرگ‌ترین میدان گازی جهان به دوره افت طبیعی تولید است. 

سال‌هاست که در اسناد و مطالعات توسعه‌ای صنعت نفت، استفاده از ظرفیت عظیم پالایشگاهی ایجادشده در سی‌ودو کیلومتر نوار ساحلی استان بوشهر در مناطق عسلویه و کنگان برای فرآورش گاز میدان‌هایی نظیر کیش، پارس شمالی، بلال، فرزاد و... به‌عنوان راهبردی ملی بررسی شده است؛ راهبردی که می‌تواند از بلااستفاده‌ماندن بخشی از ظرفیت‌های فراورشی کشور در آینده جلوگیری کند و هزینه‌های توسعه میدان‌های جدید را به‌شکل محسوسی کاهش دهد.

بااین‌حال، تحقق این هدف مستلزم ایجاد سازگاری میان مشخصات گاز تولیدی میدان‌های جدید و الزامات فرایندی پالایشگاه‌هایی است که همگی برای فرآورش گاز پارس جنوبی طراحی شده‌اند. از این منظر، بازسازی پالایشگاه‌های آسیب‌دیده را می‌توان فرصتی کم‌نظیر برای بازنگری در برخی ملاحظات طراحی، افزایش انعطاف‌پذیری خوراک و آماده‌سازی زیرساخت‌های موجود برای ایفای نقشی فراتر از مأموریت کنونی آن‌ها دانست؛ فرصتی که نه‌تنها از منظر اقتصادی و سرمایه‌گذاری منطقی به نظر می‌رسد، بلکه می‌تواند نقش مهمی در افزایش بهره‌وری دارایی‌های موجود و کاهش هزینه‌های توسعه سایر میدان‌های گازی پهنه خلیج فارس ایفا کند.

ضرورت نگاه فراتر از پارس جنوبی

کمتر میدان گازی‌ای را می‌توان در جهان یافت که تأثیری هم‌سنگ پارس جنوبی بر اقتصاد و امنیت انرژی یک کشور داشته باشد. این میدان طی دو دهه گذشته بخش عمده گاز مصرفی کشور، خوراک صنایع پتروشیمی، سوخت نیروگاه‌ها، خوراک پالایشگاه ستاره خلیج فارس و بخش مهمی از نیازهای صنعتی ایران را تأمین کرده است.

اما واقعیت فنی مخازن هیدروکربوری آن است که هیچ میدان تولیدی، حتی عظیم‌ترین آن‌ها، از چرخه طبیعی بلوغ و افت تولید مصون نیست. پارس جنوبی نیز از این قاعده مستثنی نیست و مطالعات مخزنی سال‌هاست بر ضرورت برنامه‌ریزی برای مدیریت افت فشار و حفظ ظرفیت تولید در دهه‌های آینده تأکید دارد.

پاسخ صنعت گاز ایران به این چالش، تنها در اجرای پروژه‌های فشارافزایی خلاصه نمی‌شود. اگرچه فشارافزایی یکی از مهم‌ترین ابزارهای حفظ تولید میدان خواهد بود، اما هم‌زمان باید برای دوره‌ای برنامه‌ریزی کرد که سهم دیگر میدان‌ها گازی در سبد تولید کشور به‌تدریج افزایش یابد.

اندیشه‌ای که شکل گرفت

در سال‌های پایانی توسعه پارس جنوبی، این پرسش در میان برنامه‌ریزان صنعت نفت و گاز ایران مطرح شد که سرنوشت زیرساخت‌های عظیم پالایشی ایجادشده در منطقه عسلویه و کنگان پس از ورود میدان به دوره افت طبیعی تولید چه خواهد شد؟

پاسخ به این پرسش، زمینه‌ساز شکل‌گیری یک تفکر راهبردی در صنعت گاز شد؛ تفکری که براساس آن، پالایشگاه‌های موجود نباید فقط به‌عنوان تأسیسات فراورشی یک میدان خاص تلقی شوند، بلکه باید به‌عنوان یک هاب راهبردی فرآورش گاز در نظر گرفته شوند که قادر است در آینده خوراک مورد نیاز خود را از مجموعه‌ای از میدان‌های گازی محدوده خلیج فارس دریافت کند.

منطق این رویکرد روشن بود: استفاده از ظرفیت عظیم پالایشگاهی موجود به‌مراتب اقتصادی‌تر از احداث مجموعه‌ای جدید از پالایشگاه‌ها برای هر میدان مستقل خواهد بود. افزون‌برآن، منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس از مزیت‌هایی برخوردار است که ایجاد مجدد آن‌ها در نقطه‌ای دیگر نیازمند سرمایه‌گذاری‌های بسیار سنگین و زمان طولانی خواهد بود.

در این چهارچوب، میدان‌هایی نظیر کیش، پارس شمالی، بلال، فرزاد A و فرزاد B و برخی دیگر از ساختارهای گازی خلیج فارس در مقاطع مختلف به‌عنوان گزینه‌های بالقوه تأمین خوراک پالایشگاه‌های پارس جنوبی مورد مطالعه قرار گرفتند.

