صرف حدود 5/4 میلیارد دلار برای تامین نیاز مصرفی بنزین، آن هم بدون در نظر گرفتن هزینه های تولید بنزین در داخل، رقم چشمگیری ست.مصرف روزانه بیش از 60میلیون لیتر بنزین هم رقم چشمگیری ست.
بالا بودن میزان مصرف بنزین از قرار لیتری 80 تومان آنجایی به معضل تبدیل می شود که بدانیم هزینه های تامین آن از محل ثروت های عمومی ملت پرداخت می شود و مصرف بنزین طبقات ثروتمند نسبت به کم درآمدها هشت برابر است؛ یعنی مصرف ثروت های عمومی در بی عدالتی محض.اما زمانی که یکباره بحث افزایش شدید قیمت بنزین مطرح شد، باز هم نظرات مخالف و موافق بسیاری را برانگیخت.برخی معتقدند افزایش قیمت ها، مصرف را کاهش می دهد، اما برخی آن را بی تاثیر می دانند. بعضی این اقدام را تورم زا و برخی بدون اثر پیش بینی می کنند.
اما در این میان، عامه مردم می خواهند بدانند که این افزایش قیمت هرچند که تا سال آینده منتفی اعلام شده اگر اتفاق بیفتد، چه تاثیری در تغییر نرخ کالاها و خدمات دارد و تبعات مثبت و منفی آن چیست؟ اما از قدیم گفته اند: خشت اول چون نهد معمار کج... .
این سئوالی ست که در گفت وگو با اقتصاددان ها مطرح کردیم، اما جالب آنجاست که پاسخ آنها در مواقعی، کاملا ردکننده نظرات دیگری ست.
ثروتمندها ضرر می کنند
دکتر جمشید پژویان معتقد است افزایش قیمت بنزین در مجموع آثار مثبتی در پی خواهد داشت. قیمت پایین بنزین در درجه اول باعث می شود میزان مصرف به بیش از حد ضرورت برسد و بهینه نباشد.مصرف زیاد بنزین، باتوجه به اینکه منابع نفت نامحدود است، تخصیص غیرموثر منابع را در پی دارد. ارزی که برای واردات بنزین مصرف می شود، بهتر است به نهاده هایی که در رشد اقتصاد موثر است تخصیص یابد، اما در کشور ما بنزین هدر می رود. افزایش قیمت بنزین باعث بهبود در تخصیص منابع می شود، علاوه بر اینکه استفاده از اتومبیل هم کمتر شده و بر ترافیک - که معضل شهر ماست- اثر مثبت می گذارد. افزایش قیمتی که همراه با کاهش اتلاف بنزین، آلودگی هوا و اتلاف وقت باشد، به نفع جامعه و مصرف کننده است.اما از طرفی باتوجه به افزایش درآمد دولت، باید خدمات حمل و نقل عمومی و کمک به گروه های فقیر بهبود یابد. در مجموع این افزایش قیمت به نفع اکثریت جامعه است، ولی در این میان گروه های ثروتمندی که تعداد اتومبیل بیشتری دارند، زیان می بینند، در حالی که گروه عمده جامعه روستانشین و شهرهای کوچک که اتومبیل شخصی ندارند، می توانند از مزایایی که دولت در قبال افزایش قیمت بنزین در اختیار جامعه قرار می دهد، بهره مند شوند.
مسلما اثرات مثبت این طرح در کوتاه مدت هم می تواند نمایان شود. به محض افزایش قیمت، کاهش مصرف، کاهش آلودگی و ترافیک را داریم. دولت هم اگر برنامه داشته باشد، فورا از این درآمد استفاده می کند و از طرفی می تواند کسر بودجه را از این طریق تامین کند. دلیل عمده تورم، کسر بودجه دولت است که اگر رفع شود، تورم کاهش می یابد.
موجب جهش قیمت کالاها و خدمات می شود
اما دکتر حسین کدخدایی، نظرات دیگری دارد. او معتقد است که افزایش قیمت بنزین باعث جهش قیمت انواع کالا و خدمات می شود. طرح افزایش قیمت بنزین از سال ها پیش مطرح بود و حالا امسال باز هم به مجلس آمده است. قیمت های جدید تعیین شده و نهایتا با نظر مجلس و توافق با دولت به تصویب نهایی می رسد، اما واقعیت این است که در جامعه ما حمل و نقل اهمیت زیادی داشته و باتوجه به سطح زندگی عامه مردم تاثیرگذار است. آیا وسایل نقلیه عمومی می توانند پاسخگوی نیاز حمل و نقل مردم باشند؟ اگر پاسخ منفی ست، پس آنها مجبورند از وسایل نقلیه سواری، تاکسی ها و مسافرکش ها استفاده کنند. در این صورت اگر هزینه ها با نرخ جدید بنزین تمام شود، فوق العاده سنگین است و آثار آن قطعا دامن جامعه را خواهد گرفت، اما در صورتی که یارانه و بنزین دولتی یعنی سیستم چند نرخی حاکم شود، این اثرات سوء تا حدودی تعدیل خواهد شد.در بین عامه تصور این است که اگر نرخ را تعدیل کردیم و به قیمت یکسان و بالایی رسیدیم، مصرف اضافه و بی رویه از بین خواهد رفت، در حالی که این پیش بینی معقولی به نظر نمی رسد، زیرا کسی که از طریق کار با وسیله نقلیه امرار معاش می کند، از این بنزین استفاده کرده و مسلما این افزایش قیمت را با کرایه بیشتری که از مسافر می گیرد، تعدیل می کند. ممکن است درآمدها پایین بیاید، ولی آنها بسرعت از کار خارج نمی شوند.
