کمبود منابع مالی برای پالایشگاه‌سازی را نباید به بی‌علاقگی تعبیر کرد

صنعت نفت در سال پایانی دولت دوازدهم درحال دست و پنجه نرم کردن با سیل بی‌امان انتقادها که نه، سیاه‌نمایی‌هایی است که زمینه را برای آماج حملات غیرمنصفانه مهیا کرده است؛ افرادی که مترصد فرصتی برای موج سواری در این سیلاب گل آلود هستند، گویا فراموش کرده‌اند ترازوی نقدشان باید عدالتی را برقرار کند که بانیان و عوامل اجرای این پروژه‌ها از کارگران و متخصصان گرفته تا مجریان پروژه‌ها را زیر سؤال نبرد و نقد بگم بگمشان گره‌ای از پیش روی چالش‌ها باز کند، نه اینکه باری مضاعف را روی دوش همرزمانشان قرار دهد.

به گزارش شانا، از جمله مباحثی که  به‌تازگی نقل محافل رسانه‌ای شده مربوط به پروژه «ستاره خلیج‌فارس» است؛ افزایش ظرفیت تولید بنزین حقیقتی انکارناپذیر است که با جامه عمل پوشاندن به آن توسط این پالایشگاه، صنعت پالایش توانست حق مطلب را در دوره پرتنش تحریم‌ها تمام و کمال ادا کند؛ موضوعی که با گیر افتادن در گرداب خودتحریمی‌ها از سوی برخی جریاناتی که سعی در وارونه جلوه دادن وقایع دارند، دچار تناقض آمار و ارقامی شده است. در همین خصوص با یکی از دست‌اندرکاران صنعت پالایش که در دولت یازدهم سمت مدیریت برنامه‌ریزی تلفیقی شرکت ملی پالایش و پخش فرآورده‌های نفتی را برعهده داشت به گفت‌وگو نشستیم. شهاب‌الدین متاجی صفر و صد جریانات رخ داده در این پروژه پرحاشیه را براساس مشاهدات و استناد به آمار موجود به تصویر کشید.

ابتدا اشاره‌ای کنید به اینکه در چه فرآیندی ایده ساخت و مطالعات امکان‌سنجی پالایشگاه میعانات گازی «ستاره خلیج‌فارس» شکل گرفت و طی چه فرآیند عملیاتی شد؟

در سال ۸۱ هم‌زمان با آغاز راه‌اندازی فازهای پارس جنوبی فکر تکمیل زنجیره ارزش محصولات این میدان گازی در وزارت نفت شکل‌ گرفت. در آن برهه برای محقق کردن تکمیل زنجیره ارزش محصولات ایده‌های مختلفی نیز مانند GTL، LNG و پالایشگاه میعانات گازی مطرح شد. GTL به دلیل هزینه زیاد سرمایه‌گذاری، ارتباط آن با قیمت نفت خام و غیراقتصادی بودن فقط تا مرحله پایلوت پیش رفت، اما فکر تولید ال‌ان‌جی و ایجاد پالایشگاه میعانات گازی در شرکت‌های تابع وزارت نفت پیگیری شد.

به این منظور برای انجام مطالعات فنی و اقتصادی درباره تأسیس پالایشگاه میعانات گازی در شرکت ملی پالایش و پخش با همکاری مدیریت برنامه‌ریزی تلفیقی و شرکت ملی مهندسی و ساختمان نفت یک قرارداد با شرکت «فاستر ویلر» امضا شد؛ «فاستر ویلر» نمودار فرآیندی کلی پالایشگاه را بررسی و با توجه به نیاز کشور، نمودار فرآیندی برای تولید حداکثری بنزین را تأیید کرد. این مطالعات در سال ۸۲ تحویل شرکت ملی پالایش و پخش شد و برای تعیین محل پالایشگاه نیز گزینه‌های مختلفی مانند بندر ماهشهر، عسلویه و بندرعباس مطرح و در نهایت براساس مطالعات فنی و اقتصادی گزینه بندرعباس تأیید شد. بلافاصله پس از دریافت نتیجه مطالعات فوق شرکت ملی مهندسی و ساختمان نفت اقدام به عقد قرارداد و انجام طراحی بنیادی با مشارکت دو شرکت ایرانی ODCC و شرکت هندی EIL کرد. طراحی بنیادی در سال ۸۴ به پایان رسید و مدارک آن برای انجام مراحل بعدی پروژه یعنی طراحی تفضیلی و ساخت و نصب آماده شد.

