۲۱ آذر ۱۳۸۵ - ۱۵:۱۰
  • کد مطلب: 94804

با توجه به تدوین چشم انداز بیست ساله نظام اقتصادی کشور در افق 1404 قطعا دستیابی به اهداف این سند ملی در گروی احیای برخی از زیر ساخت‌های اولیه است. در این بین جمع آوری و پردازش رخدادهای فعلی به منظور پایش رویدادهای آتی میتواند نقش موثری در توسعه برنامه‌های کلان اقتصادی کشور بویژه در صنعت نفت و گاز داشته باشد. یکی از تکنیک‌های کارا در این خصوص توسعه علم آینده شناسی و آینده پژوهی است که با توسل به این روش‌های خاص مرور سرعت بالای تحولات در ظرف مدت زمان کوتاهی امکان پذیر خواهد بود. در این رابطه وجود و حضور کانون‌های تفکر و تصمیم سازی می تواند کمک شایان توجهی برای دسترسی به اهداف مورد نظر داشته باشد. به بهانه برگزاری اولین هم اندیشی کانون‌های تفکر، با دکتر احمد اسدزاده، دبیر اجرایی این هم اندیشی گفت‌و‌گویی را ترتیب داده ایم که شرح آنرا می خوانید:

تعریفی از کانون‌های تفکر و تاریخچه آنها ارائه فرمایید؟ - کانون تفکر در ساده‌ترین تعریف عبارت است از مراکز سیاست‌پژوهی مستقل، بطوری که اگر بخواهیم تعریف کاملتری از این مراکز ارائه دهیم، بایستی مجموعه‌ای از وظایف متنوع و ویژگی‌های مختلف ‌آنها را برشمرده و جمع بندی را به عنوان تعریف ارائه کنیم. تأسیس و ایجاد کانون‌های تفکر به اوایل قرن بیستم بر می‌گردد یعنی حد فاصل سال‌های 1910 تا 1915 که مراکزی در اروپا و آمریکا تشکیل شدند که هدف اصلی آنها ارائه مشاوره به دولت‌ها در زمینه سیاست‌ها و استراتژی‌های روز بوده است. بعد از جنگ جهانی دوم نیروی هوایی آمریکا اولین کانون تفکر رسمی را با عنوان «رند» در زمینه سیاست‌پژوهی در حوزه‌های نظامی تأسیس کرد. به عبارتی این اندیشگاه را می‌توان مادر کانون‌های تفکر در جهان نامید. این روند تا دهه 1960 ادامه داشت که در این دهه شاهد رشد چشمگیر این مراکز بودیم. امروزه رفته‌رفته رسیدن کانون‌های تفکر کارکردهای مختلف و متنوعی را به عهده می‌گیرند که در نهایت تمام این فعالیت‌ها منوط به همان سیاست‌پژوهی و تولید گزینه‌ها و آلترناتیوهای سیاستی می‌شود. در این مراکز، موجی از مطالعه، ایده‌پردازی، میزگردهای مختلف، تولید برنامه‌های رسانه‌ای و ... انجام می‌شود. آیا این کانون‌های تفکر همان مراکز پژوهشی هستند یا مراکزی متفاوت هستند؟ در واقع تجمیع این فعالیت‌ها نقطه قوت و تمایز کانون‌های تفکر از مراکز پژوهشی محسوب می‌شود و به طوری‌که برخی از این فعالیت‌ها به صورت جدا از هم در مراکز مختلف انجام می‌شود. مهم این است که این فعالیت‌ها به صورت منسجم و با هدف و رویکرد تصمیم‌سازی انجام شود که به این شکل در هیچ کدام از مراکز پژوهشی که ما می‌شناسیم انجام نمی‌شود. در واقع کانون‌های تفکر ساختارهایی ویژه برای ساخت و پرداخت سیاست‌ها و تصمیم سازی است. مشکلی که در کشور ما وجود دارد این است که مقوله تصمیم سازی را از مقوله تصمیم گیری جدا نکردیم و جایی برای آن باز نکردیم. در رابطه با رویکردها و فعالیتهای این مراکز و وجه تمایز آنها از پژوهش‌های مرسوم توضیحاتی را ارائه فرمایید؟ - تصور می‌کنم اگر راجع به نوع فعالیت‌های کانون‌های تفکر صحبت کنیم این مساله شفاف‌تر می‌شود. یکی از رویکردهای عمده و مهم کانون‌های تفکر توجه به مقوله ترویج است. بر خلاف مراکز پژوهشی که فقط به تولید محتوی می‌پردازند. کانون‌های تفکر به ترویج و اثربخشی فرآورده‌های فکری خود خیلی بها می‌دهند و همین خصوصیت بارز است که ساختار کانون‌های تفکر، مهارت‌های نیروی انسانی فعال در آنها و سایر ابعاد این مراکز را تحت تأثیر قرار می‌دهد. به عبارتی توضیح و تفسیر سیاست‌های انتخابی برای رسانه‌ها و افکار عمومی و نخبگان فصل مهمی از مساعی و تلاش‌های این مراکز را شامل می‌شود که دستگاه‌های اجرایی کشور در این زمینه ضعف مفرطی دارند. ویژگی مهم دیگری که فعالیت‌های کانون‌های تفکر از سایر مراکز پژوهشی جدا می‌کند، تأکید و تمرکز این مراکز بر آینده و رخدادهای پیش‌رو است. امروزه در کشورهای توسعه‌ یافته شاهد رشد چشمگیر علم آینده‌شناسی و آینده‌پژوهی (future study) هستیم. این تأکید به نوعی برخاسته از سرعت بالای تحولات است که ما را مجبور به پیش‌بینی (forecast) می‌کند. امروزه حتی بحث آینده‌نگاری (foresight) مطرح است، به این معنا که ما بدنبال ساختن آینده برویم. این ناشی از تغییر پارادایم آینده محتوم و غیرقابل تغییر به آینده قابل پیش‌بینی و قابل تغییر است. هر چند این بحث عمدتا‌ در حوزه و مدیریت تکنولوژی مطرح شده است اما امروزه نسل‌های سوم و چهارم آینده‌نگاری به طرز گسترده‌ای حتی در کشورهای آسیایی از جمله کره، ژاپن،پاکستان و... در حال انجام است که در آن ملاحظات اجتماعی، فرهنگی،اقتصادی و ... هم در نظر گرفته می‌شود. در آینده‌نگاری اهداف مختلفی را دنبال می‌کنیم که از جمله مهم‌ترین آنها می‌توان به حصول اجماع، استراتژیک کردن سازمان نه صرفا تدوین استراتژی، تهیه نقشه‌های راه (road map. و... را اشاره کرد. امروزه در ادبیات مدیریت استراتژیک فرآیند تدوین استراتژی از خروجی آن که متن استراتژی است اهمیت بیشتری پیدا کرده است. اگر این فرآیند، یعنی آینده‌نگاری به خوبی انجام شود و اساسا جایی برای آن باز شود شاهد چشم‌انداز و استراتژی‌هایی خواهیم بود که تا حد قابل قبولی مورد اجماع هستند. چشم‌انداز بیست‌ساله‌ای برای صنعت نفت تدوین شده است اما در جلسات و برخوردهایی که با مدیران میانی و حتی ارشد صنعت نفت داریم در میابیم که بعضا ‌به آن ایرادهای جدی و قابل تأمل وارد می‌کنند، یعنی کسانی که باید مجری این چشم‌انداز باشند خود منتقد جدی‌ آن هستند. اگر قبل از تدوین این چشم انداز، آینده‌نگاری با رعایت اصول کارشناسی شده ای صورت بگیرد تا حد زیادی این مشکلات برطرف خواهد شد. ویژگی مهمی که فعالیت‌های کانون‌های تفکر را از سایر مراکز پژوهشی جدا می‌کند تأکید و تمرکز آنها بر مقولاتی راجع به آینده‌ نظیر آینده‌نگاری و ... است. همین مسأله موجب می‌شود که متدهای مورد استفاده متفاوت باشند و حتی نیروی انسانی فعال در این مراکز هم متمایز باشند عمده نیروهای