چالش اصلی؛ تفاوت مشخصات گاز میدان‌های خلیج فارس

اگرچه انتقال گاز از میدان‌های جدید به پالایشگاه‌های موجود پارس جنوبی در نگاه نخست راهکاری مؤثر و اقتصادی به نظر می‌رسد، اما واقعیت فنی صنعت گاز پیچیده‌تر از آن است که فقط با احداث خطوط لوله بتوان این انتقال را عملیاتی کرد.

هر مخزن گازی از نظر ترکیب سیالات تولیدی ویژگی‌های منحصربه‌فردی دارد. نسبت متان، اتان، پروپان و سایر هیدروکربن‌ها، میزان دی‌اکسیدکربن، سولفید هیدروژن، بخارات آب، ترکیبات گوگردی، جیوه و سایر ناخالصی‌ها می‌تواند از یک میدان به میدان دیگر تفاوت قابل توجهی داشته باشد.

درمقابل، پالایشگاه‌های گازی نیز براساس مشخصات مشخصی از خوراک تحویلی طراحی می‌شوند. ظرفیت تجهیزات فرایندی، ابعاد جداکننده‌ها، عملکرد واحدهای شیرین‌سازی، سیستم‌های بازیافت گوگرد، تجهیزات آب‌زدایی، حریم‌های ایمنی و... بر مبنای ترکیب مشخصی از گاز ورودی طراحی می‌شوند.

به همین دلیل، مطالعات امکان‌سنجی انجام‌شده طی سال‌های گذشته همواره بر ضرورت ایجاد «سازگاری میان مشخصات خوراک گازی میدان‌های جدید و توانمندی فرایندی پالایشگاه‌های موجود» و یا احداث تأسیسات پیش‌پالایشی تأکید داشته‌اند.

انعطاف‌پذیری خوراک؛ کلید بقای پالایشگاه‌های پارس جنوبی در دهه‌های آینده

در ادبیات مدرن صنعت پالایش و فرآورش گاز، یکی از مهم‌ترین شاخص‌های ارزش یک پالایشگاه، میزان انعطاف‌پذیری آن در پذیرش خوراک‌های مختلف است؛ مفهومی که از آن با عنوان Feed Flexibility یاد می‌شود.

از همین منظر، بازسازی پالایشگاه‌های آسیب‌دیده میدان مشترک پارس جنوبی می‌تواند فرصتی کم‌نظیر برای بررسی امکان افزایش انعطاف‌پذیری خوراک (Feed Flexibility) در این تأسیسات ایجاد کند. در شرایط عادی بهره‌برداری، اعمال تغییرات فرایندی گسترده معمولاً مستلزم توقف تولید، کاهش ظرفیت فرآورش و صرف هزینه‌های قابل توجه است، اما زمانی که بخشی از تأسیسات وارد چرخه بازسازی می‌شوند، امکان بازنگری در برخی مبانی طراحی، ارتقای تجهیزات و افزایش قابلیت پذیرش خوراک‌های متنوع‌تر فراهم می‌شود.

چنین رویکردی به معنای تغییر کامل طراحی پالایشگاه‌ها نیست، بلکه هدف آن ایجاد قابلیت پذیرش طیف گسترده‌تری از مشخصات گاز تولیدی در آینده است؛ قابلیتی که می‌تواند ارزش راهبردی این دارایی‌های ملی را برای دهه‌های آینده افزایش دهد.

آخرین فرصت اقتصادی برای اعمال تغییرات راهبردی

شاید مهم‌ترین نکته‌ای که در ارزیابی شرایط کنونی باید به آن توجه شود این باشد که فرصت‌های مشابه به‌ندرت در طول عمر یک پالایشگاه رخ می‌دهند. در سال‌های گذشته، نیاز مستمر کشور به گاز طبیعی سبب شده است که پالایشگاه‌های میدان مشترک پارس جنوبی با نرخ‌های بسیار بالا و در بسیاری از موارد نزدیک به ظرفیت اسمی فعالیت کنند. در چنین شرایطی، هرگونه توقف طولانی‌مدت برای اجرای پروژه‌های اصلاحی، با پیامدهای اقتصادی و عملیاتی قابل توجه همراه خواهد بود.

اکنون اما بخشی از این محدودیت‌ها به‌طور طبیعی در جریان عملیات بازسازی رفع شده است. از این منظر، بازسازی کنونی را می‌توان آخرین فرصت کم‌هزینه و کم‌ریسک برای اعمال برخی تغییرات راهبردی دانست؛ تغییراتی که اجرای آن‌ها در سال‌های آینده احتمالاً مستلزم صرف هزینه‌های بسیار بیشتر خواهد بود.

صرفه‌جویی در سرمایه‌گذاری‌های آینده

یکی از مهم‌ترین مزایای سازگارسازی پالایشگاه‌های موجود با خوراک میدان‌های آینده، کاهش نیاز به سرمایه‌گذاری‌های کلان برای احداث تأسیسات جدید است.