به این نکته باید توجه شود که راه‌اندازی نخستین فاز پارس جنوبی در سال ۸۱ بود و در سال ۸۴ بسته طراحی بنیادی و پالایشگاه میعانات گازی بندرعباس یا همان ستاره خلیج‌فارس آماده شد. به این ترتیب در سال ۸۵ پروژه پالایشگاه میعانات گازی بندرعباس به‌عنوان مهم‌ترین طرح پالایشی کشور روی میز مدیرعامل وقت شرکت ملی پالایش و پخش فرآورده‌های نفتی ایران قرار گرفت. برای ساخت پالایشگاه شرکت پالایش نفت ستاره خلیج‌فارس تأسیس شد. ابتدا ۴۰ درصد سهام متعلق به شرکت ملی پالایش و پخش فرآورده‌های نفتی ایران، ۳۵ درصد متعلق به شرکت سرمایه‌گذاری تأمین اجتماعی، ۱۰ درصد متعلق به صندوق بازنشستگی صنعت نفت و ۱۵ درصد متعلق به شرکت اندونزیایی star petro gas corporaion (spc) بود. با همکاری شرکت ملی مهندسی و ساختمان و spc مطالعات فنی و اقتصادی بر پایه مطالعات انجام‌شده توسط «فاستر ویلر» بازنگری شد و سرانجام به تکمیل و روزآمد کردن برای ظرفیت پالایش روزانه ۳۶۰ هزار بشکه‌ای این پالایشگاه منجر شد.

در آن مقطع به غیر از ستاره خلیج‌فارس طرح‌های دیگر پالایشی هم در دست اقدام بود؟

پروژه ستاره خلیج‌فارس تنها طرحی نبود که اجرای آن به سال ۸۵ موکول شد، بلکه در سال‌های ۸۰ تا ۸۴ توسعه و نوسازی پالایشگاه‌های موجود برای افزایش کمّی و بهبود کیفی محصولات مورد توجه قرار گرفت. از آن جمله می‌توان به بنزین‌سازی‌های پالایشگاه‌های تهران، اصفهان، تبریز، بندرعباس و گوگردزدایی نفت سفید و نفت‌گاز پالایشگاه تهران و تبریز، اصفهان، بندرعباس و مجتمع کراکینگ کاتالیستی آبادان و طرح مهم تبدیل نفت کوره پالایشگاه اراک اشاره کرد، بنابراین دوره ۸۰ تا ۸۴ را می‌توان دوره مطالعه و طراحی پروژه‌های تحول صنعت پالایش نفت کشور دانست که اجرای آنها به‌طور اجتناب‌ناپذیر از سال ۱۳۸۵ باید آغاز می‌شد. البته لازم می‌دانم تلاش‌ها و حمایت‌های مدیرعاملان شرکت ملی پالایش و پخش در آن سال‌ها یعنی آقایان آقایی، نعمت‌زاده، شهنازی‌زاده و ضیغمی در اجرای طرح‌های تحول صنعت پالایش نفت کشور را یادآوری کنم.

چه شرکت‌هایی در پروژه ستاره خلیج‌فارس مشارکت کردند؟

پس از تشکیل شرکت پالایش نفت ستاره خلیج‌فارس در سال ۸۵ برای طراحی تفصیلی و اجرا با شرکت‌های اسنام پروجتی ایتالیا، بینا و تهران‌جنوب قرارداد منعقد و در سال ۸۹ کار به شرکت فرادست انرژی واگذار شد. شایان ذکر است که شرکت spc پس از آغاز تحریم از مشارکت کناره‌گیری کرد.

این پروژه با چند درصد پیشرفت فیزیکی به دولت یازدهم تحویل شد؟

این پروژه با پیشرفت تئوریک حدود ۶۰ درصد به مسئولان دولت یازدهم تحویل شد، بلافاصله پس از آغاز کار دولت جدید، بنده به اتفاق مهندس صادق‌آبادی به دستور وزیر محترم نفت از پالایشگاه بازدید کردیم. براساس مشاهده‌ها باید گفت تنها مخازن پالایشگاه، خط لوله انتقال میعانات و تعدادی فونداسیون‌ها اجرا شده بود. احتمال می‌رود پیشرفت ۶۰ درصدی ناشی از پیش‌پرداخت‌های قراردادهای ساخت تجهیزات و پیمانکاران بوده باشد، بدیهی است این‌گونه گزارش پیشرفت پروژه بیانگر پیشرفت فیزیکی و تخمین زمان لازم تا راه‌اندازی نباشد.