فعال در این مراکز نیروهای پشتیبانی علمی هستند که دامنه فعالیت آنها مصاحبه، جمع‌آوری و پردازش دیدگاه‌ه‌های خبرگان است. از آنجایی که در خصوص ساختن آینده بحث می‌کنیم، عمدتا باید از روش‌های کیفی در ایده‌پردازی و پیش‌بینی سود جست. نکته مهم دیگری که در معرفی کانون‌های تفکر باید مدنظر قرارداد نقش به اصطلاح مترجمی آنها است. این مراکز نقش فعالی در انتقال دیدگاه‌های کارشناسان به مدیران دارند و به نوعی نقش حلقه واسط را ایفا می‌کنند. این مراکز به واسطه برخورداری از کارشناسان مختلف با دیسیپلین‌های متفاوت قادر خواهند بود با تولید گزارش‌های و خلاصه اجرایی برای مدیران (executive summary) این خلاء را پر کنند؟ این مراکز به صورت دولتی فعالیت می‌کنند و یا مستقل اداره می شوند؟ یکی از مباحث مهم در مقوله کانون‌های تفکر، استقلال و بی‌طرفی این مراکز است. این مراکز به واسطه استقلالی که از دولت دارند می‌توانند نقادان و تحلیلگران مفیدی باشند و با سایر دستگاه‌های دولتی تعاملات منطقی برقرار کنند. در صورتی که چنانچه بخواهید داخل صنعت نفت با بیرون ارتباط برقرار کنید و یک کار تحلیلی انجام خواهد شدکه قطعا با مشکل مواجه می‌شوید به عبارتی ساختار این مراکز به آنها اجازه می‌دهد که به راحتی با رسانه‌ها، مجلس، سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی و سایر ارگان‌ها و مراکزی که به واسطه تصمیمات خود تأثیرات جدی بر روی بدنه اجرایی بگذارند وارد مذاکره و بحث شوند. موضوعاتی همچون اجرای اصل 44، تبصره 13، یارانه های سوخت و ... که موضوع، ابعادی بعضا فرابخشی پیدا می‌کند این مراکز می‌توانند خیلی مؤثر واقع شوند. البته بحث استقلال و بی‌طرفی کانون‌های تفکر در صحنه عمل با چالش‌هایی مواجه می‌شود. که عمده‌ترین آنها تأمین مالی و دسترسی به اطلاعات است به عبارتی اگر این مراکز وابسته به دولت باشند به احتمال زیاد به وادی توجیه سیاست‌ها می‌افتند تا تحلیل و نقادی، اگر هم مستقل باشند در تأمین مالی به مشکل برمی‌خورند. در این مقطع باید سازوکار و تفاهم‌نامه‌هایی را تعریف کرد که کانون‌های تفکر بتوانند به درستی به وظیفه خود که تحلیگری و سیاست‌ پژوهی بیطرفانه است بپردازند، البته دولت هم می‌تواند در سطوح عالی بودجه‌ای را برای حمایت از این مراکز در نظر بگیرد که این موضوع کمابیش و به ندرت در حال انجام است. به هر صورت تلاشی دو سویه باید انجام شود، از یک طرف دولت‌ها نباید خود را بی‌نیاز از نقادی، تحلیلگری و تصمیم‌سازی جدا ببینند و از سوی دیگر کانون‌های تفکر باید اعتمادسازی کنند و توانمندی خود را اثبات کنند. یک سری قوانین و مقررات هم باید در وزارت نفت اصلاح شود که البته در هیچ وزارتخانه‌ای جایی برای این نوع از پژوهش‌ها و حمایت از آنها دیده نشده است و این خود مانع بزرگی در مسیر کار است. مدت زمان زیادی هم از تصویب آیین‌نامه کانون‌های تفکر در وزارت علوم نمی گذرد که تا مرحله اجرا موانع بسیاری پیش روی دارد. نیروی انسانی فعال در این مراکز چه شاخصهایی باید داشته باشد و چه ترکیبی از نیروها و تخصصها در این مراکز وجود دارد؟ - یکی از مسائل مهم این مراکز نوع نیروهای آنها است. نیروهایی که در این مراکز کار می‌کنند باید منعطف، خلاق، دارای فن بیان و قلم قوی و البته تخصص باشند. ترکیب نیروهای فعال در کانون‌های تفکر را تعداد کمی نیروی تمام وقت و تعداد زیادی نیروهای پاره وقت جهت پشتیبانی علمی تشکیل می‌دهند. در این مراکز گروه‌های مختلف فعالیت می‌کنند. برخی از آنها در خصوص ارزش‌های سازمانی و ملی که باید زیربنای سیاست‌ها قرار گیرند تحقیق می‌کنند، برخی دیگر در کار تولید نظریاتی مبتنی بر این ارزش‌ها و بنیادهای فوق الذکر هستند و برخی دیگر کارشان ساخت و پرداخت سیاست‌های مبتنی بر نظریات پیش گفته است. تولید این نظریات که طیف متنوعی از مباحث مدیریت مرتبط به تکنولوژی و اقتصاد و سیاست را شامل می‌شود. باید اقدامات زیاد و به ظاهر غیر مرتبطی انجام شود که یکی از این اقدامات دیده بانی و رصد تحولات است که لازمه تولید نظریه و گزینه تصمیم سازی است. در این زمینه کارهای موثری در وزارت دفاع انجام شده که قابل استفاده است. در پژوهشگاه صنعت نفت هم گروهی برای همین منظور یعنی رصد و پایش تحولات ایجاد شده است. در این مراکز افرادی تربیت می‌شوند که می‌توانند به عنوان مدیران استراتژیک صنعت نقش‌آفرینی کنند. نیروهایی که از یک سو دستی در علوم آکادمیک داشته و از سویی دیگر با مسائل جاری صنعت برخورد نزدیک دارند و آنها را لمس می‌کنند. کانون‌های تفکر به واسطه ساختاری که دارند محل مناسبی برای انتقال تجارب خبرگان به جوانان هستند و این موضوع بسیار مهمی است که در این مراکز دنبال می‌شود؛ طرحی که از سوی ریاست ‌‌جمهور تحت عنوان مشاوران جوان مطرح شد نیز در همین راستا است. بدین ترتیب ضمن ممانعت از رشد بعضا بادکنکی افراد، مدیران کارآمدی هم تربیت و محیط صنعت پذیرای آنها می‌شود. این مسأله در محیط‌هایی مثل صنعت نفت اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که بخش عمده‌ای از دانش به صورت ضمنی در سینه خبرگان نهفته شده و استخراج آن نیازمند برقراری ارتباط مؤثر و تکامل ‌یافته‌ای است. مشابه مدلی که در صنعت نفت نروژ جریان دارد و آنجا هم تشکل‌هایی مخصوص جوانان برای بررسی چالش‌های صنعت نفت تشکیل شده است که امکان انتقال تحلیل‌هایشان را هم به مدیران ارشد دارند. در نروژ تشکیلاتی بنام og2l وجود دارد که حیطه فعالیتش تدوین استراتژی‌ها و تحلیلگری در زمینه سیاست‌های صنعت نفت آن کشور است. در اروپا با شبکه‌ای از مراکز اینچنین مواجه می‌شویم که تحت عنوان "یوروگیف" به سیاست‌پژوهی در زمینه صنعت نفت و گاز می‌پردازند. در ژاپن شبکه‌ای از کانونهای تفکر تحت عنوان نیرا (NIRA) وجود دارد که کارشان تحلیلگری و سیاست‌پژوهی در زمینه‌های مختلف است. امروزه کانون‌های تفکر در قالب یک شبکه به هم متصل فعالیت می‌کنند که براحتی بتوانند از مزایای هم‌افزایی و گردش اطلاعات بهره‌مند شوند، در صنعت نفت کشورمان هم می‌توان به واسطه تنوع و گستره‌ای که دارد شبکه‌ای از کانون‌های تفکر برپا کرد که البته برای رسیدن به این مرحله نیازمند گذراندن مقدمات فراوانی هستیم. به هر حال بحث آموزش و تربیت مدیران استراتژیک از کارکردهای اصلی کانونهای تفکر به شمار می آید. آیا کانون‌های تفکر همان اتاق‌های فکر هستند که جمعی از خبرگان برای مشاوره در آنجا جمع می‌شوند؟ - کانون تفکر اعم از اتاق فکر است یعنی اینکه فراتر از یک محفل و جلسه مشورتی است و نیازمند افراد و نیروهایی تمام وقت است. بر خلاف اتاق فکر که به برگزاری جلسات مشورتی محدود می‌شود. انچه حائز اهمیت نفس رویکرد فوق‌الذکر است که به لحاظ مخاطب، هم از حیث خروجی و هم به لحاظ متدهای پژوهشی تفاوت‌های بارزی با مراکز مرسوم پژوهشی دارند. نقش اصلی کانون‌های تفکر تصمیم‌سازی است که ملاحظات متفاوتی با پژوهش‌های مرسوم دارد. در این رویکرد باید توجه خاصی به مخاطب، آینده موضوع مورد نظر و تحلیل گزینه‌های مختلف مبذول کرد و همچنین باید توجه ویژه‌ای به اثربخشی و میزان جذابیت تصمیم و امکان اجرای تصمیمات و تمهیدات لازم و فرصت‌ها و چالش‌های پیش رو داشت. که اینها موجب می‌شود در ارزیابی کانون‌های تفکر هم شاخص‌های متفاوتی را مد نظر بگیریم که خود یک بحث دیگر را می‌طلبد. همچنین این مراکز، می‌توانند به عنوان چشمان ناظر و آگاه نخبگان بر روند فعالیت‌ها و سیاست‌های اتخاذ شده نظارت کنند، این نظارت از مرحله قبل از تصمیم‌گیری تا مرحله تصمیم‌گیری و اجرا ادامه دارد. به عبارتی این مراکز می‌توانند محمل مناسبی برای اعمال نظارت عمومی بر مراکز و ارگان‌های تخصصی دولتی باشند و مطالبات، درخواست‌ها و انتظارات مردم را به دولت منتقل کرده و عملکرد قوی وشفافی را از آنها مطالبه کند. این خود نقشی ممتاز است که کانون‌های تفکر را از مراکز شبیه به آن جدا می‌کند. اهداف برگزاری هم اندیشی اخیر را تشریح فرمایید؟ - در هم‌اندیشی که پیش رو داریم قصد داریم که ضمن معرفی مبانی و چارچوب‌های کاری کانون‌های تفکر، موانع و فرصت‌های پیش رو جهت ایجاد و یا حمایت از کانون‌های تفکر در صنعت نفت را مورد بررسی قرار دهیم. این هم اندیشی در ادامه دو نشست قبلی است که در دانشگاه‌های تهران و صنعتی شریف برگزار شد. به طور کلی هدف از برگزاری این نشست‌ها ترویج این رویکرد و نهادینه سازی آن و البته بررسی برخی مسائل و چالش‌های مهم مطرح در صنعت نفت کشور است. در این جلسات موضوع مدیریت مخازن نفت و گاز و چالش‌های مرتبط با آن بررسی خواهد شد که شامل مباحث مختلفی در حوزه سیاست‌گذاری برای مخازن کشور است که از جمله آنها می‌توان به موضوعاتی از جمله ساختار مدیریت مخازن، مدیریت ریسک برای مدیریت مخازن، مدیریت تکنولوژی و مدیریت مخازن، آموزش نیروی انسانی و....و بحث سازوکارهای سیاست‌گذاری و کانون‌های تفکر اشاره داشت. سعی براین است که در خلال برگزاری این نشست‌ها مراکز مرتبط را با این مسائل درگیر کنیم و تا بتوانیم سندی ملی را در خصوص مدیریت مخازن تدوین کنیم.
کد مطلب 94804

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 + 0 =