احداث یک پالایشگاه گازی جدید در مقیاس پالایشگاه‌های پارس جنوبی نیازمند سرمایه‌گذاری چند میلیارد دلاری، زمان طولانی اجرا و تأمین حجم گسترده‌ای از تجهیزات و زیرساخت‌هاست. 

درمقابل، بهره‌گیری از ظرفیت‌های موجود و انجام اصلاحات هدفمند فرایندی برای پذیرش خوراک میدان‌های گازی جدید، می‌تواند بخش قابل توجهی از هزینه‌های سرمایه‌ای مورد نیاز را حذف کند.

افزون‌بر کاهش هزینه ساخت، باید به مزایای زیرساخت‌های آماده منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس نیز توجه کرد؛ زیرساخت‌هایی شامل بنادر تخصصی، شبکه انتقال گاز، تأسیسات برق و آب صنعتی، مراکز تعمیراتی، امکانات لجستیکی، فرودگاه‌ها، شبکه‌های مخابراتی و نیروی انسانی متخصص که طی سال‌ها در این منطقه شکل گرفته‌اند.

پیوند میان توسعه میدان‌های جدید و امنیت انرژی

در سال‌های آینده، توسعه میدان‌های مستقل گازی ایران نقش مهمی در حفظ تراز تولید گاز کشور خواهد داشت. هرچه این میدان‌های سریع‌تر وارد چرخه تولید شوند، امکان جبران بخشی از افت طبیعی تولید پارس جنوبی، افزایش ظرفیت تولید گاز برای پاسخگویی به نیاز مصرفی و درنتیجه حفظ امنیت انرژی کشور بیشتر خواهد شد. اما موفقیت این راهبرد تنها به توسعه مخازن محدود نمی‌شود. وجود زیرساخت‌های فرآورشی آماده و انعطاف‌پذیر نیز به همان اندازه اهمیت دارد.

به همین دلیل، برنامه‌ریزی هم‌زمان برای توسعه میدان‌های جدید و آماده‌سازی پالایشگاه‌ها برای پذیرش خوراک آن‌ها باید به‌عنوان دو بخش مکمل یک راهبرد واحد دیده شود.

البته انتخاب پالایشگاه مقصد برای هر میدان گازی فقط تابع سازگاری مشخصات خوراک و توانمندی‌های فرایندی پالایشگاه‌ها نیست. فاصله میدان تا تأسیسات فراورشی، هزینه‌های سرمایه‌ای و عملیاتی احداث خطوط لوله انتقال گاز، ظرفیت زیرساخت‌های موجود و الزامات بهره‌برداری و نگهداشت نیز از عوامل تعیین‌کننده در این زمینه به شمار می‌روند. 

از پالایشگاه‌های پارس جنوبی تا هاب ملی فرآورش گاز

شاید مهم‌ترین تحول مفهومی در نگاه به آینده منطقه عملیاتی پارس جنوبی، تغییر تعریف پالایشگاه‌های پارس جنوبی از «پالایشگاه‌های یک میدان» به «هاب ملی فرآورش گاز ایران» باشد.

در چنین مدلی، خوراک پالایشگاه‌ها می‌تواند در طول زمان از منابع مختلف تأمین شود و زیرساخت‌های موجود به‌جای وابستگی به یک مخزن خاص، در خدمت کل سبد گازی کشور قرار گیرند.

این رویکرد افزون‌بر افزایش انعطاف‌پذیری صنعت گاز، ریسک‌های مرتبط با افت تولید یک میدان خاص را نیز کاهش و عمر اقتصادی تأسیسات موجود را به‌شکل قابل توجهی افزایش می‌دهد.

جمع‌بندی

امروز بازسازی بخشی از پالایشگاه‌های پارس جنوبی تنها یک پروژه تعمیر و احیای ظرفیت نیست. این فرایند می‌تواند به نقطه آغاز بازتعریف نقش زیرساخت‌های پالایشی جنوب ایران در افق بلندمدت صنعت گاز کشور تبدیل شود.

اگر در کنار بازگرداندن ظرفیت‌های ازدست‌رفته، موضوع سازگاری پالایشگاه‌ها با مشخصات گاز میدان‌های جدید در دست توسعه نیز مورد توجه قرار گیرد، نتیجه فراتر از یک بازسازی معمول خواهد بود. در آن صورت، صنعت گاز ایران نه‌تنها بخشی از زیرساخت‌های خود را نوسازی کرده، بلکه گامی مهم در مسیر آماده‌سازی برای دوران پس از افت تولید پارس جنوبی برداشته است.

چنین رویکردی می‌تواند ارزش اقتصادی دارایی‌های موجود را افزایش و هزینه‌های توسعه آینده را کاهش دهد، انعطاف‌پذیری شبکه تولید و فراورش گاز کشور را ارتقا بخشد و جایگاه منطقه عملیاتی پارس جنوبی را به‌عنوان یکی از مهم‌ترین مراکز فرآورش گاز جهان برای دهه‌های آینده تثبیت کند.

سحر سعیدیان

منبع: ایران پترولیوم

کد مطلب 2267926

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 + 0 =