با توجه به حواشی اخیر مطرح شده در خصوص کم‌کاری در ساخت پالایشگاه به نظر شما در زمان کدام دولت و لیدری کدام وزیر روند پالایشگاه‌سازی به اوج رسید؟

درباره ساخت پالایشگاه‌ها باید این را در نظر داشت که با توجه به خصوصی‌سازی، دولت مجاز به سرمایه‌گذاری در صنعت پالایش نفت نیست و حداکثر می‌تواند ۲۰ درصد سهام پالایشگاه را دارا باشد. تاکنون مطالعات فنی و اقتصادی چند پالایشگاه میعانات گازی، نفت خام و نفت خام سنگین انجام شده و طراحی بنیادی برخی از آنها هم صورت گرفته، اما به مرحله اجرا در نیامده است. علت این موضوع عدم امکان تأمین مالی است. بخش خصوصی و عمومی قادر به تأمین مالی طرح‌ها نیستند و سرمایه‌گذار خارجی هم به دلیل تحریم حاضر به سرمایه‌گذاری نیست. مشکل اصلی درباره توسعه نیافتن این صنعت فقدان منابع مالی است و بدون ارائه راه‌حلی واقعی برای تأمین مالی تنها می‌توان شعار داد.

با توجه به هجمه‌های اخیر، برخی آمار ارائه‌شده حکایت از این دارد که «واردات بنزین در سال‌های ۹۴ تا ۹۷ سیر صعودی یافته است، به‌گونه‌ای که در سال ۹۶ به واردات ۱۳ میلیون در روز منجر شده است» (همان سال افتتاح فاز نخست ستاره). با توجه به آمار و ارقام موجود و افزایش ظرفیت تولید بنزین با تکمیل ساخت ستاره خلیج‌فارس، این موضوع چگونه امکان‌پذیر می‌شود که با افزایش میزان تولید بنزین، ‌میزان واردات آن نیز افزایش یابد؟

 تولید بنزین در کشور طی سال‌های ۹۰ تا ۹۵ برابر ۵۶ تا ۶۶ میلیون لیتر در روز بوده است و مصرف در سال‌های فوق ۶۰ تا ۷۲ میلیون لیتر در روز گزارش شده و بدیهی است تفاوت مقادیر فوق باید از طریق واردات تأمین می‌شد. یکی از مشکلاتی که ابتدای کار وجود داشت پایین بودن حجم ذخیره بنزین بود و با توجه به محدود بودن تولید داخلی در آن زمان مقداری از واردات صرف افزایش حجم ذخیره بنزین شد. به زبان ساده‌تر، با کاهش واردات حجم ذخیره کاهش داده شد. دولت بعدی با توجه به رعایت مصالح کشور ناگزیر از افزایش حجم ذخیره‌سازی بود. با این تفاسیر درست است امروز افرادی که به مصالح واقعی کشور توجه کردند مورد تبلیغ سوء قرار گیرند؟

توجه به این نکته ضروری است تولید بنزین که در سال ۹۵، ۶۶ میلیون لیتر در روز بود در سال ۹۸ به ۱۱۰ میلیون لیتر در روز رسید و مصرف از ۷۲ میلیون لیتر در سال ۹۵ به ۹۸ میلیون لیتر در سال ۹۸ رسید و راه‌اندازی فازهای سه‌گانه پالایشگاه ستاره خلیج‌فارس کشور را به صادرکننده بنزین تبدیل ساخت.

وقتی پروژه به دولت یازدهم رسید میزان سرمایه‌گذاری و نحوه تأمین منابع مالی ساخت ستاره چه تغییری کرد؟

هزینه‌های انجام شده از ابتدای شروع پروژه به این شرح است:

در سال ۸۵: ۲۳ میلیون یورو

در سال ۸۶: ۶۲ میلیون یورو

در سال ۸۷: ۵۲ میلیون یورو

در سال ۸۸: ۳۴۷ میلیون یورو

در سال ۸۹: ۱۹۵ میلیون یورو

در سال ۹۰: ۳۳۹ میلیون یورو

در سال ۹۱: ۵۸۲ میلیون یورو

در سال ۹۲: ۵۹۶ میلیون یورو

در سال ۹۳: ۶۶۵ میلیون یورو

در سال ۹۴: ۵۴۱ میلیون یورو

۶ ماه اول سال ۹۵: ۱۳۷ میلیون یورو

به این ترتیب طی هفت سال از سال ۸۵ تا پایان سال ۹۱ مبلغ ۱۶۰۰ میلیون یورو هزینه شد و در چهار سال بعدی ۱۹۳۹ میلیون یورو. در مجموع می‌توان گفت هزینه برآوردشده اجرای طرح ۳ هزار و ۵۳۹ میلیون یورو بوده است. در واقع در هفت سال نخست اجرای پروژه ۴۵ درصد هزینه شده و در چهار سال بعدی تا زمان راه‌اندازی نخستین واحد فرآیندی ۵۵ درصد هزینه صورت گرفته است. در سال ۹۳ به‌منظور بهبود تأمین مالی ترکیب سهامداران به این شکل تغییر یافت؛ شرکت ملی پالایش و پخش ۱۷.۹ درصد، صندوق بازنشستگی صنعت نفت ۳۳.۱ درصد و شرکت نفت و گاز تأمین ۴۹ درصد. بر این اساس امکان دریافت تسهیلات مالی از صندوق توسعه ملی فراهم شد که کمک شایانی به ادامه طرح کرد.

به این نکته هم اشاره بفرمایید که تحریم چقدر در روند ساخت پالایشگاه اخلال ایجاد کرد و برجام چه میزان کار را تسریع بخشید؟

با توجه به اینکه طراحی بنیادی و خرید دانش فنی در سال‌های قبل از تحریم انجام شده بود تأثیر تحریم از نظر کمی اندک بود ، اما در برخی بخش‌های مربوط به تجهیزات حیاتی تأثیر گذاشت. در زمان برجام امکان تأمین تجهیزات مهیا شد، در شرایطی که برجام وجود نداشت چند ماه راه‌اندازی به تأخیر می‌افتاد، زیرا تجهیزات جایگزین کارآیی لازم را نداشت و رفع اشکال آنها توسط کارشناسان ایران نیاز به صرف چند ماه وقت بود.

مسیر حرکت وزارت نفت را در سال‌های گذشته چگونه ارزیابی می‌کنید؟

عملکرد مصرف روزانه گاز در کشور حدود ۵۰۰ میلیون مترمکعب است. این عدد معادل ۳ میلیون و ۷۷۰ هزار بشکه فرآورده نفتی است و با الگوهای موجود پالایشی ایران این میزان فراورده نیاز به تصفیه ۵ میلیون بشکه در روز نفت خام است؛ موضوعی که هم از نظر امکان تولید و هم سرمایه‌گذاری پالایش غیرممکن است. یعنی نیاز به ۲۵ پالایشگاه با ظرفیت ۲۰۰ هزار بشکه در روز دارد، بنابراین سرمایه‌گذاری در میدان‌های گازی کشور اولویت نخست صنعت نفت بوده است و مسیر حرکت وزارت نفت در سال‌های گذشته عقلانی و براساس مصالح کشور بوده است و اکنون نیز اولویت تأمین نیاز داخلی کشور به انرژی باید براساس توسعه صنعت گاز و گاز مایع باشد. اولویت بعدی توسعه پالایشگاه‌های موجود بریی کاهش تولید نفت کوره و تصفیه نفت کوره است. توسعه این پالایشگاه‌ها معادل ایجاد دو پالایشگاه با ظرفیت ۲۰۰ هزار بشکه در روز است، یعنی با اجرای این طرح‌های توسعه‌ای ۴۰۰ بشکه در روز از مصرف نفت خام صرفه‌جویی می‌شود و توان صادراتی را بالا می‌برد. با توجه به مزیت‌های کشور در زمینه نیروی انسانی، طراحی، اجرا، بهره‌برداری و ساخت تجهیزات به جای صادرات نفت خام تأسیس پالایشگاه‌های صادراتی به‌منظور صادرات محصولات نفتی و پتروشیمیایی نیز ضروری است.