اما دولت در صورتی می تواند با قدرت از اینگونه اقدامات حمایت کند که قیمت های جدید را برای پنج سال تثبیت و حفظ کند که باتوجه به نوسانات نقدینگی، نرخ تورم و مشکلاتی از این دست، سیستم اقتصادی نمی تواند اطمینانی داشته باشد. اگر حداقل در یک برنامه، قیمت ها حفظ شود، شدیدا قابل دفاع است، اما باتوجه به نوسانات اقتصاد، امکانپذیر نیست. از دیگر سو هیچ تردیدی نیست که وقتی یک کالا به قیمت سنگینی تمام می شود، جامعه باید این هزینه را بپردازد.
اما نکته ظریف در آنجاست که برخی اقلام پایه مصرف عمومی هستند.تعداد زیادی از کسانی که ماشین دارند، با آن به جامعه سرویس می دهند و امرار معاش می کنند. به هر حال سال هاست که در بخش مسکن نیز تسهیلات خاصی به سازندگان املاک داده شده که اگر به قشر مرفه این سرویس ها داده نمی شد، مسکن امروز می توانست پاسخگوی نیاز عمومی باشد.اما اگر بخواهیم یک شبه، نرخ واقعی بنزین را بگوییم، صحیح نیست؛ یعنی نمی توان یک دفعه پا روی پله آخر گذاشت.تحمیل فشارهای تورمی جدید به جامعه، آثار نامطلوب اجتماعی پیش بینی نشده ای به بار می آورد.افزایش قیمت بنزین می تواند دستاویز و وسیله روانی برای آنهایی باشد که می خواهند قیمت ها را بالا ببرند، اگر به هزینه حمل و نقل 10 درصد اضافه شود، ممکن است قیمت کالاها 50 درصد افزایش یابد.شاید با پرداخت یارانه، تبعات سنگین این امر تا حدودی تعدیل شود، اما اگر بخواهیم در دو کفه مثبت و منفی تبعات را بسنجیم، کفه منفی سنگین تر است، مگر اینکه ما قیمت تمام شده روز را در نظر بگیریم، با قیمت کنونی بسنجیم و میانگین این دو را اعلام کنیم؛ یعنی یکباره قیمت تمام شده را اعلام نکنیم. در این راستا، استفاده از کارت هوشمند بنزین هم تا حدی از وخامت اوضاع می کاهد.
باعث افزایش 25 درصدی کرایه ها می شود
دکتر مهدی تقوی، از مخالفان گران شدن نرخ بنزین است.او عقیده دارد وقتی بنزین گران می شود، بنگاه هایی که بنزین و نفت و مشتقات آن جزو نهاده های تولیدشان است، هزینه تولیدشان بالا می رود و در این موقعیت دو حالت پیش می آید؛ یکی اینکه تولید پایین می آید، دیگر اینکه قیمت ها بالا می رود و به این طریق هزینه را پوشش می دهند.
از طرفی هزینه حمل و نقل برای ماشین هایی که بنزین سوزهستند، افزایش می یابد و به دنبال آن قیمت های عمده و خرده فروشی کالا بالا می رود.مسافرکش هایی که حجم عمده نقل و انتقالات روزمره را برعهده دارند با چهار و پنج برابر شدن بنزین، در خوش بینانه ترین حالت تا 25 درصد به نرخ کرایه ها می افزایند.وقتی دولت نمی تواند پالایشگاه ها، خطوط مترو و اتوبوسرانی را توسعه دهد، مردم مجبور می شوند تاوان آن را بدهند.آیا با افزایش 25 درصدی نرخ کالاها و خدمات به حقوق ها هم 25 درصد اضافه می شود، در اوضاعی که فشار تورم روزبه روز بیشتر می شود؟
نفت، ثروت ملی ست؛ ثروتی که به خاطر نبود تجهیزات و امکانات کافی برای تبدیل و استفاده در داخل کشور، به ارزانی فروخته می شود. وقتی مدیریت ها ضعیف است و توسعه ها کند صورت می گیرد، مصرف کننده مجبور می شود هزینه اشتباهات دولت را بپردازد.بنزین هرقدر گران شود، چیزی از مصرف کم نمی شود، چون سیستم مترو و اتوبوسرانی ما ضعیف است.
ارزان فروختن نفت خام و گران خریدن بنزین، در هیچ اقتصادی توجیه ندارد.
به هر حال چاره چیست؟ آیا باید مردم را به پیاده روی زیاد تشویق کنیم یا ماشین ها را گازسوز کنیم؟ اگر سیستم ماشین ها گازسوز شود، مترو توسعه یابد و خطوط اتوبوسرانی کارآمد باشند، هیچ کس ماشین بیرون نمی آورد. استفاده از ماشین، استهلاک و هزینه تعمیر را به دنبال می آورد.افزایش قیمت بنزین، فشار اصلی را به خانواده هایی وارد می کند که زیر خط فقر هستند یا جزو قشر متوسط کم درآمد جامعه، اما این افزایش قیمت برای قشر مرفه هیچ تبعاتی ندارد.توزیع عادلانه درآمد، با این افزایش قیمت ها منافات دارد.کارت هوشمند بنزین در این میان راهگشا نیست، اما خوب است. مثلا اگر برای هر ماشین 5 لیتر در روز در نظر بگیرند، مناسب است، آن هم به شرطی که ممکن گردد برای شخصی های مسافرکش تسهیلاتی در نظر گرفته شود.
منبع:همشهری-15اذرماه 84
کد مطلب 73828
نظر شما