فکر می‌کنید با توجه به شرایط اقتصادی و سیاسی کشور که با کمبود بودجه مواجه هستیم احداث پالایشگاه‌های نفتی مقرون‌به‌صرفه است یا میعانات گازی؟

در مورد ساخت پالایشگاه‌ها مسئله مهم ارزیابی اقتصادی است و حالت‌های مختلف باید مطالعه و بررسی شود و با توجه به شرایط و امکان تأمین مالی، بازار مصرف، ارزش‌افزوده و هزینه عملیاتی بهترین حالت انتخاب شود. پالایشگاه‌های میعانات گازی به دلیل ساده‌تر بودن هزینه کمتری دارد که تقریباً نصف هزینه یک پالایشگاه نفت خام را دربر می‌گیرد، بنابراین در اولویت سرمایه‌گذاری قرار می‌گیرند؛ نوع محصولات نیز در انتخاب مؤثر است. پالایشگاه میعانات گازی حدود ۹۶ درصد گاز مایع، بنزین، سوخت جت، نفت گاز و خوراک پتروشیمی تولید می‌کند و پالایشگاه‌های مدرن نفت خام ۹۲ درصد محصولات فوق و ماده اولیه روغن تولید می‌کنند. با توجه به افزایش حجم در اثر فرآیندهای کراکینگ حدود ۱۲ درصد نفت کوره نیز تولید می‌شود، بنابراین در پالایشگاه مدرن نفت خام در مورد هزینه ساخت آن حدود سه برابر ساخت پالایشگاه میعانات گازی است. افزایش حجم وجود دارد که در ارزیابی اقتصادی آثار قابل بررسی است.

در سیاست پتروپالایشگاه‌سازی، وزارت نفت و شرکت ملی پالایش و پخش چه میزان تأثیرگذار بودند و میزان تأمین خوراک پتروشیمی‌ها توسط پالایشگاه‌های موجود چه پیشرفتی کرد. برای مثال تا قبل از مصوب شدن پتروپالایشگاه‌سازی در مجلس، ستاره خلیج‌فارس خوراک پتروشیمی تبریز و اراک را تأمین می‌کرده که بنا بود تأمین خوراک دو پتروشیمی دیگر یعنی اصفهان و ماهشهر را نیز به عهده بگیرد.

احداث پتروپالایشگاه فکر جدیدی نیست و هم‌زمان با راه‌اندازی اولین فاز پارس جنوبی در کنار ساخت پالایشگاه برای تولید بنزین و نفت گاز مورد نیاز کشور ساخت پتروپالایشگاه نیز مدنظر قرار گرفت که به احداث پتروشیمی برزویه انجامید و در سال ۸۶ راه‌اندازی شد. از سال ۸۰ مطالعات و سپس طراحی آن آغاز شد و حدود هفت سال مراحل مطالعه اولیه طراحی بنیادی طراحی تفصیلی و اجرا طی شد تا در سال ۸۶ به بار بنشیند. این مجتمع یکی از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان آروماتیک جهان است و هیدروکربن‌های سبک‌تر موجود در میعانات گازی به پتروشیمی دیگری برای تولید الفین‌ها ارسال می‌شود.

بنابراین سیاست حمایت از پالایشگاه و مجتمع‌های پالایشی و پتروشیمی در وزارت نفت همواره برقرار بوده است. نمونه‌های دیگر آن احداث سیستم تولید پروپیلن در پالایشگاه‌های اراک و آبادان و طرح ارتقای نفت کوره اصفهان است. کمبود منابع مالی برای احداث واحدهای پایین‌دستی را نباید به عدم علاقه و انگیزه به ساخت چنین واحدهایی تعبیر کرد. عموم کارشناسان از این مسائل و ریشه‌های آن به‌خوبی آگاهی دارند.

به‌عنوان پرسش پایانی بفرمایید اگر در تکمیل ستاره خلیج‌فارس تسریع نمی‌شد، صنعت نفت و پالایش چه میزان متضرر می‌گشت؟

به نظرم اگر در احداث پالایشگاه تسریع نمی‌شد با توجه به رشد مصرف بنزین واردات بیشتری صورت می‌گرفت و هزینه‌های مالی نیز افزایش می‌یافت. اقدام‌های انجام‌شده مخصوصاً از زمانی که شرکت ملی پالایش و پخش توجه بیشتری به اعمال مدیریت در پالایشگاه ستاره کرد نقش مؤثری در تکمیل پروژه داشت. بسیاری از تجهیزات خریداری‌شده دارای اشکالات زیادی در طراحی بود که سبب شد راه‌اندازی واحد با تأخیر و مشکلات بسیاری همراه باشد. در واقع این اشکالات به مدیریت توانا، باتجربه و بهره‌گیری از کارشناسان خبره نیاز داشت که این مشکلات با حمایت شرکت ملی پالایش و پخش فرآورده‌های نفتی و تلاش کارشناسان پالایشگاه برطرف شد.

سمیه مهدوی

منبع: پایگاه خبری - تحلیلی مثلث انرژی

کد خبر 306878

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 9 =